تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت هیجدهم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

آقا عبد الله در جدیدترین نوشته یشان از بنده خواسته اند چون به قسمت های از نوشته های ایشان پاسخ داده نشده است جواب آن مطالب را هم بنویسم به نظر من جواب همه ی مطالب در پاسخ های قبلی یا آشکارا هست و یا به طور ضمنی وجود دارد اما جهت رعایت ادب پاسخ مجدد به قسمت های که بررسی دقیق نشده را می نویسم . 
 ایشان نوشته اند : 

)) اگه عالمی آن رو تاید یا برآن استناد کرده دلیل نمیشه که ما قرآن رو ول کنیم وهمانند یهود ونصارا علما پرستی کنیم واگه در کتاب های علما هست چه معلوم که تحریف نشده باشد همانند کتاب انجیل وتورات که حتی کتاب آسمانی هستند در امان نبودندتا این که الله متعال خود از آخرین کتاب محافظت کرد ودست نخورده باقی ماند استاد لطفا درمورد عقیده وموضوعی که بحث ایمان در میان است به هر چیزی دست نگیرید تا آن را اثبات کنید یا اینکه در مقابل دلایل کم نه آورده باشید شما فکر میکنیدکه به هر جوابی میتوانید پاسخ دهید غافل از اینکه هر جوابی جواب نیست.(درمورد حدیث چون بنده مکت الشامله ندارم ودستم بسته است به دوستان ایمیل کردم که راویان آن وسند حدیث رو برای بنده ارسال کند لطفا اگه به احادیث استد لال کردیدآدرس رو از بخاری ومسلم و....بدید نه کتابی که خوانده اید))  

پاسخ

دوست عزیز 

در ابتدا مایلم تذکر بدهم که پرستش معنای خاص خود را دارد تقلید با پرستش متفاوت است اینکه ما نظر متخصص در علمی را بپذیریم به معنای پرستش او نیست بلکه به معنای اعتماد به دانسته های او در آن رشته ی تخصصی است

اینکه یهود و نصارا علما پرست هستند یا نیستند مورد علاقه ی من نیست تا وارد شوم اما همینقدر می گویم که خوب است انسان در مورد ادیان دیگر هم انصاف داشته باشد  و دیگران را با تهمت هائی که دور از انصاف است هدف قرار ندهد مسلمان در مورد همه حتی ضد دین و ملحد منصفانه صحبت می کند .  

البته آن موضوع به من ربطی ندارد و حوصله ی تشریح و شفاف سازی و کالبد شکافی ادعای شما در آن مورد را ندارم

به همین دلیل وارد بحث حیات برزخی ویژه انبیاء می شوم برای اثبات حیات برزخی انبیاء استناد به آیاتی چون 169 آل عمران کافیست وحتی بدون وجود حدیث در مجموع آیات قرآنی حیات برزخی را تأیید می کنند.

اما اینکه شما در مورد حدیثی خاص گفته اید ممکن است حدیث فوق که در کتاب علما هست تحریف شده باشد باید عرض کنم هر ادعائی باید مبنای علمی داشته باشد. نمی شود با ادعای احتمال تحریف همه چیز را حذف کرد باید دلیل متقن ارائه کرد .  

برای پذیرش صحت یک حدیث مبناهائی داریم که اگر حدیثی آن قواعد را داشت صحیح است و اعتقاد به صحت حدیثی عالم پرستی نیست بلکه یک علم است شاید شما مثالهای غیر حدیثی را بهتر متوجه شوید مثالی می آورم مثلا شما معتقدید انتگرال ضد مشتق است یا مشتق 3x  می شود 3 این اعتقاد شما به عالمی که این ادعا را کرده بر مبنای یک علم است و قابل اثبات است در مورد حدیث هم همین است آن چیزی که علما قبول دارند این است در سخت گیرانه ترین حالت در صورتی که یک حدیث پنج شرط داشته باشد صحیح است این سخن عالم پرستی نیست بلکه قضاوت بر مبنای یک علم است

خوب است بدانید که خود قرآن مجید هم تقریبا از همین طریق بدست ما رسیده است مثلا اگر کسی از شما بپرسد  چرا قرآن را اینگونه قرائت می کنید شما می گوئید این قرائت عاصم به روایت حفص است ایا شما عاصم پرست یا حفص پرست هستید ؟شما فکرمی کنید اولین قرآنی که نوشته شده و اکنون در آزمایشگاهی معتبر تأیید شده باشد که آن نوشته مربوط به دوران مورد ادعا است مربوط به چه زمانی است ؟ 

خوب است بدانید قرائت عبارت است از علم به کیفیت ادای کلمات قرآن هر چند بعد از رحلت رسول خدا قرآن بنا به روایتی توسط خلیفه ی سوم نوشته شد (روایت هائی دیگر وجود دارد که قرآن در زمان خود رسول خدا وبنا به برخی دیگراز روایات در زمان خلیفه ی اول نوشته شده است برخی هم مانند سیوطی این احتمالات را با هم تلفیق کرده اند به الاتقان ضفحات 61 تا 63 رجوع کنید ) اما یک کار اصلی در خصوص قرائات 50 و 53 هجری قمری تکمیل شد.

همین آیه ی ( إنا نحن نزلنا الذکر و إنا له لحافظون ) از لحاظی روایت است روایتی که توسط صحابه نقل شده یعنی صحابه روایت کرده اند که چنین آیه ای توسط پیامبر به نقل از جبرئیل و به نقل از خداوند متعال فرموده شده است حال شما بیائید و بگوئید ما عالم پرست یا صحابه پرست نیستیم معنا ندارد که آیه فوق را تحقیق نکرده بپذیریم شاید تحریف شده باشد آن وقت ایا سنگ روی سنگ بند می شود ؟

سخن باید علمی و سنجیده و دارای اسلوب باشد و نیز جوانب سخن با دقت سنجیده شود در صورتی که ما به منابعی که حدیث را برای ما آورده اند شک کنیم در واقع شک ما به منابعی است که قرآن را تحویل ما داده اند .

حدیث از همان منابعی (صحابه و نسل های بعد ) دست ما رسیده که قرآن رسیده (صحابه و نسل های بعد ) اگر بگوئید من قرآن را قبول دارم اما حدیث را قبول ندارم در واقع دارید حرف زور می زنید

چون منبع واحدی را در یک جهت مطمئن و در جهت دیگر غیر مطمئن می دانید یک بام و دو هوا عمل می کنید . 

مگر اینکه بگوئید این حدیث با این قاعده ناسازگار است و چون ناسازگار است قبول ندارم مثلا بگوئید شاذ است و من تردید دارم اما در مورد حدیثی که اکنون روی آن بحث داریم  علمای بزگوار قبل از بنده حدیث را بررسی کرده اند و علیرغم ایراد در دو طریق آن صحت آن را پذیرفته اند  .

اینکه شما می گوئید انجیل و تورات تحریف شده اند پس احتمالا آن حدیث هم تحریف شده است این سخن دلیل منطقی و کاملی نیست چون تحریف کتابی دال بر تحریف کتابی دیگر نیست هر کدام را باید جدا جدا بررسی کرد و صحت یا عم صحت آن را پذیرفت حتی سخن شما در مورد خود انجیل و تورات هم کامل نیست چون برخی از آیات تورات و انجیل همان آیات قرآن است بنا بر این در آن موارد تحریف صورت نگرفته است یعنی کل آیات تورات را نیز با یک چوب نمی توان راند البته اگر سخن شما کمی اصلاح شود قابل تأمل است و آن اینکه می توان گفت برخی از سخنان که حدیث نامیده می شوند موضوعند و جعلی پس حدیث نیستند یا برخی از احادیث حسنند و یا برخی ضعیفند و یا آحادند و یا ... 

تمام این طبقه بندی های مختلف هر کدام قواعد و اصول خاص خود را دارد و وقتی کسی حرفی می زند و ادعائی می کند باید با ادله ی علمی سخنش را اثبات کند

مزید بر اطلاع عرض کنم همه ی احادیث ضعیف لزوما غیر قابل اعتنا نیستند چرا که اگر اینگونه بود دیگر به آن حدیث نمی گفتند و لازم نبود نام ضعیف بر آن نهاده شود و کافی بود همه ی احادیث ضعیف همراه سخنان موضوع رد شود برای نمونه یکی از مواردی که می توان به حدیث ضعیف نیز عمل کرد این است که آن حدیث با آیه ای از قرآن سازگار باشد در این مورد هر چند حدیث ضعیف ممکن است یکی از شرایط حدیث حسن را کمتر داشته باشد اما عمل بدان با توجه به سازگاری با قرآن مجاز یا واجب است 

پس حتی اگر فرض کنیم حدیثی که حکایت از زندگی ویژه برزخی پیامبران دارد ضعیف هم باشد باز چون با آیه ی قرآن سازگار است اعتقاد به آن نه تنها شرعی است و مشکلی ندارد بلکه لازم است .

این را برای این گفتم چون شما می گوئید مکتب الشامله را در اختیار ندارید تا صحت حدیث را بررسی کنید

با این حال جهت اطمینان خاطر شما حدیث را بررسی می کنم و دلیلی که علما آن را صحیح نامیده اند عرض می کنم

این حدیث از سه طریق روایت شده است

در طریق اول حسن بن قتیبه وجود دارد که ضعیف است 

طریق دوم در ابتدای حدیث الثقه نوشته است که اسم مبهم است اما از آنجا تا آخر هیچ یک از رواه مشکل جدی ندارند بلکه ثقه هستند تنها ابوالجهم صدوق لقب گرفته است

طریق سوم عبید الله بن ابی حمید قرار دارد که متروک الحدیث است

اما چرا علما آن را صحیح اعلام کرده اند این اعلام بدلیل وجود شواهد قوی برای این حدیث است از جمله حدیثی در مسلم به این مضمون مررت بموسى لیلة أسری بی عند الكثیب الأحمر وهو قائم یصلی فی قبره 

شاید گفته شود این حدیث خاص حضرت موسی است اما حدیثی دیگردرمسلم هست که  شاهد قوی تری است

  لقد رأیتنی فی الحجر وقریش تسألنی عن مسرای .. الحدیث ، وفیه : وقد رأیتنی فی جماعة من الأنبیاء فإذا موسى قائم یصلی فإذا رجل ضرب جعد كأنه وفیه وإذا عیسى بن مریم قائم یصلی أقرب الناس به شبها عروة بن مسعود وإذا إبراهیم قائم یصلی أشبه الناس به صاحبكم فحانت الصلاة فأممتهم

و علاوه بر آن همانگونه که گفتیم صحت این حیث از طریق قرآن قابل اثبات است به همین دلیل است که حتی آلبانی هم نتوانسته صحت حدیث را انکار کند 

دوست عزیز اینکه شما به بنده توصیه کرده اید که : )) لطفا درمورد عقیده وموضوعی که بحث ایمان در میان است به هر چیزی دست نگیرید تا آن را اثبات کنید یا اینکه در مقابل دلایل کم نه آورده باشید شما فکر میکنید که به هر جوابی میتوانید پاسخ دهید غافل از اینکه هر جوابی جواب نیست )

دوست عزیز من آن دنیای خودم را و خدای مهربانم را به هیچ قیمتی نمی فروشم بنده چهل و اندی سال از خداوند متعال عمر گرفته ام و منتظرم هر آن خداوند دستور بفرمایند تا جهت حساب و کتاب به جهان باقی بشتابم به خاطر چهار روز دنیا خشم خدا را بر خودم هموار نمی سازم

بنده واقعا به صحت مواردی که می نویسم اعتقاد دارم و در موردشان تحقیق کرده ام . هر جائی هم که با سند صحیح به من ثابت شود یکی از مواضعم اشتباه است خواهم پذیرفت

ضمنا خواهش می کنم اینقدر نفرمائید که مکتب الشامله ندارید صحت حدیث را نمی توانید بررسی کنید برای بررسی صحت حدیث فوق به این آدرس بروید .

http://www.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?bk_no=680

اگر نتوانستید طرز کارکردن با آن را هم متوجه شوید بفرمائید تا عرض کنم

اینکه شما اشاره کرده اید در بحث عقیده و ایمان هر دلیلی دلیل نیست در کل این سخن درست است اما لازم است دقیقا ابعاد مختلف آن موشکافی شود که در جلسات آتی اینکار را می کنم

ادامه دارد 

 


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :