تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت یازدهم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در ادامه نوشته اید : 
 وما فهمه منها أعلم الأمة بالقرآن ومعانیه وهم سلف الأمة ومن سلك سبیلهم، ولم یفهم أحد من السلف والخلف إلا المجیء إلیه فی حیاته یستغفر لهم ، وقد ذم الله تعالى من تخلف عن هذا المجیء إذ ظلم نفسه وأخبر أنه من المنافقین فقال تعالى:[وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ]([41]). 
وكذلك هذه الآیة إنما هی فی المنافق الذی رضی بحكم كعب بن الأشرف وغیره من الطواغیت دون حكم رسول الله صلى الله علیه وسلم فظلم نفسه بهذا أعظم الظلم، ثم لم یجئ إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم لیستغفر له.


«الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یخْلُقُونَ شَیئًا وَهُمْ یخْلَقُونَ» «أَمْوَاتٌ غَیرُ أَحْیاءٍ وَمَا یشْعُرُونَ أَیانَ یبْعَثُونَ»
(کسانی را که غیر از خدا می‌خوانند، چیزی را خلق نمی‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند) (آنها مردگانی هستند که هرگز استعداد حیات ندارند؛ و نمی‌دانند در چه زمانی محشور می‌شوند) ( نحل آیه 21 و 22)
قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَلاَ نَفْعًا إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ؛ ای پیامبر بگو: جز آنچه خدا بخواهد، من مالك سود و زیانی برای خود نیستم (اعراف/188؛ یونس/49).

در مورد آیه 6 سوره ی منافقون به اندازه کافی صحبت نمودیم در مورد فهم سلف هم از آن آیات آن اندازه که نیاز بود گفته شد و اما مابقی موارد

استناد به آیه ی : الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یخْلُقُونَ شَیئًا وَهُمْ یخْلَقُونَ

(کسانی که غیر از خدا (به خدائی ) می خوانید چیزی خلق نکرده اند و خود مخلوقند ) نحل 20

اما تفسیر شما از این آیه چیست ؟

آیا یدعون را به معنای دعای عادی می گیرید ( یعنی هر نوع خواندنی ) و یا از آن آیه یدعون را به عنوان خدا خواندن در می یابید چیزی نزدیک به معنای یعبدون ؟کدامیک ؟

اگر یدعون را به معنای دعای عادی بگیرید در این صورت بر اساس این آیه باید خواندن موجودی که نمی تواند خلق کند شرک باشد اگر اینگونه است چکار می کنید با طلب دعا از رسول خدا و طلب دعا از حضرت یعقوب که به صراحت در قرآن آمده است ؟

اگر می گوئید هر چیزی که نمی تواند خلق کند طلب دعا کردن از او شرک است در آن صورت رسول خدا می تواند خلق کند یا نمی تواند اگر نمی تواند خلق کند همان ایه های که در بند قبل به آن اشاره رفت را چکار می کنید ؟

یعنی اگر توانایی خلق کردن معیار دعا خواستن است پس چرا رسول خدائی که نمی تواند خلق کند در آیاتی از قرآن مجاز به دعا کردن شده است توجه کنید فرق نمی کند در زمان حیات یا ممات دعا بخواهید یا برای چه کسی بخواهید چون توسل شما به این آیه برای اثبات نظرتان در مورد دعا خواستن خود بخود (خلق ) را وارد معادله ی دعا کرده اید چون کلمه ی (خلق ) (آفرینش ) در آیه وجود دارد شما در واقع معیار دعا خواستن را خلق کردن قرار داده اید چرا ؟

اگر می گوئید یدعون به معنای یعبدون است که در آن صورت وضعیت فرق می کند و شما از آیه ای که به بحث شما ربط ندارد استفاده کرده اید چون هیچ مسلمانی قائل به عبادت رسول خدا نیست و همه رسول خدا را عبد می دانند نه اله از نظر مسلمین هر کس برای رسول خدا مقام الوهیت قائل شود مشرک است .

اگر می گوئید هر چند مسلمین در قول و گفتار مدعی پرستش پیامبر نیستند اما درعمل ثابت کرده اند که رسول خدا را عبادت می کنند می گویم : اولا شما از فرضی به عنوان مطلب اثبات شده استفاده کرده اید که الان مدتی است روی آن با بنده بحث می کنید و نتوانسته اید آن را ثبات کنید اول ثابت کنید دوم استفاده کنید .

دوم اینکه در آن صورت نیز استفاده ی شما از این آیه منطقی نیست چون حرف ما و بحث ما بر سر دعای عادی است نه عبادت و به خدائی خواندن .

اگر می گوئید دعا نوعی عبادت است در آن صورت:

اول اینکه لازم است اول سخنت را از آیه ای صریح و یا حدیثی غیر مخدوش ثابت کنید بعد استفاده کنید

دوم اینکه این سؤال پیش می آید پس عبد الله بن ابی خواست موحد باشد اما خدا دستور داد مشرک شود ؟ و یا پسران یعقوب با درخواست دعا مشرک شدند ؟

توجه فرمائید لطفا مباحث را با هم قاطی نفرمائید : ( در این فرض فرقی بین دعای زمان حیات با زمان ممات نیست چون شما دعا خواستن را عبادت کردن می دانید )

اگر می گوئید دو شرط همزمان باید بر آورده شود هم نتواند خلق کند هم مالک نفع و ضرر نباشد باز همان سؤال قبلی رسول خدا در این قاعده شما می گنجد یا خیر ؟

اگر می گنجد که آیات قرآن را که دعا خواستن از پیامبر را درست دانسته چکار می کنید و اگر نمی گنجد که عقب نشینی کرده اید و علاوه بر آن پیامبر خدا را خالق فرض کرده اید .

اگر می گوئید بعد از وفات رسول خدا ایشان دیگر ارتباطش با دنیا قطع می شود و تبدیل به موجود جامد می شود آن وقت چکار می کنید با آیات و احادیثی که به صراحت به زندگی برزخی اشاره دارند ؟ چطور است شهیدان زنده اند چطور انبیاء زنده اند چطور است موسی زنده است و در قبرش نماز می خواند ؟

جمع آن آیات با این آیه چی می شود بالاخره مردگان موجودات جامد و ناتوان هستند یا عند ربهم یرزقونند بالاخره ما آنان را مرده بپنداریم یا نپنداریم ؟

چرا فرعونیان تا روز قیامت ادراک دارند . چطور است قوم صالح بعد از تبدیل به جاثمین می شنیدند ؟ چطور است کشتگان بدر می شنیدند چطور است مرده صدای کفش زندگان را می شنود ؟

اگر برداشت شما این است که اگر موجودی خلق کرد قابل پرستش است ؟ یعنی خلق کردن و قدرت آفریدن را مجوز پرستش می دانید ؟ اگر اینگونه است نظر شما در مورد این ایه چیست؟

وَرَسُولًا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُكُم بِآیَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّینِ كَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَكُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللّهِ ..

(( و [او را به عنوان] پیامبرى به سوى بنى اسرائیل [مى‏فرستد كه او به آنان مى‏گوید] در حقیقت من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه‏اى آورده‏ام من از گل براى شما [چیزى] به شكل پرنده خلق می کنم آنگاه در آن مى‏دمم پس به اذن خدا پرنده‏اى مى شود ..)) آل عمران 49

آیا پرستش عیسی مسیح درست است ؟ او به تأیید قرآن خلق کرد اگر شما جمله ی مذکور را که در آن (لا) آمده است به معنی این می گیرید که هیچ خلقی الا توسط خدا ممکن نیست پس چگونه عیسی به اذن خدا خلق کرد ؟

اگر می گوئید به اذن خدا ممکن است می گوییم در آیه ی 20 نحل حرف از عدم توانایی در هیچ خلقی است و اذن خدا را استثنا نکرده است

حتما اطلاع دارید جملات نهی نیز عامند

یعنی اگر (لا) ی جمله را مطلق عدم امکان خلق و آفرینش بدانید در آن صورت هیچ خلقی الا توسط خدا نباید صورت گیرد و هیچ اجازه ای هم بابت خلق نباید داده شود و ادعای حضرت عیسی العیاذ بلله ادعائی درست نیست

و اگر نه ، قسمت دوم جمله را که نفی است و عام است مشروط به اجازه ی خداوند کرده و در نتیجه غیر عام می دانید چگونه است که قسمت اول جمله که از تأکیدی مانند قسمت دوم برخوردار نیست را مشروط به اجازه ی خداوند مجاز نمی دانید ؟ اما قسمت دوم را می دانید ؟

بدیهی است که پرستش حضرت عیسی شرک است و اسلام این را به صراحت گواهی می دهد پس خلق کردن هم مجوز پرستش نیست بنا بر این این آیه معنی اش این نیست که بگردید و افرادی را که خلق می کنند بیابید و پرستش کنید و یا دعا از آنها بخواهید .

چون حضرت عیسی خلق کرد و اجازه ی پرستش او را هم نداریم.

و چه زیبا قرآن در آیه 50 همان سوره ی آل عمران جلو این فکر غلط را گرفته و فرموده است

إِنَّ اللّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ 

(( در حقیقت‏خداوند پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید [كه ] راه راست این است ))

می توان از این آیه و آیه ی 49 که گواهی می دهد عیسی به اذن الهی خلق کرده است برداشت کرد که درست است که عیسی به اذن خدا خلق کرد اما این امر مجوز پرستش او را صادرنمی کند و می توان گفت که حتی خلق و آفرینش هم با اجازه ی خدا ممکن است

پس آنچه که موجب شرک است اعتقاد به خلق و آفرینش نیست بلکه این اعتقاد است که او بدون اذن خدا و به صورت مستقل خلق کرده است وقتی در مورد خلق و آفرینش اینگونه است چرا در مورد دعا اینگونه نباشد.

اگر کسی معتقد باشد دعا را خود شخص رسول خدا بدون دخالت و اذن الهی اجابت می کند اعتقادش توحیدی نیست اما اگر این اعتقاد را نداشته باشد بلکه معتقد باشد که دعا با اذن الهی ممکن است اصلا اشکال ندارد کما اینکه مسلمانی ما در گرو اعتقاد به آیه ی 49 سوره ی آل عمران است یعنی ما باید معتقد باشیم که عیسی به اذن الهی خلق کرده است تا مسلمان باشیم

و اما تفسیر درست ایه 20 سوره ی نحل که به ان استناد کرده اید :

همانگونه که از آیات قرآنی بر می آید مردگان دارای شعور و حس شنوایی هستند پس این ایه در مورد مردگان نیست.

حتی شوکانی هم علیرغم ضربات فکری که از وهابیون خورد تا اندازه ای به این امر مقر است :

تفسیر شوکانی از آیه :

ثم ذكر صفة أخرى من صفاتهم فقال  أموات غیر أحیاء یعنی أن هذه الأصنام أجسادها میتة لا حیاة بها أصلا ، فزیادة غیر أحیاء لبیان أنها لیست كبعض الأجساد التی تموت بعد ثبوت الحیاة لها بل لا حیاة لهذه أصلا ، فكیف یعبدونها وهم أفضل منها ؟ لأنهم أحیاء و ما یشعرون أیان یبعثون لضمیر فی ( یشعرون ) للآلهة ، وفی ( یبعثون ) للكفار الذین یعبدون الأصنام ، والمعنى : ما تشعر هذه الجمادات من الأصنام أیان یبعث عبدتهم من الكفار ، ویكون هذا على طریقة التهكم بهم ، لأن شعور الجماد مستحیل بما هو من الأمور الظاهرة فضلا عن الأمور التی لا یعلمها إلا الله سبحانه ، وقیل یجوز أن یكون الضمیر فی یبعثون للآلهة ، أی : وما تشعر هذه الأصنام أیان تبعث ، ویؤید ذلك ما روی أن الله یبعث الأصنام ویخلق لها أرواحا معها شیاطینها فیؤمر بالكل إلى النار

آیا نیاز به توضیح دارد ؟ نگو منبع ندارم که قبلا منبع را دراختیارت گذاشته ام کافی است به همان منبع اینترنتی بروید و آن را بیابید  

وتفسیر قرطبی

موات غیر احیاء أی هم أموات ، یعنی الأصنام ، لا أرواح فیها ولا تسمع ولا تبصر ، أی هی جمادات فكیف تعبدونها وأنتم أفضل منها بالحیاة .

و تفسیر ابن کثیر :

و قوله ( اموات غیر احیاء ) أی : هی جمادات لا أرواح فیها فلا تسمع ولا تبصر ولا تعقل

و تفسیر طبری :

و قوله ( والذین یدعون من دون الله لا یخلقون شیئا وهم یخلقون ) یقول تعالى ذكره : وأوثانكم الذین تدعون من دون الله أیها الناس آلهة لا تخلق شیئا وهی تخلق ، فكیف یكون إلها ما كان مصنوعا مدبرا ، لا تملك لأنفسها نفعا ولا ضرا .

و تفسیر بغوی :

افمن یخلق (یعنی الله تعالى ) کمن لا یخلقیعنی الأصنام ،) .(.والذین یدعون من دون الله (یعنی الأصنام ،

در یک کلام این ایه در مورد بت است نه در مورد برزخ و مردگان به زبان ساده این آیه می فرماید : بتی را که مصنوع دست خود شما است و شما خود آن را خلق کرده اید چرا (به خدائی ) می خوانید ( پرستش ) می کنید ؟

شما آیه را از وجه درست آن خارج کرده و معنی غیر درستی برای آن می تراشید که اصلا با متن آیه جور در نمی آید .

ادامه دارد 


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :