تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت نهم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در ابتدا عذر خواهی می کنم که نمی توانم سریعتر پاسخ هایم را در وب بگذارم
در جلسه گذشته بدین نتیجه رسیدیم که اگر کاربرد آیات 64 نسائ و 5 منافقون صرفا مختص منافقین نباشد چه ظلمی متوجه جامعه خواهد شد . در آن جلسه یک شبهه بدین مضمون مطرح کردیم  : مگر نه این است که آیه ی 5 سوره ی منافقون در مورد منافقین است و فردی که دعا نخواست عبدالله بن ابی منافق بود که آیه 5 در مورد او نازل شد پس در این صورت جمله ی قبل یعنی ادعای وهابیون در مورد اینکه پیامبر باید برای منافقین دعای بخشش می کرد منطقی است . 
پاسخ :

قبل از پاسخ به این شبهه تذکری ضروری است و آن اینکه همانگونه که بحث شد خود آیه ی 64 نساء و متن آن به خودی خود کاملا گویا است و مشخص است که نظر وهابیون در خصوص این ایه با متن آن نمی سازد . (به ترکیبی که در جمله بکار رفته دقت فرمائید « نظر وهابیون » )

بقیه ی مطالب ، از جمله این مطلب ، که در این بخش ، به آن می پردازیم صرفا توضیحاتی اضافه جهت درک بیشتر موضوع است 

اما باید دقت داشت که بدون مطالب این قسمت نیز عمومی بودن در خواست دعا از رسول خدا با توجه به متن آیه اثبات شده است

پاسخ

در ابتدا لازم است تذکر داده شود که هر آیه یا حدیثی شأن نزولی دارد و در تفسر آیه یا حدیث باید موردی که موجب نزول شده است را مد نظر داشت اما دقت دراین نکته ی ظریف ضروری است که توجه به شأن نزول برای رسیدن به تفسیر درست است نه جلوگیری از تفسیر درست . کاری که وهابیون با آیه 5 سوره ی منافقون می کنند توجه به شأن نزول آیه جهت تحمیل کردن تفسیر غلط و ضد رسول خدا است . و اما بعد 

با یک سؤال شروع می کنیم

 شخص (آ ) مدعی است قصد رفتن به شهر ی دیگر و تأمین نیازهای ضروری مردم رادارد  شخص (ب) می داند که شخص (آ)نمی خواهد به شهری دیگر سفر بکند اما برای کلاهبرداری و سرکیسه کردن مردم تظاهر می کند که به آن شهر خواهد رفت شخص (ب) می داند که شخص (آ) از مردم مقادیر زیادی پول می گیرد تا برایشان از آن شهر کالای مورد درخواستشان را بیاورد اما نه بر می گردد و نه جنسی می خرد آیا ممکن است شخص (ب) نیز که خود می داند شخص (آ ) دروغ می گوید و پول ها را خواهد دزید به او پول بدهد تا برایش خرید کند ؟  

بدیهی است دادن پول توسط آن شخص به شخص کلاهبردار در صورتی که خود آن شخص هم همدست و یا هم فکر کلاهبردار نباشد غیر ممکن است

حال سوالی دیگر

اگر شما بدانید فردی مسلمان نیست اما به دروغ ادعای مسلمانی می کند آیا ممکن است به او پیشنهاد کنید برود نزد رسول خدا تا رسول خدا برایش دعا کند ؟ 

یعنی ممکن است شما بدایند فردی اصلا معتقد به رسول خدا نیست چه برسد به دعایش امکان دارد به او پیشنهاد کنید که هر چند شما رسول خدا را دروغگو می دانید اما باز برو پیش رسول خدا تا برایت دعا کند ؟ 

بدیهی است که هیچ گاه صحابه چنین روشی را در مقابل دشمن رسول خدا  بکار نمی بردند . حال مجددا به ایه نظر بیفکنید

وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اَللّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ 

ترجمه : (وقتی به آنها گفته می شود که بیائید تا رسول خدا برای شما دعا کند (به علامت مخالفت ) سرهایشان را تکان می دهند (

با توجه به توضیحی که گذشت معلوم می شود افراد پیشنهاد دهنده نمی دانستند که عبد الله بن ابی منافق است یعنی نمی دانستند اصلا او به رسالت رسول خدا ایمان ندارد چه برسد به دعایش، آنان نمی دانستند که عبد الله بن ابی با الاجبار و از روی ناچاری اظهار اسلام می کند

این سخن بدین معنی است که صحابه پیشنهاد دهنده او را مسلمان و معتقد به دعا می دانستند و از این پیشنهاد معلوم می شود که مردم مدینه معتقد بودند مسلمین باید بروند پیش پیامبر و دعا بخواهند.

بنا بر این این سخن عوام فریبانه که در لفافه گفته می شود که کاربرد آیات 5 منافقون و 64 سوره ی نساء خاص منافقین است حرف غلطی است بلکه درست آن این است

هرچند آیه ی 5 منافقون می رساند که مسلمین پیشنهاد  طلب دعا از رسول خدا را به عبد الله بن ابی منافق دادند اما نمی دانستند او در دل اعتقادی به اسلام و رسول خدا ندارد بنا بر این نیت آنان از این پیشنهاد تشویق یک فرد مسلمان به درخواست دعا از رسول خدا بود  نه تشویق یک منافق غیر معتقد

ایات قرآنی نیز همین موضوع را اثبات می کند در آیه یک همین سوره می فرماید

إِذا جاءَکَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقینَ لَکاذِبُونَ 

(هنگامی که منافقان نزد تو بیایند ، می گویند: گواهی می دهیم که تو حتما فرستاده خدایی و خدا می داند که تو فرستاده اویی و هم خدا گواهی می دهد که همانا منافقان دروغگویند) 

در آیه بعدی نکات جالب دیگر نیز می فرماید که بر مبنای آن حتی ایشان سوگند دروغ هم می خورده اند تا مردم از راه خدا بازداشته شوند

اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ ساءَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ .

(سوگندهای خود را سپر ساخته اند پس از راه خدا اعراض کرده و مردم را از آن بازداشته اند به راستی بس زشت است آنچه می کنند)

در ایه ی سوم همین سوره خداوند متعال افشا می کند که آنان در ابتدا ایمان آوردند ولی بعد در دل خود کافر شدند

ذلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا یَفْقَهُونَ

در ایه ی بعدی خداوند متعال افشا می فرمایند که آنها در پنهان کردن نفاق خود سرامدند

وَ إِذا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى یُؤْفَکُونَ 

(هنگامی که آنها را می بینی ، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می برد و اگر سخن بگویند ، به سخنانشان گوش فرا می دهی اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می پندارند آنها دشمنان واقعی تو هستند ، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد ، چگونه از حق منحرف می شوند)

در نهایت به ایه 5 منافقون یا ایه مورد نظر می رسیم بدیهی است که این ایات به روشنی می فرماید مردم آنان را نمی شناسند و از نفاق آنان مطلع نیستند و وقتی در آیه ی 6 می فرماید که دعا به حال ایشان اثر ندارد معلوم می شود که دعا بر مؤمنین اثر دارد  و الا اگر بر مؤمنین هم بی تأثیر و دعا خواستن شرک می بود حتما می فرمود

وقتی با آیات سوره ی نساء هم  چشمان ناقابل خود را متبرک می سازیم باز همین وضع را مشاهده می کنیم یعنی باز می بینیم که خداوند اشاره می فرماید که شما از درون منافقان مطلع نیستید اما خدا مطلع است .

اما تفاوت مهمی در آیات حول وحوش آیه ی 5 سوره ی منافقون با آیات حول وحوش آیه ی 64 نساء می بینیم و آن اینکه در سوره ی منافقون می فرماید

فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ (بخشی از آیه ی 4 

ترجمه : ( پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد ( 

و در آیه ی 6 منافقون می فرماید ( فرقی نمی کند برای آنان طلب بخشش بکنی یا نکنی خداوند آنان را نمی بخشد (

اما در آیه ی 63 نساء می فرماید

أُولئِکَ الَّذینَ یَعْلَمُ اللَّهُ ما فی‏ قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فی‏ أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلیغاً

(آنها هستند که خداوند آنچه را که در دل های آنهاست  می داند پس از آنان روی بگردان  و آنها را پند ده و به آنها سخنی رسا و مؤثر در جانشان بگوی (

معلوم می شود از دسته ای باید حذر کرد ولی دسته ای دیگر را باید پند داد و برایشان دعا کرد از ایات مشخص می شود که آنان از منافقین جدا هستند و این دو یکی نیستند با توجه به ایه ی 61 نساء این مفهوم واضح تر می گردد

وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ رَأَیْتَ الْمُنافِقینَ یَصُدُّونَ عَنْکَ صُدُوداً

(و چون به آنها گفته شود که به سوی آنچه خداوند نازل کرده و به سوی فرستاده او بیایید ، منافقان را می بینی که از تو به شدت اعراض می کنند و دیگران را نیز باز می دارند.  (

در آیه ی 60 نساء می فرماید

(آیا ندیدی کسانی را که گمان می کنند به آنچه ( از کتابهای آسمانی که ) بر تو و بر پیشینیان نازل شده ، ایمان آورده اند ، ولی می خواهند برای داوری نزد طاغوت و حکّام باطل بروند؟! با اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. امّا شیطان می خواهد آنان را گمراه کند ، و به بیراهه های دور دستی بیفکند. (

این ایات بخوبی مواضع منافقان مشخص می شود و مسلمینی که در اثر چرب زبانی و قسم های دروغین منافقین به خطا افتاده اند نیز مشخص می گردند اگر به ایه ی 60 و 61 نساء همزمان نگریسته شود می بینید که منافقان به هیچ وجه پشیمان نمی شوند بلکه همواره مصر بر اشتباه خود هستند اما در آیه ی 63 نساء مشخص است عده ای از مسلمین نیازمند پند هستند چون فریب منافقین را خورده اند از آیه ی 5 منافقون مشخص می شود که دعا برای منافقون فایده ندارد و پیامبر نباید برای آنان دعا کند اما در آیه ی 64 نساء مشخص می شود که مسلمین نیازمند دعای خیر رسول خدا (ص) هستند

پس نتیجه می گیریم افرادی که باید نزد پیامبر خدا بروند و طلب دعا از خدا کنند و سپس پیامبر هم برای ایشان دعا کند مسلمین هستند نه منافقین

تنهامی ماند بعضی احادیث که ممکن است وهابیون به آن متوسل شوند و منظور خود را بر ذهن مردم تحمیل نمایند برای نمونه یکی از آن موارد حدیثی است که در بخاری آمده است

«عن ابن عمر انه قال: لما توفی عبدالله بن ابی جاء ابنه عبدالله بن عبدالله الی رسول الله فاعطاه قمیصه و امره ان یكفنه فیه ثم قام یصلی علیه فاخذ عمر بن لخطاب بثوبه فقال: تصلی علیه و هو منافق و قد نهاك ان تستغفر لهم؟ قال انما خیرنی الله فقال: «استغفرلهم اولا تستغفر لهم، ان تستغفر لهم سبعین مرة فلن یغفر الله لهم» فقال: سازیده علی سبعین قال: فصلی علیه رسول الله و صلینا معه ثم انزل الله علیه: «ولا تصل علی احد منهم مات ابداً و لا تقم علی قبره انهم كفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون»

تر جمه : (( عبدالله بن عمر گفت: وقتی كه عبدالله بن ابی- رئیس منافقان- مرد، پسرش پیراهن خود را به او داد و فرمود: پدرت را در آن كفن كن، آنگاه پیغمبر اكرم برخاست كه بر جنازه عبدالله بن ابی نماز بخواند، عمر دامن وی را گرفت و گفت: یا رسول الله آیا می خواهی بر جنازه او نماز بخوانی، در حالی كه او منافق است و خدا ترا از استغفار برای منافقان نهی كرده است؟

حضرت فرمود: خدا مرا درباره استغفار برای منافقان مخیر كرده و گفته است: «استغفرلهم اولا تستغفر لهم ان تستغفر لهم سبعین مره فلن یغفر الله لهم» یعنی برای منافقان استغفار بكن یا نكن اگر هفتاد دفعه برای آنان استغفار كنی خدا آنان را نخواهد بخشید و من بیشتر از هفتاد دفعه برای او استغفار خواهم كرد.

عبدالله بن عمر می‌گوید: پس رسول خدا بر جنازه عبدالله بن ابی نماز خواند و ما نیز با او نماز خواندیم، آنگاه این آیه نازل شد. «و لا تصل علی احد منهم مات ابدا و لا تقم علی قبره انهم كفروا بالله و رسوله و ماتوا و هم فاسقون». (توبه/84) یعنی بر جنازه هیچ یك از منافقان نماز نخوان و بر قبر او نایست، زیرا آنان به خدا و رسول او كافر شدند، و مردند در حالی كه كافر بودند  ))

پاسخ : 

اولا در هیچ حدیثی نیامده است که رسول خدا پس از آیه ی 64 برای منافقان یک بار دعا کرد چه برسد به هفتاد و یک بار 

دوما بر این حدیث هم ایرادات جدی وارد است که تردید را بر آن جدی می سازد و بهتر است در محاسبات علمی بدان استناد نکرد جون مشکوک است: 

حدیث متضمن این است که عمر بن خطاب از رسول خدا عالم تر و مسلط تر بر تفسیر ایه بوده باشد که  چنین حرفی غلو در مقام خلیفه ی دوم و پائین کشیدن مقام رسول خدا است جالب این است که علمای که به این حدیث استناد کرده اند بارها شیعه را متهم کرده اند که در مورد علی غلو می کند اما هیچ گاه در هیچ کتاب شیعی غیر غالی نیامده است که رسول خدا تفسیر آیه ای را نمی دانست ولی علی می دانست . 

دوما بر مبنای این سخن پیامبر نه تنها بر قرآن مسلط نبوده بلکه معانی الفاظ و جملات مادری خود را نیز نمی دانسته چرا که معنی آیه ی »استغفرلهم اولا تستغفر لهم، ان تستغفر لهم سبعین مرة فلن یغفر الله لهم» این نمی شود که اگر هفتاد و یک بار دعا شود خداوند منافق را می بخشد بلکه در این ایه بر بخشیده نشدن منافق تأکید دارد و کلمه هفتاد در اینجا معنای کثرت را می دهد یعنی به هر مقدار که برای آنان دعا شود خدا آنان را نمی بخشد

  ادامه دارد 


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :