تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت دوازدهم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

ادامه پاسخ به نوشته های آقا عبد الله 
در ادمه به این آیه استناد کرده اید : 
قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ؛ ای پیامبر بگو: جز آنچه خدا بخواهد، من مالك سود و زیانی برای خود نیستم (اعراف/188؛ یونس/49).




این آیه به هیچ وجه منظور شما را نمی رساند به همین دلیل برایم قابل درک نیست شما از استناد به این آیه چه چیزی را می خواهید نتیجه بگیرید چون هیچ نتیجه ی مورد نظر شما از آن مستفاد نمی شود

در هر صورت یک چیز را حتما قبول دارید و یا حداقل علی الظاهر نمی توانید با آن مخالفت کنید و آن اینکه خدا بهتر از شما قرآن را می فهمد ؟

راستی این را هم قبول دارید یا ندارید ؟

همان خدائی که این آیه را فرموده درآیه ای دیگر بر طلب دعا از رسول خدا تأکید کرده است .اعتراضی دارید به چه کسی و چرا ؟

خدا شیطان را آفرید حضرت آدم را هم آفرید حضرت آدم هم خدا نبوده و نیست حضرت آدم هم در برخی جنبه ها که پیامبر اسلام مالک نفع و ضرری بر خود نبوده ، او نیز نبوده و نیست سجده هم عالی ترین مرحله ی خضوع و خشوع و اظهار بندگی است که توسل و زیارت و شفاعت در مقابل آن مثل کاه در برابر کوه هم نیست خدا تشخیص داد یکی از مخلوقاتش بر دیگر مخلوقش که مالک نفع و ضرر برخود نیست سجده کند خدا است تشخیص می دهد نیاز است سجده انجام شود اعتراضی دارید ؟

ما ها تا در مقابل رسول خدا تواضع نکنیم و دعا نخواهیم و بر تری او را بر خودمان را نپذیریم برابر قرآن عمل نکرده ایم و کسی که برابر قرآن عمل نکند حتما نقص دارد مؤمن نیست بلکه بر اساس آیه 5 منافقون شعبه ای از نفاق در درونش هست بر دستور و تشخیص خدا اعتراض دارید ؟ چرا ؟

شما نیز بر اساس نوشته های خودت قبول دارید که زمان حیات پیامبران از آنها طلب دعا شده است و قبول دارید آیه ی قرآن در این مورد وجود دارد اما بدون وجود هیچ آیه ای و بدون نزول آیه ای که آن ایات را نسخ کرده باشد اجرای آن آیه را به دلیل فوت پیامبر تعطیل می کنید در حالیکه برابر قرآن و حدیث موت ظاهری پیامبران به معنی ممات آنها نیست حتی جسم مادی آنها هم از گزند تجزیه و متلاشی شدن مصون است یعنی حرف قرآن و سخن رسول خدا را هم در مورد زندگی بعد از مرگ به میل خودت تفسیر و تأویل می کنید تا جلو احترام به دردانه عالم امکان را بگیرید چرا ؟

آن را شرک می دانید در حالیکه می دانید شرک بدترین گناه و عصیان وطغیانی است که یک بشر می تواند داشته باشد و برای متهم کردن یک فرد به شرک دستور صریح و آیه ی صریح که بلافاصله از معنی ظاهری آن بتوان با آن حکم شرک را داد نیاز است یعنی نیاز است همانگونه که ایه هائی در طلب دعا از رسول خدا صراحت دارد آیه های مانند آن وجود داشته باشد که صریح فرموده باشد در زمان ممات ایشان طلب دعا نکنبید اما چنین چیزی نیست شما به جای تمکین در مقابل خدا آیات و احادیث را کشان کشان می کشید و سیصد تا تبصره و ماده بر آن می زنید بلکه خلق الله را مشرک بنامید وجلو اجرای آیات قرآن را بگیرید چرا ؟

این آیه فرموده ( از آنجا و تا آنجائی که شما نوشته اید ) رسول خدا مالک نفع و ضرری بر خود نیست کجا فرموده از او طلب دعا نکنید ؟ شما چرا به طور تلویحی به قرآن آیه ی من در آوردی اضافه می کنید ؟ و آیه را تلویحا کش می دهید و معنی دیگری غیر از معنی قرآن برای آن قائلید ؟ معنی این آیه ( از آنجا و تا آنجائی که شما نوشته اید ) همین است و بس : (( ای پیامبر بگو: من مالك سود و زیانی برخود نیست جز آنچه خدا بخواهد ))

 اما معنی آیه ( از آنجا و تا آنجائی که شما نوشته اید )این نیست : (( ای پیامبر بگو: من مالك سود و زیانی برای خود نیستم  جز آنچه خدا بخواهد پس از من دعا نخواهید و از من طلب شفاعت نکنید و به زیارت من نیائید و به من متوسل نشوید ))

و اما تفسیر درست آیه :

برای تفسیر صحیح این آیه ضمن اینکه لازم است از یک آیه قبل شروع به تلاوت نمود خود این آیه را هم باید کامل نوشت تا موضوعی که خداوند متعال (جل ) در مورد آن فرموده است دقیقا روشن شود .

آیه ی 177 می فرماید :

یسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ

ترجمه :

از تو درباره قیامت می پرسند که وقت وقوعش کی است؟ بگو: جز این نیست که علم آن نزد پروردگار من است آن را به موقع خود ( احدی ) جز او ظاهر نخواهد ساخت ( این حادثه ) در آسمان ها و زمین ( برای ساکنان آنها ) سنگین است ، جز به ناگهانی بر شما نخواهد آمد. چنان از تو می پرسند که گویی تو کاملا از آن آگاهی! بگو جز این نیست که دانش آن نزد خداوند است ، و لکن بیشتر مردم نمی دانند.

و آیه ی 188 می فرماید :

قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسی‏ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ ما مَسَّنِیَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ وَ بَشیرٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ 

ترجمه : (( بگو: من برای خودم مالک هیچ سود و زیانی نیستم جز آنچه را که خدا بخواهد و اگر غیب می دانستم حتما از هر مال و خیری فراوان برای خود فراهم می کردم و هیچ زیان و آسیبی به من نمی رسید ، من نیستم جز یک بیم دهنده و مژده آور برای گروهی که ایمان می آورند. ))

مشخص است که هر انسانی بالاخره می تواند به خود ضرر برساند یا برای خود منافعی کسب کند اما چرا در این ایه به صراحت این قدرت برای انسان نفی شده است معلوم است که منظور از این آیه این نیست که بشر نمی تواند هیچ سود و ضرری به خود برساند بلکه منظور این است که بشر قادر نیست بدون اذن الهی این کار را بکند و این اذن به طور عام برای همه ی بشر وجود دارد فرض می کنیم انسانی بخواهد خود را حلق آویز کند آیا نمی تواند؟ ایا این ضرر به خود نیست ؟

پس بدیهی است که هر انسانی قادر به این کار هست و بدیهی است خودکشی هم ظلم به خود و دیگران است و هم ضرر رساندن به خود و دیگران .

فردی را در نظر بگیرید که تصمیم می گیرد تا زنده است گناه نکند آیا قادر نیست ؟ آیا این نفع به خود نیست ؟

پس انسان قادر است به خود نفع هم برساند .

لذا منظور از این آیه این است که بشر قادر نیست بدون اذن الهی به خود ضرر یا نفع برساند اما این اذن عام است نه خاص بدین معنی که خداوند متعال انسان را مخیر کرده است تا در دنیای فانی شاکر باشد یا کافر و او را مخیر کرده است که از امکانات این جهان به نفع خود یا ضرر خود استفاده کند اما به او اطلاع داده است که جهان دیگر جهانی نیست که پشیمانی از اعمال بدش برای او سودی داشته باشد و یا بتواند بر حسنات خود بیفزاید .

پس آیه حتی در مورد خود موضوع آیه هم استثنا دارد (الا ماشاالله ) چه برسد به موضوعات دیگر .

یعنی آین آیه حتی در مورد نفع و ضرر رساندن به خود نیز با قید ( الا ماشالله ) که در درون خود آیه هست تبعیض و استثنا قائل شده است حال چگونه می شود این آیه غیر عام در مورد موضع خود را به توسل و دعا و زیارت و... بدون هیچ گونه استثنا وقیدی مربوط دانست از عجایب روزگار است.

در یک کلام این دوستان مردم را بچه فرض کرده اند که هر سخن ناسازگاری را سازگار جلوه می دهند . این آیه به طور کلی در مورد نداشتن علم غیب توسط رسول خدا صحبت می کند و در مورد آن موضوع است اما بدیهی است که همان موضوع یعنی اطلاع از غیب نیز با اجازه ی خدا ممکن است که در آیاتی از قرآن به آن اشاره شده است . اما چون به بحث ما بی ربط است به تفسیر مابقی مباحث مهم آیه اشاره نمی کنم.

در قسمتی دیگر از نوشته هایتان نوشته اید :

(( .. علی علیه السلام است که ایشان میفرمایند:

«إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ: الاِْیمَانُ بِهِ وَبِرَسُولِهِ، وَالْجِهادُ فِی سَبِیلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ الاِْسْلاَمِ، وَكَلِمَةُ الاِْخْلاَصِ فَإِنَّهَا الْفِطْرَةُ، وَإِقَامُ الْصَّلاَةِ فَإِنَّهَا الْمِلَّةُ، وَإِیتَاهُ الزَّكَاةِ فَإِنَّهَا فَرِیضَةٌ وَاجِبَةٌ، وَصَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ جُنَّةٌ مِنَ الْعِقَاب، وَحَجُّ الْبَیْتِ وَاعْتَِمارُهُ، وَصِلَةُ الرَّحِمِ... وَصَدَقَةُ السِّرِّ...، وَصَدَقَةُ الْعَلاَنِیَةِ... وَصَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ».

«برترین وسیله تقرب به سوی خداوند بی آلایش و برتر برای متوسلین، ایمان به او و رسولش، جهاد در راهش، برپاداشتن نماز، دادن زکات، روزه ماه رمضان، حج و عمره خانه خدا، صله رحم، صدقهدادن به صورت پنهان، صدقهدادن به صورت آشکار، و انجام دیگر کارهای نیک و شایسته است»

(( نهج البلاغه، شرح فیض الإسلام، خطبة 109. ((

بعد از دیدن این مطلب که بدان استناد کرده اید به این فکر فرو رفتم که آیا شما از نهج البلاغه وعلی نیز مانند قرآن و رسول خدا استفاده ی ابزاری می کنید یا به نهج البلاغه واقعا اعتقاد دارید ؟

مثلا آیا خطبه ی شقشقیه را هم قبول دارید ؟

آنجا که نوشته است : (( آگاه باشید! به خدا سوگند! ابا بكر، جامه خلافت را بر تن كرد، در حالى كه مى‏دانست جایگاه من نسبت به حكومت اسلامى، چون محور آسیاب است به آسیاب كه دور آن حركت مى‏كند))

و یا آنجا که : ((سرانجام اوّلى حكومت را به راهى در آورد، و به دست كسى سپرد كه مجموعه‏اى از خشونت، سختگیرى، اشتباه و پوزش طلبى بود زمامدار مانند كسى كه بر شترى سركش سوار است، اگر عنان محكم كشد، پرده‏هاى بینى حیوان پاره مى‏شود، و اگر آزادش گذارد، در پرتگاه سقوط مى‏كند. سوگند به خدا! مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رویى‏ها و اعتراض‏ها شدند، و من در این مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكیبایى نداشتم، تا آن كه روزگار او هم سپرى شد. ((

معلوم است که شما از نهج البلاغه نیز تنها آنچه را که فکر می کنید نظرت را اثبات می کنید قبول دارید یعنی خدا و قران و پیامبر و علی و نهج البلاغه و... را می خواهید برای تلاش مضاعف در کسر شان رسول خدا و اثبات نظر خودت یعنی نظر خودت را اصل قرار می دهید بعد می گردید در متون برای آن دلیل گیر می آورید در حالیکه باید قاعده بر عکس شود یعنی شما متون را اصل بگیرید و نظر خودت را با آن اصلاح کنید اگر یک بار همه ی داشته های ذهنیت را دور بریزید و هر آنچه در قرآن است را اصل بگیرید مشکل حل می شود

 اما در مورد تفسیر خطبه :

اولین بند از این خطبه این است که بالاترین توسل را ایمان به خدا دانسته است

حال یک سوال : ایا عمل به ایات قران ایمان به خداست یا خیر ؟

ایا ایاتی که قبلا به ان استناد کردیم در قران هست یا خیر ؟

پس علی بن ابی طالب نیز در این خطبه به طور ضمنی دستور فرموده است که طلب دعا از رسول خدا فراموش نشود و الا اگر کسی به قسمتی از قرآن مومن باشد و به بخشی کافر در آن صورت معلوم است که قائل به تحریف در قرآن است و یا به خدا ایمان واقعی ندارد.

در مورد بقیه ی متن خطبه هم این توضیح ضروری است که شماها با استناد به اینگونه خطبه ها در واقع تلاش می کنید درخواست دعا از رسول خدا را مساوی این قرار دهید که فرد معتقد به طلب دعا به عمل صالح ، روزه و زکات و صدقه و حج و نماز و.. ایمان ندارد این سخن شما کاملا اشتباه است و هیچ مسلمان مطلعی به این برداشت شما ایمان ندارد چون بر اساس آیات قران شفاعت شامل حال کسانی که در نمازشان کوتاهی کنند و یا زکات ندهند و انفاق نکنند نمی شود .

یعنی فرد باید نهایت سعی خود را در مسلمان بودن و اجرای احکام اسلام بکند و در نهایت از دعای رسول خدا نیز بهره مند شود .

ادامه دارد

 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :