تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به مطالب آقا عبد الله قسمت اول

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در قسمت نظر دهید به آدرس : http://mohammad40.mihanblog.com/post/comment/28 ایشان مطالبی طی یازده نظر نوشته اند که بدلیل اینکه مستلزم پاسخ طولانی است جواب را در اینجا می نویسم :
ایشان نوشته اند  :
(( هیچ دلیلی نیست که رسول خدا گفته با شد باید سرقبروازمن طلب شفاعت برای قیامت یا دنیا بکنید بلکه وظیفه ما این است که برای دادن اجازه شفاعت برای رسول خدا دعا کنیم چیزی که درقرآن واحادیث صحیح این است که مردگان به ما نیاز دارند نه بلعکس ))

در ابتدا مایلم از اینکه نوشتن فارسیتان بسیار بهتر شده است اظهار خوشحالی کنم شما خیلی سریع برریزه کاریهای نوشتن به زبان فارسی مسلط شدید البته ممکن است کسی خیال کند نویسنده این 11 نظر اخیر با نویسنده نظرات دیگر که با نام عبدالله انتشار یافت یکی نیستند اما بنده خیلی در این زمینه حساسیت ندارم  در هر حال وظیفه اخلاقی و شرعی و همچنین ادب حکم می کند که به شما عزیز احترام گذاشته و پاسخگو باشم ضمن اینکه مجددا از وقتی که می گذارید متشکرم شکی نیست این وقت گذاشتن ها سبب تنویر افکار عمومی است وانشا الله در جهت رضای حضرت حق (ج) نیزهست
در خصوص اینکه گفته اید : (( هیچ دلیلی نیست که رسول خدا گفته باشد باید سرقبروازمن طلب شفاعت برای قیامت یا دنیا بکنید بلکه وظیفه ما این است که برای دادن اجازه شفاعت برای رسول خدا دعا کنیم چیزی که درقرآن واحادیث صحیح این است که مردگان به ما نیاز دارند نه بلعکس )) باید عرض کنم این حرف شما از جهاتی غلط است و از جهتی دیگر کامل نیست
جمله ی شما کامل نیست چون : 
هیچ دلیلی در احادیث موجود وجود ندارد که پیامبردر زمان حیاتش هم افراد را نزد خود خوانده باشد و گفته باشد آی مردم بیائید از من بخواهید تا برایتان دعا کنم اما علیرغم اینکه پیامبر از مردم نخواست تا نزدش بروند و از او دعا بخواهند مردم رفتند و طلب دعای خیر کردند . اگر قرار بود که دستور پیامبر برای دعا خواستن لازم می بود مردم باید صبر می کردند تا پیامبر به آنها دستور بدهد سپس طلب دعا می کردند ولی اینگونه نشد چرا اینگونه نشد چون دعا خواستن از رسول خدا امری بدیهی است 
تذکر بدهم که جمله ی بالا با فرض صحت سخن شما است یعنی اینکه فرض کرده ام سخن شما صحیح باشد که  ما در مورد دعا خواستن از رسول خدا بعد از وفات ایشان تصریح نداریم 
به دیگر سخن به آن شیوه ای که مد نظر شما است برای زمان حیات پیامبر نیز در حدیث تصریح نداریم   
در خصوص کامل نبودن سخن شما مطالبی مانده است که بعد از بند بعدی خواهد آمد  
سخن شما از جهتی غلط است چون : 
همانگونه که عرض کردم ما در قرآن برای دعا خواستن از رسول خدا جه در زمان حیات و چه بعد از وفاتشان تصریح داریم و لذا فعلا فرض می کنیم چنین تصریحی در حدیث نداشته باشیم با این فرض باز ما اجازه دعا خواستن داریم چون آیه داریم توجه کنید قرآن بالاتر از حدیث است بنا براین وقتی شما آیه دارید نمی توانید وظیفه ای را رها کنید به این بهانه که حدیث ندارید  نباید نهی از معروف کنید 
وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا 
همانگونه که قبلا هم در توضیح این ایه عرض کردم ایه ای است که با ادات شرط شروع شده است و جمله شرطیه عام حالات را در بر می گیرد به نظر می رسد شما قبلا هم متن را با دقت نخوانده اید  مجددا بار دیگر هم تاکید می کنم و توضیح می دهم شما در حال تلاش هستید تا این سخن غلط را جا بیندازید  که : (( ما در دعا خواستن از رسول خدا تصریح نداریم )) بلکه ما صراحتا آیه ی قرآن داریم  فرض کنید حدیث نداریم وقتی ایه داریم هیچ ایرادی ندارد که حدیث نداشته باشیم به همان آیه عمل می کنیم البته ضروری است سخن چند باره را  تکرار کنم فعلا فرض می کنیم حرف شما درست باشد و ما حدیث نداشته باشیم 
تنها می ماند ایرادی که شما به تفسیراین آیه وارد کرده اید که در جملات بعد به آن می پردازم . 
حال به بررسی این سخن شما می پردازیم که آیا واقعا حدیث در این خصوص نداریم : 
چون مطلب نیاز به کمی توضیح دارد خواهشمند است دقت کامل مبذول فرمائید 
فرض : 
باز فرض می کنیم سخن شما درست است و در کتب حدیث موجود هیچ حدیثی را جع به این امر نداریم پس مطالب این متن که بعد از این می آید بر این فرض استوار است .  
مثال : 
ما وقتی می توانیم بگوئیم در یک لیوان اب نیست کافی است داخل آن لیوان را ببینیم برای این منظور تنها کافی است لیوان را در اختیار داشته باشیم و چشممان از حداقل بینائی قابل قبول برخودار باشد و تعریف آب و لیوان را هم بدانیم 
اما وقتی شما می گوئید در کره ی ماه هیچ آبی وجود ندارد ابزارهای شناخت متفاوت و پیچیده تر می شود . 
ادعا : 
هیچ محدث ، مجتهد و.. نمی تواند ادعا کند که در یک زمینه ی مخصوص که اکنون حدیثی در دست نیست ما  واقعا هیچ حدیثی نداشته ایم چرا ؟ 
چون نمی توان اثبات کرد احادیث رسول خدا همگی در دسترس هستند. 
نتیجه : 
وقتی ما قادریم فعلی را بر اساس سخن و قول و تقریر رسول خدا حرام و غیر مجاز اعلام کنیم که همه ی آن چیزی که پیرامون آن موضوع رخ داده است را در اختیار داشته باشیم . یا لا اقل نهی صریح داشته باشیم  
اثبات ادعا : 
به این حدیث دقت فرمائید : 
مسند احمد 6221 سنن ابی داوود 3161 سنن الدارمی 484  

حدثنا یحیی بن سعید عن عبید الله بن الأخنس اخبرنا الولید بن عبد الله عن یوسف بن ماهک عن عبدالله بن عمرٍو قال کنت أکتب کل شئ أسمعه من رسول الله (ص) أرید حِفظَهُ فنهتنی قریش فقالوا إنک تکتب کل شئ تسمعه من رسول الله (ص) و رسول الله (ص) بشر یتکلم فی الغضب و الرضا فأمسکتُ عن الکتاب فذکرتُ ذلک لرسول الله (ص) فقال أکتب فوالذی نفسی بیده ما خرج منی إلا حق 

ترجمه :

عبدالله بن عمربن العاص بن وائل گفت هر آنچه که از رسول خدا (ص) می شنیدم می نوشتم خواستم حفظش کنم قریش مانع شدند و گفتند رسول خدا (ص) بشر است و در خشم و شادی سخن می گوید دست از نوشتن برداشتم موضوع را به رسول خدا (ص) عرض کردم ایشان فرمودند بنویس به کسی جانم در دست او است از (زبان ) من الا (کلام ) حق خارج نمی شود.

بررسی راویان :

یحیی بن سعید بن فروخ ثقه ای است که محدثین او را با بهترین الفاظ ستوده اند .

عبید الله بن أخنس را احمد بن حنبل، نسائی ، یحیی بن معین و سجستانی ثقه نامیده اند ابن حبان هرچند او را ثقه خوانده اما گفته است یخطئ کثیر  بنا بر این در رتبه بندی کلی صدوق می باشد.

ولید بن عبدالله و یوسف بن ماهک ثقه هستند البته یوسف بن ماهک از درجه ی اتقان بالاتری برخوردار است.

تمامی راویان مذکور خود شاگرد فردی بوده اند که از او حدیث را روایت کرده اند بنا بر این حدیث متصل و مرفوع است .

آلبانی در سلسله الصحیحه 4/45 این حدیث را ذکر کرده است بنا بر این از نظر او نیز حدیث صحیح است.

حاكم نیشابوری بعد از نقل حدیث می‌گوید :

هذا حدیث صحیح الاسناد أصل فی نسخ الحدیث عن رسول الله صلى الله علیه وآله ولم یخرجاه .

ذهبی نیز در حاشیه مستدرك این حدیث را صحیح دانسته است .

اپس معلوم می شود اولا در آن زمان احادیث نوشته می شده است دوما رسول خدا موافق مکتوب شدن حدیث بوده است و حتی دستور به نوشتن داده است سوما رسول خدا قسم خورده است که همه ی سخنان او حق هستند نه فقط مطالبی که از وحی به او می رسد . 

حال سخن این است : 

آن احادیثی که توسط عبد الله بن عَمر نوشته شده کجا هستند ؟ اگر شما بتوانید آن احادیث را با خط  او بیاورید آن وقت می توانید ادعا کنید که در یک زمینه ی خاص حدیث ندارید ولی وقتی شما قادر نیستید آنچه که توسط یک صحابی نوشته شده را در اختیار داشته باشید چگونه با قاطعیت می گوئید همه فرموده های رسول خدا را دارید  الان تنها می توانید بگوئید که در احادیث موجود حدیثی در این باب نیست البته این گفته را هم بعدا بررسی می کنیم که چقدر این ادعا صحیح است و احادیث موجود چه می گویند اما فعلا فرض را بر صحت سخن شما قرار می دهیم .

واقعیت این است که احادیث مکتوب گهربار رسول خدا به دلیل یا دلایلی از بین رفتند و دهها سال بعد از وفات خلفای راشدین احادیث شفاهی که از خاطره ها محو نشده بودند و نیز با موضع گیری مذهبی و سیاسی فرد نویسنده هماهنگی داشتند مکتوب شدند  ما بالاجبار از احادیث متقن مکتوب به سخنان شفاهی و قال و حدثنا و.. روی اورده ایم .

اینکه چرا این احادیث از بین رفتند آیا همانگونه که بعضی از احادیث در کتب اهل سنت می گویند بنا به دستور سوزانیده شدند یا خیر مورد بحث من نیست .

آنچه که مد نظر است این است که شما نمی توانید با قاطعیت ادعا کنید که هیچ حدیثی در این زمینه وجود ندارد بلکه  با فرض صحت ادعای شما جمله ی صحیح این است : (( در آن احادیثی که سینه به سینه نقل شده اند در این خصوص حدیثی به چشم نمی خورد )) 

حال به این سخن دقت فرمائید : برخی ازعلما عمل به حدیث ضعیف را در مواردی لازم دانسته اند که بعدا شرح می دهم  حال به این احادیث هم دقت فرمائید : 

طبرانی در معجم کبیر و غزالی در احیاء علوم از عبدالله بن عمر نقل می کنند که پیامبر(صلی الله علیه وآله)فرمود:‏
من جاءنی زائراً لا تحمله حاجة إلاّ زیارتی کان حقّاً علی أن أکون له شفیعاً یوم القیامة

(هر کس به زیارت من بیاید و هیچ کاری جز زیارت من نداشته باشد بر من حق است که روز قیامت شفیع او شوم.) 

این حدیث را طبرانی، معجم کبیر، غزالی، احیاء العلوم، ج 1، ص 306، سبکی در شفاء السقام، ص 16، سمهودی در وفاء الوفاء، ج 4، ص 0 134 نقل کرده اند . 

 یک برداشت از این حدیث این است که کسی که فقط به قصد زیارت قبر رسول خدا به مدینه برود و به عنوان یک کار جانبی به این زیارت نرود مشمول حدیث است اما می توان برداشت دیگری هم کرد و آن اینکه کسی که به نزد قبر رسول خدا برود و در نزد او دعا کند تا مشکلی از مشکلات مادی او رفع شود  و قصدش فقط زیارت نباشد بر پیامبر واجب نیست که حتما شفیع او باشد و برداشت سوم ترکیبی است از دو برداشتی که ذکر شد بنا بر این بر اساس این حدیث می توان گفت حتی دعا خواستن از رسول خدا بعد از وفات آن بزرگوار برای رفع حوائج مادی هم ایراد ندارد .

علاوه بر آن قبلا هم عرض کردم شما می خواهید عملی که در زمان پیامبر انجام شده است و مقامی است که خدا به پیامبر داده را از او بگیرید و آن را غیر شرعی جلوه دهید شما باید دلیل متقن و غیر قابل خدشه بیاورید و بدعت بودن و غیر شرعی بودن آن را ثابت کنید نه اینکه سخن خود را درست فرض کنید وآیه ای از قرآن را باطل کنید و از مردم بخواهید برای باطل کردن سخن شما دلیل بیاورند .  

 اشتباه دومی که در جملات شما هست این ادعا است که : ( ما باید دعا کنیم تا خدا به پیامبر اجازه ی شفاعت بدهد ) این سخن شما بدین معنی است که پیامبر خدا اجازه ی شفاعت ندارد مگر زمانی که ما از خدا بخواهیم به او اجازه دهد و یعنی خدا در اثر دعای ما برای پیامبرش مقامی قائل می شود و دعای ما سبب می شود تا خدا رسولش را بیشتر تحویل بگیرد . 
صریحتر عرض کنم با عرض معذرت از فخر کائنات از کاربرد جملات نا مناسب ، سخن شما بدین معنی توهین آمیز است که  پیامبر خدا همچون بچه یتیم در گوشه ای کز کرده و خدا او را تحویل نمی گیرد سپس ما به رسول اسلام لطف کرده و برایش دعا کنیم تا خدا او را کاره ای حساب کند و کمکی تحویلش بگیرد (خدایا مرا ببخش ) 
صحت ادعای شما مستلزم این است که ما مقام مان نزد خدا از رسول خدا بلند تر و والاتر باشد تا او را نزد خدا جا بیندازیم در حالیکه این سخن آشکارا غلط است . 
حال با فرض اینکه سخن کفر امیز و موهن وناسزای شما به رسول خدا العیاذ بلله درست باشد و به سبب دعای من چلغوز خدا پیامبرش را تحویل بگیرد و به او مقام شفاعت بدهد . 
آن وقت اگر ما اینقدر عزیزیم که یک پیامبر را نزد خدا جا می اندازیم چرا خودمان مستقیما برای خودمان و پیامبر هم شفاعت نکنیم ؟ 
آن وقت اگر ما اینقدر از پیامبر بهتریم معلوم می شود انتخاب پیامبر توسط خدا العیاذ بلله از روی حساب و کتاب نیست بلکه همین جور فردی را برگزیده است که محتاج دعای من و تو است . 
معلوم می شود العیاذ بلله خدا به ما ظلم کرده است که فرد محتاج دعای ما را ، پیامبر کرده است و مای مستجاب الدعوه را رسول نکرده است .
علاوه بر آن این سخن بسیار عجیب شما استغفرالله این سخن کفر آمیز را نیز در دل خود جای دارد که خدا تدبیر ندارد چرا که اگر خدا نمی خواست کرد سوار کند و از اول قصد نداشت مقام شفاعت به پیامبرش بدهد چرا العیاذ بلله موجبات توهین به او را فراهم نموده است نه اجازه ی شفاعت بدهد و نه او را محتاج دعای ارتقاء مقام  من  وتو ی ... کند. 
ممکن است این ایراد پیش بیاید که مگر طلب دعای خیر برای دیگری توهین است که اگر ما برای رسول خدا دعای خیر بکنیم به او توهین کرده باشیم جواب : 
 دقت کنید که هر چیزی آدابی دارد و هر سیستم هوشمندی برای خود سلسله مراتبی دارد  بزرگی و کوچکی و مقام در قرآن به صراحت آمده است آن کس نزد خدا عزیز تر است که با تقوا تر باشد  خدا بزگترین است و خداوند متعال بعد از خود این عزت و بزرگی را به پیامبر اسلام بخشیده است چون از همه با تقوا تر است  من و شما معلوم نیست که اصلا در میان افراد عزیز قرار داریم یا خیر و اگر قرار داریم در رده چند ده میلیاردم هستیم ماها حداکثر بتوانیم برای هم پایه های خود دعا بکنیم و اگر مؤمن باشیم حداکثر اجازه داریم برای مهاجر و انصار دعا کنیم بر اساس آیه 10 سوره ی حشر در ثانی هر سیستم هوشمندی هر چیزی را در جائی قرار می دهد که ظرفیت آن چیز در آنجا قرار داشته باشد شما فکر می کنید مقامت آن قدر بالا است که می توانید از خدا بخواهید تا خدا مقام مهمی چون شفاعت را به رسولش بدهد این سخنان عجیب را از کجای قرآن آورده اید   
سخن شما غلط است چون : 
تمام مردگان را یک جور می دانید شما همان مقامی را برای رسول خدای مرده قائلید که برای مرده ی من روسیاه این آشکارا غلط است چون قرآن بین مردگان تفاوت می اندازد : 
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا 
معلوم می شود کار برد لفظ میت در مورد برخی افراد درست نیست وقتی کاربرد لفظ میت درست نیست اصولا قوانین حاکم بر دیگر مردگان هم بر آنها حاکم نیست و اتلاق هر حدیثی در مورد هر مرده ای بر همه ی مردگان هم صحیح نیست
بلکه صحیح این است که مرده ی پیامبران از همه ی عنایاتی که برابر آیه و حدیث در قبرو قیامت به من و تو داده می شود برخودار است ضمن اینکه چون خداوند عادل است عنایات ویژه ای به سبب تقوای بیشتر پیامبران به آنان تعلق می گیرد . 
می دانید که مقام رسول خدا از همه ی شهدا بالاتر است پس عنایات آن آیه شامل حال ایشان هم می شود به خصوص اینکه در حدیث داریم :
الانبیاء احیاء
سخن شما غلط است چون : هیچ مقام مأذونی آن وظیفه ای که شما وهابیون برای خودتان تعریف کرده اید که : (( بلکه وظیفه ما این است که برای دادن اجازه شفاعت برای رسول خدا دعا کنیم )) به شما نداده است
ضروری است تذکر دهم شما می توانید دعا کنید که خداوند به دل مبارک رسول خدا بیندازد تا برای شما شفاعت کند و یا می توانید دعا کنید که : مشمول شفاعت شوید اما نمی توانید دعا کنید که خدا به پیامبر اجازه ی شفاعت بدهد .
جمله ی صحیح ممکن است تنها با یک حرف اضافه غلط  شود اما شما به جمله ی صحیح این عبارت سنگین را اضافه کرده اید که (از خدا بخواهیم تا به پیامبر اجازه ی شفاعت بدهد  )
متأسفانه این نشانه ی غرور و خود بزرگ بینی بیش از حد است دوست عزیز ما کجا و رسول خدا کجا ؟ 
سخن شما غلط است چون حتی فردی مانند این تیمیه که علیرغم اینکه عده ای به او شیخ الاسلام می گویند بنده در ضدیت او با رسول خدا و خاندان او حرف دارم گفته است : 
{عرب بیابانی حضور رسول خدا رسید و گفت: جان ها به لب آمده و گرسنگی ما را فرا گرفته و چهارپایان نابود شده اند. سپس این دو جمله را گفت: فادع لنا فانا نستشفع بالله علیک؛ برایمان دعا کن، خدا را به سوی تو شفیع می آورم. و بک علی الله. و تو را نیز شفیع خود به درگاه الهی قرار می دهم.
رسول الله(ص) پس از تسبیح خداوند فرمودند:
و یحک ان الله لا یستشفع به علی احد من خلقه شان الله اعظم من ذلک؛(زیارة القبور فی الکتاب و السنه، ص155.)} 
ببینید رسول خدا جمله ی اول را رد کرده است یعنی کسی نمی تواند خدا را نزد رسول شفیع بیاورد اما جمله ی دوم رد نشده است یعنی کسی می تواند رسول را نزد خدا شفیع ببرد اگر جمله ی دوم هم حرام یا مکروه یا غیر مجاز بود رسول خدا هیچ گاه سکوت نمی کرد بلکه حتما مردم را مطلع می کرد. 
اینکه نوشته اید مردگان به ما نیاز دارند درست است اما باید این جمله ی درست دقیقا شکافته شود تا موجب اشتباه نشود یکسری از نیازها، نیازهای مادی مرده مانند تأمین کفن و قبر و حمل جنازه تا قبرستان است که جای انکار و مناقشه نیست
یکسری دیگر از نیازها نیازهای معنوی است مانند گذاردن نماز میت و یا دعای خیر برای مردگان و.. که این هم جای انکار نیست اما در اینجا به خصوص در مرحله ی دعا باید بین مردگانی که به طور قاطع برای ما مشخص است که از ما بهتر بوده اند با دیگر مردگان تفاوت بیندازیم مثلا رسول خدا با من مرده فرق دارد . 
ببخشید اگر در پاسخ ها تأخیر می افتد برنامه هایم خیلی فشرده است 
ادامه دارد 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :