تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت ششم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

آقا عبد الله سپس ادامه می دهد

))  و این در صورتی است که ظلم صورت گرفته در این آیه مقید به منافقین می باشد؛ و ظلمی که آنها مرتکب شده بودند عدم رضایت به قضاوت و حکم پیامبر صلی الله علیه وسلم و راضی شدنشان به حکم طاغوت می باشد، که این ظلم برابر با کفر است؛ 

و اگر آیات قبل از این آیه را بررسی کنیم چنین خواهیم یافت که سیاق تمام این آیات در مورد منافقین می باشد؛ و اول همین آیه نیز این موضوع را اینگونه تایید می کند: و ما أرسلنا من رسول إلا لیطاع بإذن الله ؛ ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به اذن و اجازه ی الله متعال مورد اطاعت و پیروی قرار گیرد. ولی منافقین در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم خواهان حکم و قضاوت علمای یهود بودند. به همین منظور قرآن این فعل آنها را مورد مذمت قرار داده و در بیان تشویق به توبه شان می فرماید : ای کاش هنگامی که مرتکب چنین ظلمی شده بودند به نزد تو می آمدند و از الله متعال طلب آمرزش می کردند و تو نیز برای آنها طلب آمرزش می کردی و اگر چنین کاری می کردند الله تواب و رحیم گناه آنها را می بخشید .

و وجه آمدن نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم جهت استغفار در هر جای قرآن متوجه منافقین می باشد؛ چون اینها بودند که حق رسول الله صلی الله علیه و سلم را رعایت نکرده بودند؛ پس پیامبر صلی الله علیه وسلم یک طرف قضیه در این زمینه می باشند.

و این موضوع در آیه ی 5 سوره ی منافقون نیز اینگونه بیان شده است: وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّـهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ . و هنگامی که به منافقین گفته می شود بیایید تا رسول الله صلی الله علیه و سلم برای شما استغفار کند صورتهای خود را بر می گردانند و از روی کبر از ایمان آوردن دیگران جلوگیری می کنند

همانگونه که برادران یوسف علیه السلام وقتی مرتکب آن گناه شدند و به پدرشان یعقوب علیه السلام ظلم کردند از پدرشان درخواست کردند تا برایشان استغفار کند.

ولی در گناهانی که انسان بین خودش و پروردگارش مرتکب شده است آیا نیازی به آمدن نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم در زمان حیاتش یا بعد از وفاتش بوده و آیا شاگردان مکتبش چنین کاری را انجام می داده اند؟ آیا بر عکس تاکید بر این بوده که هر کس در مقابل گناهی که مرتکب می شود در خلوتش استغفار کند؟

یقینا شاگردان مکتب رسالت و بزرگان دین که پس از آنها پا بر عرصه ی وجود نهاده اند برداشت دوم را از آیه دارند، و کسانی که قرنها بعد از این بزرگان به وجود آمده و آغشته با انواع بدعت و خرافات بزرگ شده اند برداشت اول را ترجیح داده و این کار را هم انجام می دهند، و از لحاظ لغوی نیز برداشت خود را مورد تایید قرار می دهند، ((

این جملات شما قبلا توسط اقای برقعی نیز به نحوی دیگر گفته شده است و جواب های لازم را قبلا هم از سوی علما گرفته است علیرغم این بنده به پاسخ آن می پردازم .

اول : فرض می کنیم جمله ی نا صحیح شما درست باشد و این آیات مختص همان موردی باشد که عده ای به پیامبر ظلم کرده باشند و خدا دستور فرموده باشد بروید از کسی که به او ظلم شده است بخواهید تا برایتان دعا کند .

در آن صورت سوالی برای هر مومنی پیش می آید :

آیا دعای رسول خدا یک امتیاز نیست ؟ اگر نیست شفاعت به چه معنی است ؟ همینکه شما نیز در اول تأیید کردید که شفاعت امری اثبات شده است بدین معنی است که دعا ی رسول خدا یک امتیاز است یک فضیلت است .

آن وقت برابر تعریف شما از این آیه، مؤمنین باید چکار کنند تا از این فضیلبت یعنی دعای پیامبر برخوردار شوند ؟ باید منافق شوند تا پیامبر برایشان دعا کند؟

این منافق پروری نیست ؟

یادم هست اوائل انقلاب شایع شده بود که هر کس کومله یا دمکرات شود بعد بر گردد و بگوید تواب شده است فرمانداریها امتیاز ی وامی چیزی بهش می دهند.

شایع بود که عده ای برای بهره مندی از این امتیاز مدتی را کومله می شدند و سپس تواب می شدند تا امتیاز مرغ فروشی یا ... را بگیرند .

حالا چقدر این شایعه درست یا غلط بود کاری ندارم .

اما با فرض صحت بدین معنی است که طرف باید یک مدت به کمونیست خدمت می کرد تا ممتاز می شد ؟؟!!

این سخن شما و تفسیر شما هم از قرآن به همان معنی است ما باید مدتی منافق شویم تازه این هم کافی نیست حکم طاغوت را هم اجر کنیم بعد برویم خدمت رسول خدا و بگوییم دیدید که ما هم منافق شدیم و هم حکم طاغوت را بر فرمان الهی ترجیح دادیم حالا راه دعا کردن شما برایمان باز شد برایمان دعا کن.

بدیهی است اگر منافقین از دعای خیر پیامبر بهره مند هستند به طریق اولی مؤمنین بیشتر بهره مند خواهند بود واقعا شماها به چه حرف های متوسل می شوید تا کمی از محبت رسول خدا در دل مردم بکاهید ؟

جالبتر اینکه شما نوشته اید.

(ظلمی که آنها مرتکب شده بودند عدم رضایت به قضاوت و حکم پیامبر صلی الله علیه وسلم و راضی شدنشان به حکم طاغوت می باشد، که این ظلم برابر با کفر است )
برادر عزیز این تذهبون ؟ بپا که شرمنده ی خدایت و رسول گرامی اسلام نشوید در هر موقعیتی هستید اطرافیانت هر کس یا کسانی هستند ارزش ندارد که رضای آنان را به رضای الهی ترجیح دهید . کافی است یک سؤال از خودت بکنید : 
چگونه ممکن است اگر منافقی به این ایه متمسک شود و آن را نزد خدای خود عرضه نماید تا خداوند متعال با دعای رسول بزرگوارش عمل زشت و قبیح اطاعت از طاغوت در مقابل اطاعت از خدا و رسولش را ببخشد اما اگر مؤمنی متمسک به این آیه شود با دعای رسول بزرگوار اسلام فرد مؤمنی که در جوانی به مقتضای غرور آن دوران مرتکب اشتباهی کوچکتر شده است را نبخشد ؟ 

و اما در مورد آیه :

متن آیه به صراحت ادعای شما را رد می کند چون اگر قرار بود این مورد تنها در اثر و مختص ظلم منافقین به پیامبر  میبود باید می فرمود: اذ ظلموک ( هنگامی که به شمای (پیامبر ) ظلم کردند  (

نه اینکه بفرماید: اذ ظلموا انفسهم  (وقتی به خودشان ظلم کردند )

آیا شایسته است خداوند متعال به خاطر رعایت نکردن نکته ای ساده ی عربی مسلمین را به اشتباه بیندازد و همه را به دیار شرک و گمراهی بفرستد ؟ شما حتی اگر توجیه کنید که آن کار ظلم به خود نیز بود می دانید که آن سخن فقط یک توجیه است چرا که در هر صورت با کاربرد  دو تغییر ساده حتما انحراف کمتر می شد و افراد کمتری به انحراف کشانده می شدند .

کافی بود یک کلمه (انفسهم ) را حذف می کرد و یک حرف (ک) اضافه می کرد دیگر من و شما اینقدر با هم بحث و جدل نمی کردیم

مطلبی دیگر هم که شما را به اشتباه انداخته است این موضوع است که خیال کرده اید که هر کس از رسول بخواهد برایش دعا کند باید ریز گناه ارتکابی را شرح دهد این سخن شما را هیچ عالمی نگفته است . 

کافی است فرد با خلوص نیت خدمت رسول خدا(ص) برود و از پروردگار طلب بخشش کند سپس رسول خدا را نیز واسطه قرار دهد کسی نگفته است لازم است که حتما ریز ماجراها شرح داده شود . 

ممکن است این ابهام پیش بیاید که چطور پیامبر برای عملی نشناخته و ندانسته دعا می کند ؟

جواب این است که این پروسه توسط خدا تعریف شده است و خدا خود می داند چگونه پیامبرش را متوجه کند که چه وقت برای آن فرد دعا کند . 

در مورد ایه 5 سوره ی منافقون هم این آیه به صراحت دعا نخواستن از رسول خدا را استکبار معرفی می کند 

و اتفاقا اینکه منافقین از  رسول خدا دعا نمی خواستند در واقع ریشه اصلی ترین تفکر وهابیت را بیان می کند 

یعنی اعتقاد به دعا نخواستن از رسول خدا اولین بار توسط عبد الله بن ابی  ایجاد شد پس مؤسس وهابیت عبدالله بن ابی است نه انگلیس

یعنی ممکن است انگلیس مجدد وهابیت باشد اما اولین ستاره ی آسمان وهابیت عبدالله بن ابی است نه انگلیس 

ادامه دارد 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :