تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - قسمت سوم پاسخ به نوشته های آقا عبد الله

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در قسمت قبل در خصوص توانائی های مردگان از دیدگاه قرآن و احادیث مطلب نوشتیم که برای جلوگیری از اطاله ی کلام به همان مقدار بسنده می کنیم .  
( توضیح در برخی آیات لینکی گذاشته شده تا خواننده بتواند به سایتی جهت دیدن تفسیر مراجعه نماید ضمنا آقا عبدالله هم به منبع دسترسی پیدا نماید )

تنها اشاره به یک نکته ضروری است و آن اینکه برای ما کاملا بی اهمیت است که مثلا مرده می شنود یا نمی شنود و اگر منظور از مرده مثلا پدر مرحوم اینجانب یا فرد عادی دیگری بود ما هیچ اصراری بر اثبات توانائی مردگان نداشتیم و در این خصوص هیچ بحثی نمی کردیم اما هدف وهابیون از طرح بحث، تنها رد شنوائی مردگان نیست بلکه هدف این است که بگویند رجوع به کنار مرقد مطهر رسول خدا (ص) و دعا خواستن از ایشان غیر منطقی است و بدینوسیله از حجم مراجعات به آن بزرگوار بکاهند خود این هدف هم هدفی میانی است و هدف غائی آن است که وقتی حضرت ختمی مرتبت به فراموشی سپرده شدند و آن بزرگوار را فردی عادی مثل ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب جلوه دادند در نهایت پس ازطرح ادعای غلط تجدید حیات اسلام توسط محمد بن عبد الوهاب او را هم ردیف رسول خدا جلوه داده سپس کانال رهبری در جهان اسلام تغییر یابد منظور از تلاش برای این تغییر و تحول و جایگزینی اشخاصی همانند محمد بن عبد الوهاب به جای رسول خدا به این دلیل است که امکان تغییر رهبری در جهان اسلام که مقدمه ی نابودی اسلام است فراهم شود والا جایگزین نمودن اشخاص مانند محمد بن عبد الوهاب هدف غایی نیست .

لذا حساسیت ما در موضوع اثبات شنوائی مردگان برای ممانعت از تحقق پروژه ی کنار گذاشتن رسول خدا می باشد ما در خصوص مناقب رسول خدا حتی یک قدم هم کوتاه نخواهیم آمد چون در وهله ی اول این اقدام با ایات قرآنی در تضاد است و در ثانی این موضوع لجمن  ما ست ( لبه جلوی منطقه نبرد ) اگر این لجمن و خاکریز اول فروریزد فتح بقیه ی خاکریزها و نابودی اسلام  ممکن خواهد بود

و اما ادامه پاسخ به نوشته های آقا عبد الله  نوشته اید

چیزی که خود میگوید چرا بدان عمل نمیکنید اینکه(باید از حدیث و قرآن در بیاریم نه از خودمان اگر ادعا می کنیم که پیامبر بعد از مرگ قادر نیست برای ما دعا کند باید از قرآن یا حدیث بگوئیم نه از خودمان آن هم آیه ای بیاوریم که تصریح کرده باشد نه با هزار و صد تأویلا کشان کشان آیه را بکشیم تا به منظورمان نزدیک کنیم). معنی این آیه ثابت کردن توسل به دعای صالحان یا پیامبران است واین که شما میگوئددر آن عوامل شرطی آمده:(جواب این موضوع رو یکی از دوستان داده به همین اکتفا میکنم:

جواب استدلالش به آیه ی وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا ﴿٦٤﴾ سوره نساء بر جایز بودن درخواست از پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از وفاتش:

این امکان در برخی از آیات قرآن وجود دارد که بر چند وجه مختلف فهمیده و به آن استدلال شود؛ مثل برداشت شیعه از آیه ی وضو که باید پا مسح شود؛ در مقابل فهم و برداشت اهل سنت که باید پا شسته شود؛ و این دو برداشت با همدیگر در تضاد هستند؛ و هر دو برداشت با توجه به استدلالهای لغوی درست است؛ ولی محال است که هر دو مراد و منظور شریعت باشد؛ بلکه یکی از آن دو منظور شریعت می باشد؛ اگر بخواهیم در این زمینه ها برای پیدا کردن مقصود شریعت موفق باشیم   

باید به سنت پیامبر صلی الله علیه وسلم برگردیم؛ اگر در سنت ایشان مقوله ای که یکی از دو برداشت را تایید کند یافتیم باید فقط آن را بپذیریم؛ اگر نیافتیم باید به برداشت کسانی برگردیم که در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم بوده و شاهد نزول آیات قرآنی بوده اند؛ و یقینا این افراد از هر شخص دیگری به مراد نصوص آگاهی دارند؛ چون شاگردان مستقیم مکتب رسالت بوده و بر کسی پوشیده نیست که شاگردان مستقیم هر استاد از کسانی که قرنها بعد به وجود آمده و پیرو آن مکتب می شوند به نصوص آن مدرسه آگاهتر هستند؛ وقتی به نحوه ی برخورد صحابه و ائمه ی دین برمی گردیم می بینیم هیچ یک از آنها چنین برداشتی از این آیه نداشته اند؛ و همه ی آنها اتفاق نظر دارند که درخواست استغفار از پیامبر صلی الله علیه وسلم فقط در زمان حیات ایشان جایز می باشد، {

پایان جملات  آقا عبدالله و پاسخ به آن : 

دوست عزیز بنده نوشته ام کلمه ی (ولو ) در آیه ی 64 نساء اداه شرط است وقتی اداه شرط در جمله ای بیاید جمله را شرطی می کند  مطابق قاعده از جمله ی شرطی هم عام حالات استخراج می شود این کجایش کشان کشان و تأویل کنان است ؟ این بیان یک قاعده ی علمی و منطقی و عقلانی در مورد جملات شرطی است

اینکه شما مرقوم فرموده اید موضوع بررسی عامیت جمله ی  شرطی را به دوستتان واگذار کرده اید تا بررسی کند بسیار عجیب است مگر این موضوع قابل بحث است ؟ این یک قاعده است درست مثل اینکه شما بگوئید جمله ی نفی عام است یا بگوئید جمله ی خبری خبری را بیان می کند یا بگوئید خماسی بودن مختص اسم است . 

این موارد بحث بردار نیست لذا بنده آیات قرآن را کشان کشان به منظورم نرسانده ام بلکه از جمله ای که عام حالات از آن مستفاد است عام حالات را نتیجه گرفته ام و شما ئید که کشان کشان جمله عام قران را خاص می کنید و سعی دارید که جمله ای که از نظر منطقی عمومی است را با استناد به فعل بزرگوارانی که خود محتاج قرآن بوده اند را خصوصی کنید .

البته این سخن شما هم درست نیست که بعدا عرض می کنم و عمل صحابه آن گونه که شما نوشته اید اثبات گر برداشت شما از آیه ی 64 نساء نیست

اما در جمله ی شما نکته ی مهمی وجود دارد که مایلم به طور ویژه به آن بپردازم و توجه خوانندگان را به دقت به این سخن جلب می کنم

به نظر می رسد شما با پیش کشیدن بحث وضو و اختلاف شیعه و سنی در برداشت از آیه ی مربوطه به طور ظریف اینگونه به خواننده القاء کرده اید که برداشت بنده از آیه ی 64 نساء برداشتی شیعی است و برداشت شما برداشتی سنی گرایانه است . بدین ترتیب قصد دارید افراد سنی مراجعه کننده به سایت را به این نتیجه غلط و نادرست برسانید که حرف علمای آنان با حرف علمای شیعه در این باب نیز چون وضو متفاوت است 

باید عرض کنم

اول اینکه :  کسی که بیشترین اصرار بر اختصاص آیه ی 64 نساء فقط به منافقین را دارد فردی وهابی است که از نظر مذهبی قبل از وهابی بودن شیعه بوده است نه اینکه پیش ازوهابی شدن سنی بوده باشد. 

 دشمن رسول خدا ابوالفضل برقعی  قبل از انحراف ووهابی شدن شیعه بود نه سنی 

او  در كتاب احكام القرآن سعی كرده است با استفاده از قرآن اثبات كند كه دعا خواستن از رسول خدا مربوط به زمان زنده بودن او می باشد اودر كتاب احكام القرآن ص 448 مسئله 1810 می گوید : ((...(آیه ی 64 سوره ی نساء ) راجع به منافقین و بیدینان است كه رسول خدا را آزار كردند و وظیفه ی ایشان این بوده كه در حیات رسول خدا بروند و از او عذر خواهی كنند تا او بگذرد و این چه ربطی به سایر مؤمنین و مسلمین زمان ما دارد مگر مؤمنین همه منافقند و همه رسول خدا  را اذیت كرده اند و خدا نفرموده در هر جای دنیا هر كس گناهی كرده برود نزد رسول خدا و نفرموده بعد از هزار سال از وفات رسول بروید نزد رسول و تازه به همان منافقین هم امر نشد بروید نزد رسول بلكه فرموده اگر می رفتند در زمان حیوة او بهر حال تكلیف كسی كه بخدا حاجتی دارد و یا    می خواهد توبه كند این نیست برود سر قبر رسول خدا )) 

دوم اینکه :  اولین کسانی که به مخالفت با تفسیر ابن وهاب و امثالهم ازاین آیه ی قرآن پرداختند سنیان بودند نه شیعیان چون سنیان به محل فتنه نزدیکتر بودند زودتر و بیشتر موضع گیری کردند در قسمت قبل از  سمهودی شافعی مذهب که یکی از عاشقان سینه چاک رسول خدا بود در مخالفت با وهابیون مطلب آوردم اکنون به نظر او در خصوص این ایه می پردازم او می نویسد :  

(( علما از این آیه، عموم را برداشت کرده و قائل‌اند هم شامل حیات و هم شامل ممات پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌شود و مستحب است نزد قبر پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از ایشان طلب استغفار کنند )) همان منبع ص1362

نووی در مورد این ایه درالمجموع ج 8 - ص 274 همین تفسیر را قبول دارد و یا عبد الله بن قدامه درالمغنی ج 3 - ص 590 - 591

برای نمونه جملاتی از مغنی را می آو.ریم:

ما روی عن فاطمه بنت الرسول الله صلى الله علیه وسلم ورضی الله عنها أن رسول الله صلى الله علیه وسلم علمها أن تقول ذلك ، إذا دخلتالمسجد . ثم تأتی القبر فتولی ظهرك القبلة ، وتستقبل وسطه ، وتقول : السلام علیك أیها النبی ورحمةالله وبركاته ، السلام علیك یا نبی الله ، وخیرته من خلقه وعباده ، أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریك له ، وأشهد أن محمدا عبده ورسوله ، أشهد أنك قد بلغت رسالات ربك ، ونصحت لأمتك ، ودعوت إلى سبیل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة ، وعبدت الله حتى أتاك الیقین ، فصلى الله علیك كثیرا ، كما یحب ربنا ویرضى ، اللهم اجز عنا نبینا أفضل ما جزیت أحدا من النبیین والمرسلین ، وابعثه المقام المحمود الذی وعدته ، یغبطه به الأولون والآخرون ، اللهم صل علىمحمد وعلى آل محمد، كما صلیت على إبراهیم وآل إبراهیم ، إنك حمید مجید ، وبارك على محمد وعلى آل محمد ، كما باركت على إبراهیم وآلإبراهیم ، إنك حمید مجید ، اللهم إنك قلت وقولك وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا } .وقد أتیتك مستغفرا من ذنوبی ، مستشفعا بك إلى ربی ، فأسألك یا رب أن توجب لی المغفرة ، كما أوجبتها لمن أتاه فی حیاته ، اللهم اجعله أول الشافعین ، وأنجح السائلین ، وأكرم الآخرین والأولین ، برحمتك یا أرحم الراحمین . ثم یدعو لوالدیه ولإخوانه وللمسلمین أجمعین ، ثم یتقدم قلیلا ، ویقول : السلام علیك یا أبابکر الصدیق، السلام علیك یا عمرالفاروق، السلام علیكما یا صاحبی رسول الله صلى الله علیه وسلم وضجیعیه ووزیریه ورحمة الله وبركاته ، اللهم اجزهما عن نبیهما وعن الإسلام خیرا : ( سلام علیكم بما صبرتم ، فنعم عقبى الدار ) . اللهم لا تجعله آخر العهد من قبر نبیك صلى الله علیه وسلم ومن حرم مسجدك یا أرحم الراحمین

همین موضوع در تفسیر ابن کثیر اینگونه آمده است :

وقد ذكر جماعة منهمالشیخ أبو نصر بن الصباغ فی كتابه " الشامل " الحكایة المشهورة عن العتبی ، قالكنت جالسا عند قبر النبی صلى الله علیه وسلم ، فجاء أعرابی فقال : السلام علیك یا رسول الله ، سمعت الله یقول : ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما وقد جئتك مستغفرا لذنبی مستشفعا بك إلى ربی ثم أنشأ یقول :

یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طیبهن القاع والأكم نفسی الفداء لقبر أنت ساكنه فیه العفاف وفیه الجود والكرم

ثم انصرف الأعرابی فغلبتنی عینی ، فرأیت النبی صلى الله علیه وسلم فی النوم فقال : یا عتبی ، الحق الأعرابی فبشره أن الله قد غفر له.

در تفسیر بحر المیط اینگونه آمده است :

ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیماظلموا أنفسهم بسخطهم لقضائك أو بتحاكمهم إلى الطاغوت ، أو بجمیع ما صدر عنهم من المعاصی . جاءوك فاستغفروا الله بالإخلاص ، واعتذروا إلیك . واستغفر لهم الرسول ; أی شفع لهم الرسول فی غفران ذنوبهم . والعامل فی إذ جاءوك والتفت فی قوله : ( واستغفر لهم الرسول ولم یجئ على ضمیر الخطاب فی جاءوك تفخیما لشأن الرسول ، وتعظیما لاستغفاره ، وتنبیها على أن شفاعة من اسمه الرسول من الله تعالى بمكان ، وعلى أن هذا الوصف الشریف ، وهو إرسال الله إیاه موجب لطاعته ، وعلى أنه مندرج فی عموم قوله : ( وما أرسلنا من رسول إلا لیطاع بإذن الله ) . ومعنى وجدوا : علموا ; أی بإخباره أنه قبل توبتهم ، ورحمهم

وقال أبو عبد الله الرازی ما ملخصه : فائدة ضم استغفار الرسول إلى استغفارهم بأنهم بتحاكمهم إلى الطاغوت خالفوا حكم الله ، وأساءوا إلى الرسول صلى الله علیه وسلم ، فوجب علیهم أن یعتذروا ویطلبوا من الرسول الاستغفار . أو لما لم یرضوا بحكم الرسول ظهر منهم التمرد ؛ فإذا تابوا وجب أن یظهر منهم ما یزیل التمرد بأن یذهبوا إلى الرسول ، ویطلبوا منه الاستغفار أو إذا تابوا بالتوبة أتوا بها على وجه من الخلل ، فإذا انضم إلیها استغفار الرسول صلى الله علیه وسلم صارت مستحقة . والآیة تدل على قبول توبة التائب ; لأنه قال بعدها : ( لوجدوا الله ، وهذا لا ینطبق على ذلك الكلام إلا إذا كان المراد من قوله : ( توابا رحیما قبول توبته انتهى . وروی عن علی كرم الله وجهه أنه قال : قدم علینا أعرابی بعدما دفنا رسول الله صلى الله علیه وسلم بثلاثة أیام فرمى بنفسه على قبره ، وحثا من ترابه على رأسه ، ثم قال

یا خیر من دفنت فی الترب أعظمه فطاب من طیبهن القاع والأكم   نفسی الفداء لقبر أنت ساكنه 

فیه العفاف ، وفیه الجود والكرم

ثم قال : قد قلت یا رسول الله فسمعنا قولك ، ووعیت عن الله فوعینا عنك ، وكان فیما أنزل الله علیك ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك الآیة ، وقد ظلمت نفسی وجئت أستغفر الله ذنبی ، فاستغفر لی من ربی ، فنودی من القبر أنه قد غفر لك . 

این مطالبی که اورده شد نمونه ای از نوشته های علمای اهل سنت در خصوص این ایه بود

از این مطالب این نتیجه را می گیرم که :

علمای اهل سنت در خصوص آن ایه همان قاعده را وارد دانسته اند البته روحانیونی که خود را سنی می نامند اما در واقع وهابیند حسابشان جدا است

ادامه دارد 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :