تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت هشتم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در بحث دعا و شفاعت دو موضوع دیگری که باقی می ماند یکی بحث مسیر است و دیگری بحث ظرف و مظروف که در ادامه به آن می پردازیم 

همه ی ما می دانیم آنچه که انسان در جهان دیگرمی بیند نتیجه ی اعمال خود او در این جهان است

 یعنی وقتی آدمیزاد مسیری را در جهان فانی انتخاب می کند نتیجه ی طبیعی اعمالی که در آن مسیر انجام می دهد را در جهان دیگر خواهد دید .

فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ *وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ  زلزال 7و 8

فرد در این جهان اعمالی انجام می دهد با انجام این اعمال در واقع برای جهانی دیگر که در آینده خواهد دید سرمایه گذاری و بر نامه ریزی می کند در جهان دیگرهمان اعمال است که در مقابل دیدگانش قرار خواهد گرفت یا او را متنعم و یا معذب خواهد ساخت خداوند متعال در ایات متعدد سعی دارد این مطلب را به ما ها بفهماند که  آتش جهنم و یا نعمات بهشت و .. همگی توسط اعمال خود شما رشد کرده و پرورش می یابند هر چه شما تلاش مثبت کنید و آدم تر باشید خانه ی بهشت خودتان را خوش منظر تر و هر چه نا انسان تر باشید هیزم آتش جهنم خود را افزایش می دهید خداوند هیچ ظلمی به شماها نمی کند بلکه این خود شمائید که عذاب را برای خود ذخیره می کنید .

 . یَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُكُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ آل عمران 30 

«روزى که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر مى‏بیند؛ و آرزو مى‏کند میان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زیادى باشد. خداوند شما را از (نافرمانى) خودش، برحذر مى‏دارد؛ و (در عین حال،) خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است»

و  یا :

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ أَسَاء فَعَلَیْهَا وَمَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِیدِ 

هر كه كار شایسته كند به سود خود اوست و هر كه بدى كند به زیان خود اوست و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمكار نیست فصلت ( 46

و می دانیم که  مسیر نیز توسط خود انسان انتخاب می شود

 . وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِیَ نَفَقاً فِی الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِی السَّماءِ فَتَأْتِیَهُمْ بِآیَةٍ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى‏ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلینَ 35 انعام 

ترجمه

)اگر چه رویگردانی آنها بر تو بسیار گران است (اما چه می توانی کرد؟)،آیا می توانی سوراخی در زمین ایجاد کرده یا نردبانی در آسمان گذاشته وبرایشان از دل زمین یا آسمان نشانه ای بیاوری ؟ و اگر خدا می خواست همه آنهارا بر هدایت مجتمع می نمود، پس مبادا که از جاهلان باشی(،

 إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً

ترجمه : ما او را به سوی راه هدایت کردیم حال یا شکر این نعمت را به جای می آورد و یا کفران می کند (سوره ی انسان آیه 3 )

حال اگر ما شفاعت را بدین معنی بدانیم که با دعای پیامبر اسلام ،یک منافق یا یک دشمن خدا به بهشت می رود معنی اش این است که قبل از اینکه فرد در اثر دعا و بدون عمل و تلاش از نقطه ی  ( الف ) به نقطه ی ( ب ) فرضی که در قسمت قبل توضیح دادیم  پرش نماید با یک چرخش از مسیری که نقطه ی ( الف ) در آن قرار ندارد و خود آن را برگزیده است (یعنی راه کفر و نفاق ) به مسیری پرتاب می شود  که نقطه ی ( الف ) در آن قرار دارد (یعنی راه اسلام و ایمان ) در حالیکه این را خود انتخاب نکرده است و شاید به انتخاب آن هم راضی نیست واین یعنی اینکه مسیر انتخاب شده توسط خود فرد نیز بدون دخالت خودش توسط دیگری تغییر یابد و شخص بدون کوچکترین زحمتی و حتی علیرغم میل باطنی در مسیر درست قرار گیرد این نوع پاداش دادن به افراد هم برای فرد غیر مؤمن مفت خوری است و هم ظلم به افرادی است که با رنج و مرارت و سختی مسیر درست را انتخاب کرده و با رنج و شکنجه و اعدام و استقامت آن را حفظ کرده اند

خداوند متعال بارها و بارها در قرآن به این موضوع اشاره می نماید که خداوند مسیر را برای افراد بر نخواهد گزید خداوند متعال اشاره می فرماید اگر می خواست تمام جهانیان هدایت می شدند اما خدا نمی خواهد کسی بدون انتخاب خودش و بدون آزمون مسیر برایش انتخاب شود

بحث دیگر همان بحث ظرف و مظروف باشد بدین شیوه قابل شرح است که

هر جسمی همانقدر در آن چیزی قرار می گیرد که جا و ظرفیت داشته باشد لیوانی به اندازه ی حجمش آب می گیرد انباری به اندازه ی حجمش برنج احتکار شده ی ملت بدبخت را در خود جای می دهد حافظه یک رایانه و یا حافظه جانبی همگی دارای ظرفیتی مشخص هستند انسانی در زمینه ریاضی قابلیت یادگیری بیشتری دارد دیگری در زمینه ی علوم انسانی و.. 

ظرفیت ها در انسان هم متفاوت است و هم حد دارد اما یک تفاوت دیگری بین انسان و دیگر موجودات هست و آن اینکه انسان خود می تواند با تلاش ظرفیت انسان بودن و یا حیوان بودن نیز ظرفیت فکری خود را در زمینه انتخابی تا حدی مقرر افزایش دهد البته گاهی برخی حیوانات قادرند اندکی ظرفیت خود را افزایش دهند اما این توان افزایش ظرفیت نیز با اغماضی کوچک تنها مختص انسان است

 لاَ یُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِینَ ( 286 بقره )

ترجمه)) : خدا هیچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی کند نیکیهای هر کس ازآن ، خود اوست و بدیهایش از آن خود اوست ای پروردگار ما ، اگر فراموش کرده ایم یا خطایی کرده ایم ، ما را بازخواست مکن ای پروردگار ما ، آن گونه که بر امتهای پیش از ما تکلیف گران نهادی ، تکلیف گران بر ما منه و آنچه را که طاقت آن نداریم ، بر ما تکلیف مکن گناه ما را ببخش و ما را بیامرز و بر ما رحمت آور تو مولای ما هستی پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان(( 

ایه ی 3 طلاق

وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدْراً 

ترجمه

((و او را از جایی که گمان ندارد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکّل کند ، کفایت امرش را می کند خداوند فرمان خود را به انجام می رساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است))

در هر حال برخی از کافران ظرفیت دوری از انسانیت را بیشتر در خود افزایش می دهند  کما اینکه برخی از مسلمان های شناسنامه ای هم این ظرفیت را (یعنی دوری از خدا گونه شدن و به سمت شیطان گونه رفتن)  در خود افزایش می دهند بر عکس این مورد هم صادق است که موجب گم کردن راه و قاطی کردن دین در برخی افراد شده و می شود کما اینکه جا دارد به یکی از مواردی که برای همه ی ما آشنا است اشاره شود یکی از مواردی که باعث شد کاک احمد راه را گم کند توجه بیش از حد به این موضوع بود  بگونه ای که دیگر شرایط و پارامترهای تعیین کننده را ندید و یک بعدی قضاوت کرد و تصمیم افراد را فقط ناشی از ایمان آنان می دانست و فکر می کرد قلب آنان حتما از ایمان می در خشد که اینقدر خوبند اینکه عمل خوب در اکثریت مطلق موارد نشان ایمان د اشتن است شکی نیست اما همیشه این جوری نیست  می دید برخی از کافران خیلی آدمند و برخی از مسلمین خیلی نا انسان هستند می گفت مگر می شود آن نا انسان ها با یک دعا به بهشت بروند و این انسان ها جاودان در آتش جهنم باشند مگر بهشت جای شیطان صفتان است و یا جهنم جای انسان هائی است که صفات نیکوی الهی را در خود پرورش داده اند

او  با دیدن وضعیت افرادی مانند پاتریس لوممبا و یا چگوارا و .. می پرسید مگر ممکن است این انسان هائی که تمام هستی خود را برای مردم و انسانیت داده اند به جهنم بروند در مقابل کسی که در اثر درد زایمان ننه اش در کشوری اسلامی متولد شده و بنا به عادت گاهی مسجدی هم می رفته است و نمازکی می خوانده است اما از هر لحاظ دیگر نا انسان است به بهشت برود  این جور مسائل او را به سمتی هل داد که از خود بپرسد مگر چند نفر در جهان حقیقتا اسلام را شناخته و با آن به مبارزه پرداخته اند اگر لوممبا اسلام واقعی را که صرفا کمک به بشریت است می شناخت آیا آن را بر نمی گزید ؟ 

حال چگونه خداوند راضی می شود این لوممبا را به جرم اینکه در کشوری کافر بدون انتخاب خود متولد شده به جهنم بیندازد و آن فرد نا انسان به ظاهر مسلمان را به بهشتدر نتیجه این سخنان اکثرا درست نتیجه گیری های کرد که هم عجیب و غیر منطقی بود و هم غیر اسلامی و نا هماهنگ با قرآن .

مخالفین فعال کاک احمد که علیه او حرف می زنند تا بحال اکثرا در  دو دسته  قابل دسته بندی هستند که هر دو دسته متأسفانه نمی توانند منظور خود را روان و با زبان کردی یا فارسی بیان کنند و در یک کلام منطقی حرف نمیزنند یکی از این دو دسته  همه اش از ابن باز و شیخ ... روایت می کند و پشت سر هم فتوا می دهند و جملات تکراری را تکرار می کند و از اینهمه تکرار خسته نمیشوند و در نتیجه آنانی را که از سخنان تکراری که از همه ی بلندگوها شنیده می شود خسته شده اند خسته تر می کنند و دسته ای دیگر که اصلا قدرت بیان کافی ندارند در مقابل دلایل کاک احمدی ها فقط فحش و ناسزا می دهند در نتیجه  جوابهائی که به آقای مفتی زاده داده شد یا همگی فتوا بود و یا سکوت بدون شرح تقریبا جوابی بود به این مضمون : (( بچه کی تو رو آدم حساب می کند هر چه فلان کس و فلان شیخ می گوید گوش کن و اطاعت محض را پیشه ی خود ساز تو از قرآن چه می دانید وقتی ما می گوئیم قرآن این را می گوید و فتوا می دهیم فقط بگو چشم هنوز خیلی مونده تا به مقام اجنهاد برسید (( 

برخورد این افراد با همه همین جوری است همه را از خود می رانند و با غرور و خود برتر بینی فخر می فروشند بنده در دیواندره سخنرانی کردم یکی از مشارکین در جلسه ی شناخت وهابیت و سلفیت در سؤالی برایم نوشت : (( اگر می خواهید ثابت کنید باسوادی این قاعده ی صرف را توضیح بده((... 

می خواهم بگویم برخی ها دنبال مطرح کردن و شنیده شدن اقوال نیستند بلکه می خواهند هر حرفی جز حرف خودشان را خفه کنند آنان طرق مختلف را امتحان می کنند تا فرد را خفه کنند و جلو انتشار سخنانش در جامعه را بگیرند . 

حداقل از خودش سؤال نکرد مگر این جلسه ، برای تشخیص میزان معلومات علی پور تشکیل شده است و نگفت اگر سخنانش برابر قرآن و حدیث غلط است کافی است من آیه یا حدیث مربوطه را بیاورم و غلط بودن سخنانش را ثابت کنم اینان فقط می خواهند همه خفه شوند هیچ کس هیچ نگوید آنان تمام زبان باشند و مردم همه گوش. 

طرفداران کاک احمد هم وقتی این برخوردها که تنها به نیت ضایع کردن و تخریب است را مشاهده کردند و در مقابل برخورد کاک احمد را دیدند تفاوت این دو راه را از زمین تا آسمان یافتند و پیروش شدند نمی خواهم عملشان را در انتخاب راه غلط کاک احمد توجیه کنم من هم می دانم که بی دقتی کردند من هم می دانم به همه ی سؤالات پاسخ نداده وهمه یمسائل را بررسی نکرده طرفدار شدند من هم می دانم وقتی در مقابل ادعاهای آنها سوالات منطقی از یک حدی بیشتر شود نمی توانند به بحث ادامه دهند و در پستویی به نام خوسازی خود را قایم کرده و جواب های کلیشه ای می دهند و یا حداکثر شما را به خانه ی کاک احمد حواله می دهند و در نهایت سخنانشان به سکوت می انجامد و یا به توهین کردن

آنان نیز بعد از چندی منطق را کنار گذاشته و به جائی می رسند که دیگربه قول آن هم روستائی من فارسی تمام می شود ( می گویند هم روستائی من را بردند دادگاه محاکمه کنند همین که خواست محکوم شود شروع کرد به کردی حر ف زدن حاکم شرع که فارس بود گفت چرا فارسی حرف نمی زنید  فامیل من گفت فارسی تمام شد  (

به نظر می رسد طرفداران آقای مفتی زاده هم فقط در مقابل بچه اکابری ها از منطق استفاده می کنند ولی وقتی به کسی می رسند که پس از اکابر کلاس شش قدیم را هم خوانده برخوردشان مثل بعضی از دشمنانشان  می شود و یا در بهترین حالت می گویند ما خودسازی نکرده ایم ادامه بحث برای ارضای نفس است پس ادامه نمی دهم . 

برگردیم به اصل بحث

خلاصه ظرفیت هم یکی دیگر از موانعی است که باید دعا حل کند و اتفاقا بخش اعظم این موضوع هم توسط تلاش تأمین می گردد

در یک کلام اگر سخن وهابیون درست باشد و ایه ی 5 منافقون و 64 نساء برای این باشد که پیامبر دعا کند و منافق بخشیده شود در نتیجه این امر دهها ظلم به جامعه ی بشری و مسلمین و حتی خود منافقین صورت می گیرد عملی که نه خدا ونه رسولش بدان راضی نیستند .

یک شبهه :  مگر نه این است که آیه ی 5 سوره ی منافقون در مورد منافقین است و فردی که دعا نخواست عبدالله بن ابی منافق بود که آیه 5 در مورد او نازل شد پس در این صورت جمله ی قبل یعنی ادعای وهابیون در مورد اینکه پیامبر باید برای منافقین دعای بخشش می کرد منطقی است

پاسخ به این شبهه در قسمت بعد 

ادامه دارد 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :