تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت دهم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

ادامه پاسخ به اقا عبد الله 
در بخش دیگری از نوشته هایتان نوشته اید : 

((یقینا شاگردان مکتب رسالت و بزرگان دین که پس از آنها پا بر عرصه ی وجود نهاده اند برداشت دوم را از آیه دارند، و کسانی که قرنها بعد از این بزرگان به وجود آمده و آغشته با انواع بدعت و خرافات بزرگ شده اند برداشت اول را ترجیح داده و این کار را هم انجام می دهند، و از لحاظ لغوی نیز برداشت خود را مورد تایید قرار می دهند، و اینجاست که باید به چنین قومی گفت: لکم دینکم و لی دین )) 

دوست عزیز همفکران شما هر وقت کم می آورند تهمت زدن و کافر خواندن مردم را شروع می کنند گویا شما نیز دست کمی از ایشان ندارید و  علمای بزرگ اسلام از همه ی مذاهب اسلامی را که در طول تاریخ برداشتشان از آیه ی 64 نساء خواستن دعا از رسول بزرگوار اسلام بعد از ممات ظاهری هم بود . با سوره ی کافرون هدف بدترین اتهام یعنی بت پرستی قرار دادید چشممان روشن

شاید بهترین پاسخ به آن جمله ی شما این جمله ی شیوا باشد که : ( وقتی قافیه تنگ آید  شاعر به جفنگ آید )  دوست عزیز علمای اعلام را با چی مقایسه می کنید بت پرستان ؟؟

و خودت را جای کی می گذارید خدا یا رسول خدا ؟؟!

رسول خدا سوره ی کافرون را در مورد بت پرستان بکار برد حتی خطاب به منافقان نیز از آن استفاده نکرد هیچ مسلمانی ولو دارای انحراف فکری را هم با این سوره نراند بعد از رسول خدا هم هیچ مسلمانی با این سوره هدف تهمت قرار نگرفت مالک بن نویره یا خوارج و... کشته شدند حتی کافر خوانده شدند اما استفاده ی هیچ یک از بزرگان اسلام علیه آنان سوره ی کافرون نبود شما به چه حق و با کدام سیره برداشت خودت از اسلام را عین اسلام و برداشت دیگری را بت پرستی می نامید لابد بت هم رسول خدا است و یا قبر رسول خدا شما دقت دارید که ام المؤمنین قبر رسول خدا را در محل زندگی خود قرار داد لابد اولین بت پرست او بود

من فکر نمی کنم شما در حدی باشید که معتقدین به لا اله الا الله و محمد رسول الله را مصداق آیه ی لکم دینکم بدانید نه دفتر ثبت نام اسلام دست شما است و نه شما قادر به تشخیص کافر بودن علمای بزرگی چون محمد بن احمد الأنصاری القرطبی و یا ابن کثیر و ... باشید  

البته توهین شما به علمای بزرگوار اسلام و مسلمینی که دل و جان در گرو نام مبارک رسول خدا دارند عجیب نیست چرا که شما هم همفکر شیخ وهابیون ابن تیمیه و ابن وهاب هستید و از شماها هیچ تهمت و توهینی بعید نیست

حال از توهین شما بگذریم و به پاسخ بپردازیم

اولا بارها عرض کرده ام و دوباره تکرار مکررات می کنم که تفسیری که از آیه ی 64 نساء قرن ها است توسط علمای سنی و شیعه شده است برداشت نیست بلکه استفاده از یک قاعده است آنان با استفاده از منطقی که بر جملات شرطی حاکم است چنین تفسیر درست و متقنی را کرده اند سخن شماها که تلویحا ادعا می کنید این منطق بر این جمله ی شرطی وارد نیست توهین به خداوند متعال است چرا که سخن شما خود بخود این سخن زشت و کفر آمیز را در  پی دارد که خداوند عالم یک علم را نمی داند و با منطق حاکم بر جملات شرطی نا آشنا است این در حالی است که اگر این منطق با زبان ساده برای افراد با ضریب هوشی پائین نیز شرح داده شود می فهمد وبه صحت آن اعتراف می کند چون وقتی فردی به تمام شروط واقع در جمله ی شرطی عمل کرد نتیجه ی که برای آن شرط تعیین گردیده باید واقع گردد در غیر این صورت فرد شرط گذار کلک زده است و دبه کرده است

بنا بر این تفسیرعلمای اسلام از آیه ی 64 برداشت نیست بلکه درست تفسیر کردن است و هر سخنی غیر از آن چه که علما گفته اند غلط و نا هماهنگ و نا سازگار با منطق است .

علیرغم مورد قبل امیدوارم خداوند به شما رحم کند و قبل از فوت از این مخالفت با رسول خدا دست بردارید به همین دلیل بر مطلب شرح دیگری نیز می دهم  

دوم اینکه همانگونه که قبلا هم عرض کردم شما وقتی می توانید با استفاده از معیارهائی فردی را کافر بنامید یا عملی را خلاف توحید تشخیص بدهید که بر تمام جوانب آن موضوع تسلط داشته باشید و همه ی معیارها را بدون کم و کاست داشته باشید شما وقتی می توانید بگوئید از نظر صحابه آیه ی 64 نساء در مورد زمان ممات رسول خدا نیست که یا نهی صریح  همه ی  صحابه و یا تعدادی از آنها را داشته باشید و یا همه ی آنچه را که در زمان رسول خدا و صحابه گذشته و رخ داده داشته باشید . در حالیکه

اول اینکه آن چیزی که از صحابه در اختیار داریم خلاف نظر شما ست یعنی احادیثی که داریم اعم از صحیح و ضعیف این ظن را تقویت می کند که صحابه همگی بعد از مرگ خاتم النبیین از رسول خدا دعا خواسته اند و احادیثی هم داریم که ثابت می کند صحابه اصلا پیامبر خدا را مرده نمی دانسته اند

دوم اینکه همه ی آن چیزی که در صدر اسلام اتفاق افتاده در دسترس نیست و حدیث هم آوردیم که احادیث مکتوب شده اند اما نوشته ی آن فرد در دست نیست  

سوم اینکه هیچ چیز غیر مخدوش که حرف شما را ثابت کند در دست نیست

در مورد توضیح بند اول برای نمونه عرض می کنم  شما می دانید که صیغه ی مخاطبی که در اهل سنت و در تشهد خطاب به رسول خدا بکار می رود توسط چه کسی بنیان گذاشته شد .  (( السلام علیک ایها النبی ((

شما می دانید که اهل سنتی که مثلا در آمریکا است  با فتوای کدام صحابه رسول خدا ی که رحلت فرموده و در مدینه مدفون است را در ایالات متحده حاضر و زنده می پندارد ؟ 

آیا شما می دانید آن حدیث که از آن صحابه نقل شده و در کتاب امام مالک موجود است از چه درجه ی اتقانی برخوردار است ؟ 

بله کسی که رسول خدا را زنده می دانست عمر بن خطاب بود آیا شما از عمر بن خطاب مجتهد ترید ؟ یا اینکه کاربرد صیغه ی مخاطب را برای فرد غایب برداشت برخی از علما می پندارید ؟ 

اگر پیامبر خدا مخاطب است که حتی اگر شما آیه ی 64 را خطاب به زنده و مخاطب نیز بدانید باز دلیل دارید آیا این همه ادله ی روشن که با تدبیر الهی به دست من و شما رسیده است را درک نمی کنید ؟ 

آیا می دانید مخالفین جمله السلام علیک در تشهد چه اشخاصی بودند ؟ شما ابن مسعود را می شناسید ؟عائشه را چطور ؟

شما می دانید که آن صحابه بزرگ هم نتوانستد در برابر استدلال عمر که بر گرفته از احادیث بود دوام بیاورند و تسلیم شدند و در نهایت این نظر خلیفه ی دوم بود که بر جهان اهل سنت چیره شد

و پیامبر با صیغه ی مخاطب خوانده شد 

نکند از نظر شما صحابه و علمای بزرگ اهل سنت هم فرق مخاطب و غایب را نمی دانسته اند ؟  

به صراحت عرض می کنم آن چیزی که شما از اسلام برداشت کرده اید با هیچ منطق قرآنی و حدیثی سازگار نیست و هیچ صحابه ای آنگونه که شما گفته اید و فکر می کنید عمل نکرده اند چون هیچ شواهدی برای اثبات سخن شما در دست نیست ضمن اینکه شواهد عکس نظر شما تا دلت بخواهد هست

وقتی پیامبر خدا می فرماید انبیاء زنده اند و قتی می فرماید موسی در قبرش نماز می خواند وقتی قرآن می فرماید  صبح و شب آتش جهنم به فرعونیان نمایانده می شود تا روز قیامت که محشور می شوند وقتی در قرآن از قول حضرت صالح با مردگان صحبت شده وقتی رسول خدا با مردگان کفار در بدر صحبت کرد وقتی رسول خدا می فرماید مرده صدای کفش تشییع کنندگانش را می شنود حرف شما در مورد زنده نبودن انبیاء در اسلام چه جایگاهی دارد ؟ نکند شما از رسول خدا هم اسلام را بهتر درک کرده اید ؟ 

سخن شما سخن اسلام نیست سخنی است که بعضی از شماها  فکر می کنید از اسلام است و برخی دیگرتان می دانید که از اسلام نیست اما برای جلوگیری از حب رسول خدا و زیارت او وطلب دعای از او قصد دارید آن را جا بیندازید در این راه از کلماتی چون خرافه و غیر علمی بودن ادعای مسلمین استفاده می کنید

در حالیکه بشر بسیاری اوقات با آن چیزی که درک نمی کرده مخالفت بدون دلیل کرده است مثلا تا مدت ها مردم فکر می کردند در سیم تلفن جن هست و از تلفن استفاده نمی کردند

هیچ علمی قادر نیست بفهمد بعد از مرگ چه اتفاقی می افتد چون ابزارش را ندارد او همین قدر می داند که قلب نمی زند وعلائم حیاتی از مغز قطع می شود همین قدر را می تواند بگوید اما در خصوص اینکه روح این فرد کجا می رود اصلا هیچ درکی ندارد چون اصلا روح را نمی بیند تا بر آن آزمایش بکند

علم در مورد یک ثانیه قبل از شروع جهان نیز هیچ ایده ای نمی تواند داشته باشد صم بکم است لا یشعرون است

چه نظریه ی تکامل چه نظریه داروین جه تصادف و یا هر نظریه ی دیگری هیچ گاه نمی تواند در مورد چگونگی بوجود آمدن اولین چیز در عدم همه چیز سخن بگوید چون علم وقتی می تواند سخن بگوید که هستی باشد از نیستی مادی فقط نیستی را درک می کند در حالیکه هیچ گاه از نیستی هستی پدید نمی آید پس هستی بوده که هستی پدید آمده .

عالم مرگ نیز نمی تواند از نظر علم مورد بررسی همه جانبه قرار گیرد فقط در مورد جنازه و تجزیه آن و مادیات سخن می گوید و بس

خرافه هم وقتی پیدا می کند که علم باشد وقتی که در مورد بعد از مرگ علم لال است و گنگ و کر خرافه از کدام معیار قابل تشخیص است ؟ 

ادامه دارد 

 


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :