تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - ایا شکست در مصر ، شکست اسلام گرایان است ؟

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در ابتدا لازم می دانم از غیبت طولانیم در وب سایتم اظهار تأسف و عذرخواهی کنم متأسفانه این وضعیت همچنان ادامه می یابد و قادر نیستم همانند سابق در وب فعالیت مستمر داشته باشم اما اوضاع و احوال مصر وادارم کرد مطلبی هر چند کوتاه بنویسم . 

بنده در سخنرانی  گذشته ام در دانشگاه پیام نور مریوان وضعیت مصر را شکننده نامیدم این پیش بینی زمانی صورت گرفت که تقریبا همه ی تحلیلگران داخلی این باور را نداشتند .
برای رسیدن به ادله ای که پیش بینی من بر آن مبنا قرار داشت لازم است نگاهی به ترکیب جمعیتی مصر بیندازیم :
عده ای با اتکا بر آمار و ارقام جمعیت مسلمین مصر را 95 درصد می دانند به نظر من اولین اشتباه تحلیلگران در همین نکته نهفته است . جالب اینکه در سایت های مصری ، مصریان مسلمان نیز با حساسیت خاصی از این آمار دفاع می کنند و به هیچ وجه حاضر نیستند کوتاه بیایند اما ندیدن و باور نکردن واقعیات موجب می شود واقعیات با زور خود را بر ما تحمیل کنند .
اینکه مسیحیان فقط 5% جمعیت مصر را تشکیل می دهند به هیچ عنوان صحیح نیست و تنها آمار سازی است توجه به برخی مسائل مهم در حوادث سالهای اخیر مصر به خوبی این موضوع را روشن می سازد . در مصر همگی به خوبی منازعه ی قبطی مسلمان را می شناسند اگر واقعا قبطیان تنها پنج درصد هستند به راحتی در جامعه ی 95 درصدی هضم شده اند و هیچ اعتراض و منازعه ای از آنان در جامعه نمود نخواهد داشت جمعیت 4 میلیون نفر در مقابل 76 میلیون عملا نمی تواند اثر گذار باشد ضمن اینکه دقت به این نکته ضرورری است که مصر 27 استان دارد قاعدتا مسیحیان در این استانها  پراکنده هستند اگر حتی فرض کنیم آنان در چند استان حضور دارند باز در مقابل انبوه مسلمین عددی به شمار نمی روند پس اگر واقعا مسیحیان این آمار ناچیز را تشکیل می دهند این همه منازعه بر سر چیست ؟
مسیحیانی که در سایت ها فعال هستند می گویند که 20 میلیون نفر از جمعیت مصر مسیحی هستند به نظر می رسد این ادعا نیز نوعی بلوف باشد و مسیحیان نمی توانند 25% جامعه مصر را تشکیل بدهند اما عددی نزدیک به 18 درصد واقع بینانه تر است .
از طرفی دیگر صوفیان مصر جمعیت قابل توجهی هستند این افراد فقط در هسته مرکزی ائتلافی که تشکیل دادند ده هزار نفر مرید داشتند با نگاهی به مناسک این فرقه و جمعیتی که در آن شرکت می کنند و برخی آمار ها بسیاری را به این باور رسانده است صوفیان نیز حداقل 27% جمعیت مصر را تشکیل می دهند .
عده ای معتقدند جمعیت صوفیان مصر 20 الی 30 میلیون نفر هستند  که در این صورت 37 درصد مصریان صوفی هستند که به نظر می رسد این ادعا نیز در 37% اغراق آمیز و  در مقابل 20% بسیار دست پائین است .
شیعیان اثنی عشری نیز حدود 2 میلیون نفر را تشکیل می دهند (2.5 درصد ) سلفی ها نیز حدود 5 میلیون نفر را درون جامعه ی مصر جذب خود کرده اند. ( 6.25)
موردی دیگر که بسیار حائز اهمیت است و کمتر به آن توجه می شود آمار مسلمینی است که اعتقاد به تشکیل حکومت اسلامی ندارند و یا در خصوص امکان تشکیل آن تردید جدی دارند و یا با تکیه بر وقایع جهان اهل سنت در سیصد سال صدر اسلام و نظرات بزرگان اهل سنت همچون رشید رضا   برخی راههای رسیدن به حکومت را ( همانند استیلا ) مشروع می دانند  . به نظر می رسد این افراد حداقل 15درصد جمعیت مصر را تشکیل بدهند . بنا بر این برای این افراد اقدام ارتش مصر خیلی غیر مشروع نیست. علاوه ی بر همه ی اینها آمریکا و اسرائیل نیز نمی توانند حکومت اخوان در مصر را تحمل کنند .
مجموع این عوامل یعنی ترکیب جمعیتی مصر ، وقایع سیصد سال اول اسلام که برای برخی مرجع است و نیز نظر نظریه پردازان اهل سنت و اشتباهات مکرر اخوانی ها و دخالت خارجی وضع را به اینجا رسانیده است.
اخوان المسلمین مصر با بها دادن به سلفی ها از صوفی ها و شیعیان و مسیحیان فاصله گرفت چرا که سلفی ها با نظریات عجیب و غریب خود حتی دل سنی ها را هم بدرد آورده اند چه برسد به شیعه و یا مسیحی و صوفی .مزید بر آن مرسی با برخی کوتاه آمدن ها در مقابل اسرائیل و غرب خیال می کرد که آنان نیز همانند خودش در تحلیل مسائل ساده انگار هستند البته این ساده اندیشی تنها مختص مرسی و مصر نیست حتی در ایران نیز عده ای جوری عمل می کنند که گوئی  دعوای ایران و آمریکا بر سر چند گونی سیب زمینی است آنان بسیار ساده با وقایع برخورد می کنند که این ساده لوح بودن نیز به آنان ضربه خواهد زد . این ساده اندیشی مرسی را از غرب غافل کرد و نتوانست بفهمد ارتش مصر آرام و بی و سر صدا و با حمایت آمریکا در حال در هم شکستن انقلاب است و یا اگر فهمید دیر فهمید و اقدام مؤثر نکرد.
در هر حال مهمترین چیزی که در مصر اتفاق افتاد این بود که حکومت اخوانی مصر در یک اشتباه محاسباتی عجیب حدود 50% جمعیت مصر (فرض کرده ایم تعدادی از آمار غیر سلفی و غیر اخوانی که در بالا آمد فعال نباشند ) را از خود راند تا دل 6.25 درصد سلفی را بدست بیاورد که هر آدم منصفی می داند هیچ سلفی و وهابی نمی تواند متحد به حساب بیاید آنان با مخفی کردن خود در حصار تنگ مفاهیمی که به اشتباه متوجه شده اند اسلامی را قبول دارند که حتی خود آنها نیز در صورت درست فهمیدن حرف خودشان به آن مؤمن نخواهند بود حال چگونه فردی که اسلام را با سابقه ی 1400 ساله درک نکرده و از آن برداشت درستی ندارد  مفهوم اتحاد با حکومت اخوان که یک سال است پدید آمده را درک خواهد کرد قشریون سلفی دگم تر از آن هستند که معنی اتحاد را بفهمند و آنان سست عنصر تر از آن هستند که به قولی که می دهند پایبند باشند آنان تنها یک قول را می فهمند و به هیچ وجه از آن کوتاه نمی آیند و آن ادم کشی است .
آنان با دیدن هر خونی احساس سرزندگی و شعف خواهند کرد فرق نمی کند این خون از اخوان باشد یا از صهیونیست و حتی گاهی خون اخوان برای آنان لذت بخش تر است چون  اگر در باورهای تنگ نظرانه ی آنان اخوان دشمن و کافر باشد دشمن نزدیک است و صهیونیست ها چند ده کیلومتر از اخوانی ها به سلفی ها دورترند آنان برداشت شان از احکام اسلام این است جنگ با دشمن نزدیک ارجح است .  
عده ای در خصوص حوادث اخیر مصر می گویند آنچه در مصر اتفاق افتاد کودتای نظامی بود البته در اینکه ارتش کودتا و جنایت کرد تردیدی وجود ندارد اما ارتش با تکیه بر آن پنجاه درصد ناراضی و یا بی تفاوتی آنان توانست حکومت را تغییر دهد و الا اگر تظاهر کنندگان ضد اخوانی نبودند وملت انشقاق پیدا نمی کرد و متفرق نمی شد ارتش قادر به درهم شکستن اراده ی ملتی یک پارچه ، نمی شد کما اینکه اکنون نیز در سرکوب جمعیت سی درصدی اخوانی ها با مشکل مواجه است .
با دقت در تحلیل بالا روشن خواهد شد آنچه در مصر شکست خورد و یا حداقل به شدت تضعیف شد نه اسلام گرائی بلکه حرکت و محاسبات اشتباه اخوانی ها بود . در واقع اخوانی ها با به حاشیه راندن مسیحیان ، صوفی ها ، شیعیان و حتی عدم تعامل مناسب با بی تفاوتها و غیر مذهبی ها دشمن تراشی کرده و میدان را برای شکست انقلاب و دخالت ارتش فراهم کردند.
ممکن است گفته شود در اسلام جائی برای مسیحی یا غیر مذهبی وجود ندارد اما این سخن اشتباه است چرا که قرآن به ما می آموزد که مسیحیان و یهودیان را به اتحاد پیرامون کلمه ی توحید فراخوانیم در مورد غیر مذهبی ها هم دشمن تراشی کردن و آنان را به خشونت و عکس العمل تند کشاندن عاقلانه نیست .
حتی اگر در آینده در اثر فشار آن سی درصد اخوانی، مرسی مجددا هم سر کار بیاید تا زمانی که اخوانی ها در نظراتشان تغییر ایجاد نکرده و ترکیب جمعیتی مصر را بدون عینک ملاحظه نکرده و با همه ی ملت ارتباط درست برقرار نسازند و نیز تندروها را از دور و بر خود پراکنده نکنند مضمحل خواهند شد

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :