تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به دانشجویان شریعت گرای مریوان در مورد قاضی محمد قسمت سوم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده


قبل از شروع بحث تذکر این نکته ضروری است که هدف از این نوشتار تبرئه ی قاضی نیست چرا که قاضی تبرئه شدنی نیست توسل یک روحانی به کمونیست ها هیچ جای توجیه و تبرئه نگذاشته است اقدام او غلط و علیه آیات و احادیث بود و تردیدی در این نیست.

اما مسلمین با تأسی به سیره ی رهبرانشان در مورد دشمنان نیز انصاف دارند و هیچ گاه آنان را متهم به چیزی که نیستند نمی کنند .

ارتداد واژه ای فقهی است که در نتیجه تعریفی دارد که شرعی (مشروع ) است و ما مجاز نیستیم آن را الی در مورد مصادیقی که در تعریف آن بگنجد بکار ببریم کاربرد واژه ای فقهی در غیر موارد آن بدعتی بسیار خطرناک است و نتیجه ی آن همین آش شور قلم کاری است که سلفی ها و تکفیری ها با تمسک بدان از هیچ قتل و کشتار و جنایتی رویگردان نیستند .

شاید بعضی ها که خیلی دنبال انطباق نظرات شان با شرع نیستد و نگرانی دنیای دیگر را فقط در حد ادعا دارند به دلیل دشمنی با قاضی از این ترکیب (قاضی مرتد ) خوشحال شوند اما باید دانست که آنان نیز اشتباه می کنند چون رضایت دادن به شیوع واژه ای غلط که از شرع و فقه برخاسته باشد انحراف و زاویه پیدا کردن از اسلام است و خاصیت زاویه این است که همواره بازتر می شود . 

هیچ گاه کاربرد این ترکیب، محدود به قاضی نخواهد ماند و در آینده با وسیع شدن این کاربرد کنترل از دست آنان نیز خارج خواهد شد و در نتیجه ضربات سنگینی به پیکره ی همین افراد بی دقت وارد خواهد کرد .  

اینان اگر کمی بیندیشند درخواهند یافت که مجاز اعلام کردن کاربرد این گونه ترکیبات بدون رسیدن به ادله ی قاطع و قطعی مصیبتی است که از قاضی و حزب دمکرات هولناکتر خواهد بود . 

ممکن است تعداد قلیلی از مقامات امنیتی و نظامی از کاربرد این واژه خوشحال شوند اما آنان نیز بدانند که استفاده ی غیر نظاممند و سیستماتیک از این واژه ها ممکن است در کوتاه مدت منافعی داشته باشد اما در بلند مدت موجب قتل و کشتارهای خیابانی و اقدامات ضد امنیتی خواهد شد . 

و اما بعده : 

در قسمت قبل این موضوع را بررسی کردیم که همکاری قاضی با شوروی هر چند گناه بزرگی و حتی خیانت بی چون و چرا است اما دلیل بر ارتداد نیست بلکه قرینه ای در این خصوص است و ما حق نداریم فقط بدلیل وجود این قرینه در حالیکه ادله ای هست که او به اسلام پایبند بوده است او را مرتد بنامیم

یاد آوری این نکته ضروری است که همواره افرادی در جهان اسلام بوده اند که به هر بهانه ای و علیه هر کس از الفاظی چون مشرک مرتد و کافر استفاده کرده ا ند

استفاده ی افراطی و ناصحیح از اینگونه عبارات موجب شده است مردم نسبت به اسلام بدبین شده و  این دین مبین که پیام آور صلح و آزادی و انسانیت است با چهره ای خشن و بدون عاطفه و بدور از منطق و نیز دارای تفکرات تروریستی و وحشی گری شناسانده شود . 

افرادی که با این تفکر مخالفت می کنند نیز دو دسته شده اند  : دسته ای همانند احمد مفتی زاده از طرف دیگر بام افتاده اند  و با انکار ادله ی واضح قرآن و روائی منکر وجود کافر شده اند که این سخن علاوه بر اینکه با قرآن و روایات ناسازگار است موجب انهدام اسلام می شود  چون یکی از عیب های مهم این فکر این است که مزیت تبعیت از اسلام در قیاس با دیگر ادیان با این استدلال از بین می رود و در نتیجه تبعیت از اسلام و ادیانی دیگر تفاوت قابل توجهی ندارد .

 اما دسته ای دیگر همواره بوده و هستند که قبول دارند کافر و مرتد وجود دارد اما انتساب این صفات به شخص معین را تابع شرایط سخت گیرانه می دانند . 

حال به بحث اصلی بر می گردیم : 

در مورد قاضی محمد آنچه در تاریخ نقل شده است این است که عملکرد و نیز سخنان او نشان از اعتقاد به اسلام دارد ممکن است کسی بگوید او فیلم بازی کرده و کمونیست و بی دین بوده اما به جهت ترس از مخالفت مردمی و از دست دادن پایگاهش این موضوع را اعلام نکرده است در پاسخ می گوئیم بله این امر نیز ممکن است اما اصرار بر اینکه این احتمال تنها فرض و راه ممکن است  نیت خوانی است و نیت خوانان در واقع مدعی اطلاع از غیبند . 

اشتباهات قاضی در همکاری با کمونیست ها محرز است و او بدون اتهام کفر و ارتداد هم محکوم است چه نیازی هست که ما او را به چیزی متهم کنیم که نمی توانیم آن را ثابت کنیم  اطلاع کامل هم از آن نداریم  . 

نه تنها اثبات نمی توانیم بکنیم و اطلاع کامل نداریم بلکه اطلاعات تاریخی در دست است که خلاف این را ثابت می کند این اطلاعات آنقدر واضح است که آنانی که قاضی را مرتد می نامند برای اثبات مدعایشان دست به انکار وصیت نامه می زنند غافل از اینکه ادله ی تاریخی در مورد قاضی همگی آن عیبی را که در وصیت نامه هست دارد لذا انکار وصیت نامه منطقی نیست . 

مسلمان وقتی لب می گشاید و صحبت می کند باید صواب (سنجیده و صحیح ) بگوید و از دروغ و لغو و تهمت  بپرهیزد . ما چرا باید خود را مدیون شخصی کنیم که در آن دنیا نیازمند هزاران هزار ثواب  واعمال حسنه ی ما است تا با آن بخشی از گناهان خود را بپوشاند . 

حال به بخشی از عملکرد قاضی می پردازیم که  این ظن را تقویت می کند که او  کمونیست و مرتد نشده بود : 

الف - در مهاباد هیچ اقدامی برای لغو مالکیت خصوصی صورت نگرفت در حالیکه در عقاید کمونیست ها مالکیت خصوصی جایگاهی ندارد . 

 ب  -  در مهاباد زمان قاضی با جرایمی چون رشوه خواری ، زن بازی ، هرزگی و مشروب خواری در ملاء عام مبارزه می شد . 

ج   -  در همه ی مراسمات که قاضی برگزار می کرد نام خدا سرلوحه ی شروع مراسم بود . 

د    -  موضوع دیگر در تفاوت های جمهوری کردستان و جمهوری آذربایجان است تاریخ نویسان در مورد کمونیست بودن رهبران جمهوری آذربایجان توافق دارند اگر قرار بود که قاضی نیز همانند آنان کمونیست بوده باشد باید در عملکرد تشابهاتی باشد اما اختلافات وجود داشت برای نمونه : 

کسی که در تشکیل فرقه ی آذربایجان نقش عمده داشت (پیشه وری ) سال ها کمونیست بود  و در حزب عدالت عضویت داشت اما قاضی محمد روحانی بود .  پیشه وری به همراه حیدرخان و چند کمونیست دیگر از مؤسسین حزب کمونیست ایران بودند اما در کردستان افراد حکومت هیچ گاه کمونیست نبودند .  در آذربایجان اقداماتی کمونیستی انجام می گرفت اما در کردستان از این گونه اقدامات خبری نبود .

در کردستان سخنان با ایه ی قرآن و بسم الله شروع می شد اما در آذربایجان در جاهای محدودی از مسجد و خدا صحبت شد آنهم به صورتی که ربطی به اعتقاد به خداوند متعال نداشته است یک نمومنه در سخنرانی پیشه وری بود که گفت )) کسانی که [تکلم به] زبان [آذربایجانی] را مخالف وطن پرستی حساب می کنند، واقعا باید آدم های جاهلی باشند. زیرا این کار تازگی ندارد. هنوز هم واعظ های ما در مسجد و منبر مردم را با زبان مفهوم مردم، یعنی با زبان آذربایجانی به انجام فرایض دینی فرا می خوانند. ما از مخالفین زبان آذربایجان می پرسیم: چه قباحتی اینجا هست. چرا از یک زبان می شود در منبر استفاده کرد ولی در مدرسه نه؟(( 

ه      - گفته های قاضی و همکارانش  : 

ه - 1 - «جناب عبدالرحمن رسول برادر دلشاد رسول اولین دبیر كل حزب دموكرات كردستان ایران به من گفت كه: «قاضی محمد در منزل ما سوگند عضویت در ژ.كاف را یاد كرد. ضمناً نامبرده اذعان داشت قرآنی كه قاضی محمد بدان سوگند یاد كرده، تا به امروز در منزل ایشان ماندگار است. نامبرده به این نكته هم اشاره نمود كه نام مستعار قاضی در حزب، «بینایی» بوده است» تاریخ مهاباد ص 113 محمد صمدی 

ه - -2 -خود قاضی محمد در مصاحبه با خبرگزاری فاس می گوید (( ما تشکیلات ژ کاف را بوجود آوردیم )) جمهوریه تی كوردوستان: محمود مه‌لا عیززه‌ت ص 108 

البته این گفته ی قاضی با واقعیات تاریخی جور در نمی آید چون قاضی مؤسس ژ ک نبود اما در هر حال قاضی با ژ ک ارتباطات تنگا تنگی داشت و این نشان می دهد که قاضی از انتسابش به ژ ک رویگردان نبود . 

ه - 3- در روز اعلام جمهوری کردستان ملا حسین مجدی آغازگر مراسم بود او سخنانش را با نام خدا شروع کرد و در ابتدا اینگونه گفت : «آقایان و حضار گرامی! ابتدا از خداوند بزرگ خواهانیم كه رهبر بزرگ ما را از عدالت عمربن خطاب و امانتداری ابوعبیده و شجاعت خالد بن ولید و علم علی ابن ابی طالب ـ خداوند از آن‌ها راضی باد ـ بی‌بهره نگرداند. آمین» او سپس در این مراسم آیات و احادیث متعددی را قرائت نمود . او در پایان هم تمسک به خدا پرستی را فراموش نکرد و گفت: «آخرین سخن ما جمله‌ای است كه بهشتیان در آغازین ورود خود به بهشت آنرا بر زبان می‌آورند: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ»

بعد که قاضی شروع به صحبت نمود در بخشی از صحبت هایش گفت )) : از خداوند بزرگ و شما ملت كرد خواستارم تا مرا در انجام مسؤولیتی بزرگ كه به من سپرده‌اید، یاری رسانید ))

از این سخن مشخص می شود که قاضی نه تنها خود را کمونیست نمی دانست بلکه فکر می کرد خدا مسئولیت کردستان را به او داده است . جهت مزاح عرض می کنم  شاید اگر به او هم فرصت می دادند می گفت که رسول خدا را در خواب دیده و به او مأموریت صغری داده است . 

او در جائی دیگر نیز گفت : «امیدوارم در سایه‌ی خداوند پرچم استقلال ومشعل آزادی در سه قسمت دیگر كردستان همانند مهاباد، برافراشته و روشن گردد » 

یک فرد کمونیست به خدا معتقد نیست تا از سایه اش سخن بگوید . 
ه - 4 - بسیاری از وزیران او از روحانیون سرشناس بودند . 

ه -5 - موضوع مهم دیگر موضوع وصیت نامه ی قاضی است که مردم را به اطاعت از خدا و رسول فرا می خواند . 

ه - 5 - قاضی محمد در «باكو» با «باقروف» دیدار كردند. در این دیدار قاضی محمد آشكارا درخواست خودمختاری را مطرح نمود و از آن دفاع كرد. «باقروف» در جواب گفت: «فعلاً نوبت آذری‌هاست و لازم نیست ملت كرد در گرفتن خودمختاری عجله نمایند.جمهوریت کردستان ص 134 

ه -6 - قاضی محمد به روس‌ها اعلام نمود كه كردها نمی‌خواهند بخشی از جمهوری آذربایجان باشند، بلكه می‌خواهند كردهای تركیه و عراق را نیز متحد ساخته و سرانجام جمهوری بزرگ كردستان را تشكیل دهند. روس‌ها مخالف این ایده بودند و از آن‌ها خواسته بودند تا از جمهوری آذربایجان كه نظامی كمونیستی در آن حاكم بود، درخواست خودمختاری كنند. قاضی هم در جواب گفته بود: «اگر قرار باشد تابع جایی باشیم، چرا تابع ایران نباشیم كه ارتباط نژادی و فرهنگی بیشتری هم با آن‌ها داریم »

 منبع کردها حسن ارفع ص 124 

اگر به این دو سند به طور همزمان نگریسته می شود معلوم می شود که چون کردستان در اشغال ارتش سرخ بود قاضی قصد استفاده از آن موقعیت را داشت با این نگرش سند ی که در ذیل می اید قابل توجیه است 

همانگونه که می دانید حزب دمکرات ٢٥ ﻣﺮدادﻣـﺎه ﺳـﺎل ١٣٢٤ تأسیس شد اما توجه به این نکته ضروری است که استالین قبلا دستوری صادر کرده بود که تأسیس حزب در راستای آن دستور می تواند باشد 

در سند شماره 2 که تاریخ آن 15تیر 1324 است دستور سازماندهی اکراد صادر شده بود 

 سند شماره 2

فرمان دفتر سیاسی کمیتة مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی به میر (جعفر) باقروف صدر کمیتة مرکزی حزب کمونیست آذربایجان در مورد «اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمالی ایران» 6 ژوئیه 1945/ 15 تیز 1324

فوق محرمانه

به رفیق باقروف

اقداماتی جهت سازماندهی یک جنبش جدایی طلب در آذربایجان جنوبی و دیگر ایالات شمال ایران.

شروع اقدامات تدارکاتی در جهت تشکیل یک ناحیه [OBLAST ] خود مختار ملی آذربایجانی با اختیارات گسترده در چارچوب دولت ایران توصیه می شود.

یک حزب دموکراتیک در آذربایجان جنوبی به نام »حزب دموکراتیک آذربایجان« [از این پس فرقه دموکرات آذربایجان] با هدف رهبری جنبش جدایی طلب در آذربایجان جنوبی تاسیس کنید.

تاسیس حزب دموکرات آذربایجان جنوبی باید باید با یک تجدید سازمان توامان بخش آذربایجانی حزب تودة ایران و جذب هواداران جنبش جدایی طلب از تمامی اقشار مردم بدان صورت گیرد.

در میان کردهای ساکن شمال ایران برای جذب آنها در یک جنبش جدایی طلب که یک ناحیه خود مختار ملی کرد را تشکیل دهد. اقدامات مناسب صورت دهید.

یک گروه از فعالان مسئول را در تبریز که به هماهنگی فعالیت هایشان با سرکنسولگری اتحاد جماهیر شوروی در تبریز موظف باشند. برای هدایت جنبش جدایی طلب تشکیل دهید. سرپرستی کلی این گروه به باقروف و یعقوبف واگذار می شود.

تهیه و تدارک اقدامات اولیه برای برگزاری انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران [با هدف] تضمین انتخاب هوادارن جنبش جدایی طلب براساس شعارهای ذیل به کمیتة مرکزی (باقروف و ابراهیموف) حزب کمونیست آذربایجان سپرده شود.

الف) واگذاری زمین از اراضی خالصه و املاک بزرگ اربابی به دهقانان و اعطای اعتبارهای درازمدت مالی به دهقانان.

ب) از میان بردن بیکاری از طریق اعاده و توسعة کار در موسسات و همچنین برنامه های احداث راه و دیگر طرح های فوائد عامه.

پ)بهبود موسسات رفاه عمومی در شهرها و آبرسانی عمومی

ت) بهبود بهداشت عمومی

ث) اختصاص حداقل 50% از مالیات های دولتی به حوایج محلی

ج) حقوق برابر برای اقلیت های ملی و عشایر, افتتاح مدارس و انتشار کتب و روزنامه به زبان های آذربایجانی, کردی, ارمنی و آشوری, سیر مراحل دادرسی و مکاتبات رسمی در نهادهای محلی به زبان های بومی, تاسیس نظام اداری محلی – از جمله ژاندارمری و پلیس با استفاده از عناصر محلی, تشکیل انجمن های منطقه ای محلی و شهری [و] نهادهای خودگردان محلی

چ) بهبود اساسی در رابط ایران و شوروی

6- تاسیس «گروه های رزمی مسلح» به سلاح های ساخت خارج جهت حوایج دفاعی اهالی هوادار شوروی [و] فعالین تشکیلات دموکراتیک و حزبی جنبش جدایی طلب

اعمال این مورد به رفیق [نیکولای] بولگانین همراه با رفیق باقروف احاله شود.

7-یک انجمن برای مناسبات فرهنگی میان ایران و جمهوری شوروی آذربایجان با هدف تقویت اقدامات فرهنگی و تبلیغاتی در آذربایجان جنوبی تاسیس کنید .

8-برای جذب توده ها به جنبش جدایی طلب تاسیس یک «انجمن دوستان آذربایجان شوروی» را در تبریز با شعبانی در تمام مناطق آذربایجان جنوبی و گیلان لازم می دانیم.

9-تدارک انتشار یک نشریه مصور در باکو برای توزیع در ایران و همچنین سه نشریه جدید در آذربایجان جنوبی به کمیتة مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی محول گردد.

10-ازOGIZ(بنگاه انتشارات دولتی) (یودین) خواسته شود تا سه دستگاه چاپ مسطح برای بهره برداری کمتیة مرکزی حزب کمونیست آذربایجان شوروی جهت فراهم آوردن امکانات چاپی (Tipografskaya baza) برای فرقة دموکرات آذربایجان جنوبی, ارایه کند.

11-نارکوم ونشتورگ [کمیساریای خلق برای نجات تجارت خارجی] (رفیق آناستاز میکویان) به تامین کاغذ خوب جهت چاپ نشریه مصور در باکو و همچنین سه روزنامه جدید در آذربایجان جنوبی – با حداقل تیراژ 30000 نسخه – متهد گردد.

12-به کمیساریای خلق برای امور داخلی [NKVD] جمهوری شوروی آذربایجان اجازه داده شود که تحت نظارت رفیق باقروف برای تردد افرادی که جهت به اجرا در آوردن این اقدامات باید به ایران اعزام شوند, مجوز لازم صادر شود.

13-برای تامین مالی نهضت جدایی طلب در آذربایجان جنوبی و همچنین [تدارک شرکت] در انتخابات دوره پانزدهم مجلس ایران, یک صندوق ویژه به اعتبار یک میلیون روبل ارز خارجی – برای تبدیل به تومان – در کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی تاسیس شود.

6 ژوئیه 1945

دفتر سیاسی حزب کمونیست اتحاد شوروی

[ماخذ آرشیو دولتی برای احزاب سیاسی و جنبش های اجتماعی جمهوری آذربایجان, باکو ]GAPPOD, AZR F1) OP 89.D114-5)

هر چند در این سند کردهای شمال مورد نظرند که در واقع کردهای توالش هستند اما گویا کردهای غرب نیز بعدا در این دایره قرار گرفتند و قاضی با خوش رقصی برای شوروی و با تغییر نام ژ ک به حزب دمکرات در واقع زمینه ی جذب کمک ها ی روسیه و تأمین نظر شوروی برای تشکیل جمهوری کردستان مستقل از آذربایجان را فراهم کرده است.

 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :