تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت هفتم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در قسمت قبل به بخشی از ادعاها پاسخ دادیم اکنون بخشی دیگر را مورد بررسی قرار می دهیم 

در مورد حضرت یعقوب و پسرانش ، شما تلاش کرده اید که موضوع حضرت یعقوب و پسرانش را هم در آیه ی مشهور قالُوا یَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِینَ  و پاسخ پدر : قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ را تنها یک حق حضرت یعقوب بر گردن پسران جلوه دهید .

اما در ماجرای حضرت یوسف تنها حق یعقوب بر گردن پسران نبود تا سخن شما درست باشد بلکه اولین مظلوم این واقعه حضرت یوسف بود برخی برادران هم در این ماجرا به برادران یا برادر دیگر ظلم کرده بودند

اگر قرار است در این ماجرا چگونگی بخشش حق الناس آموزش داده شود . لازم بود که تک تک افرادی که مورد ظلم واقع شده بودند برایشان آیه ی مشابه می آمد یعنی نحوه ی اداء حق الناس کامل شرح داده می شد

این ایه ناظر به نحوه ی بخشش ظلمی که پسران در حق پدر کرده بودند نیست بلکه در آن توسل را آموزش می دهد .

 چرا که نحوه ی بخشش حق الناس مشخص است روند و مسیری دارد که باید فرد برود و حق را اداء کند و رفع ظلم نماید و فرد مظلوم را برابر شرع مقدس راضی کند این آیه ناظر به طلب عفو برای حق الله است

در آیه 97 و 98 سوره ی یوسف توسل به من و شما آموزش داده می شود  و به ما گفته می شود درخواست دعا از غیر اشکالی ندارد توسلی که افرادی که ظلم کرده بودند به یکی از مظلموینی که در آن ماجرا مظلوم واقع شده بود داشتند

بدیهی است این توسل پس از اداء حق الناس بوده است یعنی پسران حضرت یعقوب اول رفتند از پدر و نیز برادر عذرخواهی کردند و دل آنها را بدست آوردند پس از تأمین نسبی حق الناس و راضی شدن افراد مظلوم و بعد از اون که جو آمده شد از پدر که اتفاقا نبی هم بود درخواست دعا برای بخشش گناهان کردند و الا ممکن نیست افرادی که فعلا مورد خشم یکی دیگر هستند همان اول و بدون مقدمه بروند و بگویند تو که هیچ کاره ای ما اگر ظلمی هم به تو کرده ایم تو که نباید ببخشید خدا باید ببخشد حال که فهمیدید هیچ کاره ای بیا برایمان نزد خدا دعا کن

بدیهی است قبل از درخواست دعا زمینه را آماده کرده اند دل فرد را برای ارتباط عادی آماده کرده اند حقش را اداء کرده اند یعنی فرد مظلوم اول بخشید بعد دعا کرد

و اما توضیحاتی کلی راجع به ایاتی که عده ای آن را درسطح دعا برای رفع ظلم از اشخاص تقلیل می دهند .

آن چیزی که مشخص است در صدر اسلام مومنین از پیامبر خدا طلب دعا می کردند و آن را یک امتیاز و یک فضیلت می دانستند .

پیامبر نیز در حق افراد دعا می کرد .

این مطالب یعنی اینکه هم دعای پیامبر و هم عمل شخص در وضع فرد مؤثر است و معنی شفاعت هم همین است یعنی پیامبر برای اشخاص دعا می کند و در اثر دعای پیامبر گشایشی حاصل می شود . والا معنا ندارد دعا برای هیچ باشد یعنی پیامبر دعا بکند اما هیچی نشود و هیچ اتفاقی نیفتد .

حال اگر پیامبر برای فردی که در نقطه ی(الف) است دعا کند تا به نقطه (ب) برسد می دانیم که قبلا میلیاردها نفر به نقطه ی (ب)  رسیده اند که حتما برای رسیدن بدان  سالها تلاش کرده اند حالا یهو آدم های در اثر تلاش دیگری (دعا) به آن نقطه می رسند این افراد نه تنها برای آن نقطه هیچ تلاشی نکرده اند حتی شاید تلاش منفی و برعکس هم کرده اند ایا این ظلم به افرادی که تلاش کرده اند نیست ؟ آیا این منطقی است ؟ 

شما فرض کنید اصلا به نقطه (ب ) هم نرسند بلکه به نقطه ای میانه یا نقطه ای دیگر برسند در هر صورت برای رسیدن به هر نقطه ای تلاش لازم است و عده ای برای رسیدن بدان زحمت کشیده اند حال چگونه است افرادی بدون تلاش در اثر تلاش دیگری (دعا ) بدان برسند .

مگر قران نفرموده است (وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى) ( برای انسان جز حاصل تلاش او نیست (

مگر می شود فرد گناه کند یعنی تلاش برعکس و درجهت منفی کند حتی کفر و نفاق کند آن وقت با یک دعا به مقامی برسد که دیگری با تلاش به آن رسیده است ؟

ظلم نکردن به پیامبر و اطاعت از او نتیجه ی تفکر و تحقیق و تلاش است یعنی اگر فردی به خود زحمت ندهد و در اقوال تدبر نکند و به ظواهر راضی شود به پیامبر هم ظلم می کند از او هم اطاعت نمی کند.

حال افرادی به خود زحمت داده و این تحقیق را کرده اند دیگری تنها با یک دعا به آن نقطه می رسد حال تکلیف این که زحمت کشیده چیست ؟ 

شما در دنیا تحقیر را تحمل کرده اید در میان خانواده و جمعی که منافق بودن را یا حداقل گناه کردن را دوست داشته اند گناه نکرده اید و مسلمان بوده اید حال آن منافق بدون ذره ای سختی با یک دعا به مقاماتی می رسد که شما با مرارت بدان رسیده اید آیا این عدل است؟

ممکن است کسی بگوید در قرآن آمده است که خداوند به هر کسی که بخواهد بدون حساب می بخشد و این از فضل الهی است ومردم هم نباید اعتراض کنند اما این سخن درست نیست چون فضل خدا موجب پایمال شدن زحمات دیگران نمی شود چون فضل خدا موجب حق ویژه برای فردی که لایق رسیدن به مقامی نیست نمی شود .

حتی اگر آن افرادی که به آن نقاط هم رسیده اند اعتراض نکنند و در مقابل امر خدا تسلیم باشند (که هستند ) اما از کرامت کریم و از عدالت عادل چنین مواردی بعید است و خدا خود آن را انجام نمی دهد چون ظلم است .

ادامه بحث در روزهای آتی 



  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :