تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت چهاردهم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

بخشی دیگر از نوشته های آقا عبد الله و پاسخ  او نوشته است

«قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا یَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلا تَحْوِیلاً أُولَئِكَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُوراً». اسرا / 56 و 57

«ای پیامبر به مشركین بگو، افرادی را كه بجز خداوند، شایسته می دانید، صدا كنید آنها توانایی دفع ضرر و زیان را از شما ندارند و نمی توانند وضعیت شما را تغییر دهند: آن كسانی را كه ایشان آنها را صدا می كنند آنها خودشان برای تقرب به پروردگار(عبادات را) وسیله قرار می دهند و امید وار به رحمت خداوند و از عذاب او هراسناكند زیرا از عذاب خداوند باید پرهیز كرد».

پاسخ به نوشته های آقا عبد الله : 

شما کلمه ( شایسته ) را برای معنی فارسی یکی از کلمات متن ایه انتخاب کرده اید که آن را با رنگ قرمز مشخص کرده و زیرش خط کشیده ام با توجه به ترجمه ای که شما از آیه ی قرآن داشته اید  اولین سؤالی که پیش می آید این است مشرکین افراد غیر از خدا را شایسته ی چه چیزی می دانستند که خدا با آن مخالفت کرده است ؟ مسلم است که در میان مشرکین تجار موفق و نیز دارندگان دیگر مشاغل موفق و شایسته ای بودند آیا منظور خدا این افراد است ؟ بدیهی است که جواب منفی است پس همه ی معانی کلمه ی شایسته مد نظر نیست 

 جواب درست این است که مشرکین آن افراد را شایسته ی عبادت و پرستش می دانستند و خدا با این امر مخالفت کرده است. با توجه به یکی از شأن نزول ها این احتمال به ذهن می رسد که شاید: منظور این است که مشرکین گمان می بردند که جن ها خدا هستند واین گمان به این دلیل ایجاد شده بود که آن جن ها در زمان کفرشان برخی از خواسته های مشرکین را بدلیل توانائی که خدا به آنان داده بود انجام می دادند و کفار هر روز بیش از روز قبل فریب می خوردند اما بعد از چندی جن ها مسلمان شدند و به دروغگو بودن خود در ادعای خدائی اقرار کردند قران به این موضوع اشاره می فرماید که : آن جن ها که در ابتدا ادعای خدائی کردند اما بعد توبه کرده و مسلمان شدند پس از مسلمان شدنشان بدلیل توبه دیگر بر ادعای دروغ قبلی نمانده اند و لذا اگر مشرکان آنان را بخوانند درخواست ها را اجابت نمی کنند در حالیکه اگرواقعا در ادعای خدائی صادق بودند این روند نمی بایست قطع میشد و هیچ گاه در براورده کردن حاجات بندگانشان به شک نمی افتادند و همواره درخواست های آنان را اجابت می کردند . (والله اعلم )

سوال : آقا عبد الله ، در معنی آیه از کلمه ی شایسته استفاده کرده اید چرا کلمه ای مانند گمان می برید را برای معنی انتخاب نکرده اید ؟ زعمتم به کدامیک نزدیک تر است ؟ 

مثلا به این جملات دقت کنید : 

و ما نری معکم شفعائکم کم الذین زعمتم ، کلا زعمتم بأنا لا نقاتلکم ،زعمتم أن إخوتکم قریش ، أی لیس الأمر کما زعمتم ،أنکم زعمتم أنا قد أخطأنا

برادر عزیز :ما وقتی قرآن را معنی می کنیم در ترجمه نباید از کلماتی که عشقمان می کشد استفاده کنیم بلکه کلماتی که انتخاب می کنیم حتما باید سه شرط مهم داشته باشد : شرط اول اینکه نزدیک ترین و معمول ترین معنی به آن کلمه انتخاب شود 

دوم اینکه با برگزیدن معنی که ما فکر می کنیم منظور خدا آن است آیه ای دیگر نقض نشود و شرط سوم آنکه آن کلمه با توجه به شأن نزول آیه انتخاب شود . 

کلمه ی که شما گذاشته اید معنای بعید تر است و یا حتی معنا نیست بلکه برداشت است در نتیجه ی انتخاب آن معنی این احتمال به اذهان مریض می افتد که در نتیجه با آیات متعددی مخالفت می شود که بر اساس آن انسان ها از پیامبران (غیر خدا )  طلب دعا کرده اند ، با آیه های در سوره های محمد ، مائده ، نساء و یوسف سازگاری ندارد . 

برمبنای شأن نزول آیه معنی انتخاب نشده است وچون میل مبارک کشیده است آن کلمه را برای خدا انتخاب کرده اید . 

شأن نزول و آیات قرآن را گذاشته اید کنار و رأسا تصمیم گرفته اید خدا باید چه بگوید ؟؟!

البته همانگونه که در اولین جملات توضیح داده شد حتی اگر (شایسته ) هم برای معنی انتخاب شود باز با کمی دقت منظور شما زیر سؤال می رود .

شأن نزول این آیه این است : با استفاده از حدیث رقم 4345 و 4346 صحیح بخاری در باب قوله ) :قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا یَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَلا تَحْوِیلاً ) ... عن عبد الله (الی ربهم الوسیله ) قال کان ناس من الانس یعبدون ناس من الجن فأسلم الجن و تمسک هولاء بدینهم زاد الاشجعی عن سفیان الاعمش (قل ادعوا الذین زعمتم  (

و نیز صحیح مسلم و بقیه کتب روائی دیگر در مجموع این شأن نزول درست است که : 

)) جماعتی از انسان ها جماعتی از جن ها را می پرستیدند مدتی بعد جن ها مسلمان شدند اما باز انسان ها جن ها را می پرستیدند که آن آیه نازل شد . ((

با توجه به شأن نزول معنی آیه این می شودبگو ، کسانی را که غیر خداوند ، گمان می کردید ( معبود هستند ) بخوانید ، آنها نه می توانند مشکلی را از شما برطرف سازند و نه تغییری در آن ایجاد كنند    (( 

حال که آیه درست معنی شد مشخص می شود که در اینجا بحث توسل مأذون نیست بلکه بحث خواندنی است که عده ای فکر می کردند جن خدا است و او را می پرستیدند از آن خدای خیالی چیزی خواسته بودند . 

حال شما می خواهید چی و کی را با جن مقایسه کنید آن هم جن هائی که مدتی به ناحق ادعای خدائی کرده و برای خود عبد نیز تراشیده اند به نظر شما این افراد می توانند شفاعت کنند بدیهی است این اشخاص خیلی هنر کنند تنها می توانند خدا را راضی کنند بلکه از گناهان گذشته ی ایشان و منحرف کردن خلق الله بگذرد (والله اعلم) 

حال شما می گوئید چون آن جن ها نمی تواند شفاعت و یا دعا کنند پس حضرت ختمی مرتبت هم نمی تواند ؟ شما خودت این استدلال را قبول دارید تا ماها قبول کنیم ؟ 

یا می گوئید چون مشرکین از این جن ها دعا خواسته اند و قرآن آن را رد کرده است پس ما نیز از پیامبر خدا دعا نخواهیم چون مخالف قرآن است ؟ اگر اینگونه است پس چرا خدا در قرآن دستور به دعا خواستن از رسول خدا می دهد ؟  

یعنی شما اینقدر رسول خدا را قبول دارید که با فن قیاس رسول و جن را در یک مرتبه قرار می دهید و درخواست دعا از آن دو را یکی فرض کرده و نیزعبادت و درخواست مشرکین از خدایان دروغین را با احترام مسلمین به رسول خدا و اطاعت از دستور اله در درخواست دعا از آن بزرگوار در یک ترازو می نهید ؟ 

شما مخالفت خدا  با درخواست دعا از یک اله دروغین و خدای خود خوانده را به معنی مخالفت خدا با درخواست دعا از رسول خدا می دانید با کدام دلیل و مدرک ؟ 

احتمال دارد برای پاسخ مراجعه کنید به کتاب بی بنیه و  غیر علمی کشف الشبهات محمد بن عبد الوهاب و نو شته های ایشان را برایم به عنوان جواب بفرستید .  

دوست عزیز محمد بن عبد الوهاب و امثال ایشان بسیار اشتباه کردند که چنین سخنانی گفته اند این سخنان هیچ جایگاه علمی ندارد و تنها برای فریفتن عوام مفید است نه صاحبان علم.

نوشته های ایشان در کشف الشبهات حتی از نوشته های شما در بعضی جهات نا رسا تر است او نادانسته عمل مشرکین را به عنوان منبع اجتهاد پذیرفته و بر مبنای عمل مشرکین فتوا داده است . 

در هر حال بگذریم : قیاس آدابی دارد و شرایطی شما مجاز نیستید جن و رسول خدا را یکی بکنید العیاذ بلله از این سخنان موهن توبه کنید.

اگر می گوئید با حدیثی که شأن نزول آیه را جن معرفی می کند موافق نیستید اولا نمی توانید حرف تان را ثابت کنید چون حدیث از این معتبرتر در آن باب نداریم و ثانیا حدیث با ایات دیگر قرآنی سازگاری دارد و سوم اینکه  راویان معتبرند چهارم اینکه مسلم و بخاری و نسائی و طبری آن را نقل کرده اند . پنجم اینکه محدثین نیز صحت آن را تأیید کرده اندتازه حتی اگر این موارد هم نبود چون هیچ حدیثی در اختیار نداشتیم مجاز نبودیم از ایه به میل خودمان برداشت کنیم بلکه باید در مصداق آن سکوت می کردیم . 

در ادامه نوشته اید : 

))  تطابق دهید گفته الله را با گفته امام صادق علیه السلام:

خداوند میفرماید: آنها توانایی دفع ضرر و زیان را از شما ندارند

امام صادق علیه السلام: بندهای بیش نیستم. و قادر به دفع ضرر و جلب منفعت نیستم.
خداوند: امید وار به رحمت خداوند و از عذاب او هراسناك كند.
«ای رب ما، بیامرز مرا و والدینم و مؤمنین را در روزیکه حساب برپا می شود» )) 

پاسخ : دوست من شما فعلا در همین سنی خودمان که در آن طلب علم کرده ای صحبت کن وارد مذهب شیعه نشو چون مذهب شیعه خیلی با شنیده هایت متفاوت است شما که سخنان امام صادق را نشنیده ای و نمی دانید او چه چیز هائی فرموده چرا وارد این میدان سخت می شوید . 

 اول اینکه هیچ شیعه یا سنی نمی گوید پیامبر یا امام صادق یا هر امامی دیگر بشر نیست یا الوهیت دارند بلکه همگی موافقند که آنان الوهیت ندارند امام صادق هم فرموده بنده ای بیش نیست مگر ما گفته ایم بیش از بنده است ؟ که شما چنین می گوئید ؟ 

مگر رسول خدا عبد نیست ؟ شما دارید سخنی که خود فکر می کنید از ما است به ما نسبت می دهید و به آن پاسخ می دهید . 

یکی از اسیرانی که در سوریه زندانی بود در مصاحبه با خبر گزاریها گفته بود سلفی ها وقتی ما قرآن خواستیم تعجب کردند می گفتند مگر شیعه ها قرآن هم می خوانند . 

آن چیزی که شما  شنیده اید  با واقعیات هیچ سنخیتی ندارد . ما مسلمین همگی ائمه و رهبران مان را عبد خدا می دانیم و هیچ الوهیتی برای آنان قائل نیستیم آن افرادی که غالند نابود شدگانند و از مذاهب اسلامی نیستند . 

معتقد به سه خدائی و یا خدای کوچک و یا فرزند خدا و ... نیستیم  همه ی ما معتقدیم تمام بندگان خدا در حد اجازه داده شده مجاز به دفع ضرر و جلب منفعت هستیم و بیش از آن نیستیم . 

امام صادق نیز همین را می فرماید امامان اهل تسنن نیز همین اعتقاد را دارند اگر امام صادق برای کسی جلب منفعت می کند یا دعا می کند در حد اجازه داده شده است و لا غیر

دوم اینکه : 

 می دانید که شیعه کتب حدیثش را صحیح ننامیده است یعنی نامگذاری مانند صحیح بخاری ندارد پس موقعی که از حدیثی شیعی استفاده می کنید بی زحمت حدیث را بررسی کن و صحت راویان آن را ثابت کن بعد در مجادلات علمی بکار ببر .  

سوم اینکه حال که شما حدیث بدون بررسی و بدون منبع و آدرس و ناقص  گذاشته اید با این احادیث چکار می کنید : 

قال صادق علیه السلام : زیاره قبر رسول الله (ص ) و زیاره قبر الشهدا ء و زیاره قبر حسین بن علی (ع9 تعدل حجه مبروره مع رسول الله (ص) 

ترجمه : (( زیاره قبر رسول خدا و زیاره قبر شهدا و زیارت قبر امام حسین (ع) معادل حج مقبولی است که با رسول خدا انجام شود  (( .

مستدرک الوسائل ج 1 ص 266  

و یا می فرماید : 

هر کس خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و عشق به زیارتش را در دل او می اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد کینه و خشم حسین و خشم زیارتش را در دل او می اندازد 

بحار ج 98 ص 72 

توضیح اینکه در متن حدیث حب الحسین و زیارته آمده است که بنده آن را به آن صورت ترجمه کرده ام یعنی آمده است حب زیارتش که من نوشته ام عشق زیارتش . 

شما می دانید امام صادق برای اینکه افراد بتوانند از شفاعتش برخوردارشوند شرط تعیین کرده است ؟ 

ضمنا اگر خواستید درجه ی اتقان حدیثت را بیابید حدیث در بحار جلد 25 است . 

ادامه دارد 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :