تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - بحث شورا در اسلام قسمت پنجم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

با نگاه به سیره ی عملی پیامبر خدا در می یا بیم آن در دانه ی عالم بشریت همواره فرد را به عنوان حاکم و تصمیم گیرنده در بلاد اسلامی معرفی می کرد  اما در عین حال شرط تداوم و بقای فرمانروایان را عمل به قرآن و سنت رسول الله قرار می داد  که اسامی کامل فرامانروایان در کتب تاریخی موجود است و به نظر می رسد همین مقدار که به عنوان مثال آورده شد کفایت می کند برای جلوگیری از طولانی شدن بیش از حد بحث از آوردن نمونه های دیگر خودداری می کنیم .
پس از طرح مطالب قبل این سوال مهم پیش می آید که آیا نظام شورائی جایگاهی در نظام حکومتی پیامبر خدا (ص) نداشت ؟

این ابهام به این دلیل پیش آمده است که خواننده به قسمت های قبل این مجموعه توجه کامل ننموده است در قسمت های قبل  ما بررسی کرده ایم که آیا مصوبات شورا ، ازنظر ارزش همانند قرآن و سنت است و آیا در نظام حکومتی اسلام هیچ رکنی غیر از شورا استقلال ذاتی ندارد ؟
در قسمت های قبل تنها به این گونه سوالات پاسخ داده شده است اما در پاسخ به این سؤال که شورا در حکومت اسلامی و نظام اسلامی چه جایگاهی دارد ؟
همانگونه که در اولین قسمت این سلسله مباحث نوشتیم در این خصوص دهها مقاله و کتاب وجود دارد و نیازی به نوشتن مطلب جدیدی نیست اما مجددا و برای تأکید بر بدیهیات بار دیگر به عرض می رسانیم نظام اسلامی اهمیت فوق العاده ای برای مشورت و شورا قائل است حتی لازم است مؤمن در مسائل شخصی که نیاز به شور دارد مشورت نماید و این امر لازم برای حکومت دهها برابر اهمیت دارد نظام باید اساس تصمیمات را بر پایه ی شورا و مشورت قرار دهد و از متخصصین در هر امر برای شور در مسائل تخصصیشان مجالس شور تشکیل دهد نتیجه ی مشاوره را استخراج و بکار ببندد حتی در صورتی که در نتیجه شور اشتباهی صورت گرفت نباید اصل شورا زیر سؤال برود بلکه مجددا در همان مجلس مشاوره و یا مجالس شور دیگر علل اشتباه بررسی و اصلاح  و از اشتباه مجدد جلوگیری گردد.
 اکثر جملات پیش گفته در سیره ی رسول خدا (ص) قابل رصد است و علاوه بر آن که در منابع روائی موجود است کلیاتی نیز در قرآن بیان شده است که مهم بودن امر شور را نشان می دهد و بر لزوم انجام شور تأکید دارد .
ابهام دوم :
با توجه به اینکه پیامبر خدا (ص) اکنون در قید حیات ظاهری نیستند تا افرادی را به عنوان والی و فرمانده منصوب نمایند انتخاب خلیفه به چه شکلی خواهد بود ؟
مهمترین موضوع که در متن ابهام به آن پرداخته شده است کلمه ی ( خلیفه ) و  (خلافت) است . بنده با نام گذاری رهبران جوامع فعلی به نام خلیفه و نیز حکومت به نام خلافت مخالف هستم .
چرا که این سوال پیش می آید خلیفه به چه معنا و خلیفه ی چه کسی ؟ اگر خلیفه یعنی جانشین و جانشین همان جانشین پیامبر است چه کسی به ما اجازه داده که فردی را که از طرف ما منصوب می شود خلیفه ی رسول خدا بنامیم ما در حدیث صحیح که در بخاری و دیگر منابع اهل سنت آمده است حرف از دوازده امیر داریم نه بیشتر، که بر اساس آن حدیث همگی قریشی هستند . آن دوازده نفر نیزنه با توسل به حدس و گمان بلکه با حجت قاطع قابل تشخیص هستند.
ما حق نداریم با نظر خودمان فردی را جانشین رسول خدا قرار دهیم و برای او قداستی در حد جانشینی رسول خدا قائل باشیم .
افرادی که ما منصوب می کنیم و بر می گزینیم افرادی هستند از میان ما که توسط ما انتخاب شده اند این انتخاب به این دلیل است که ما احتمال می دهیم انان از نظر ظاهری و بخصوص علم و تقوا وشجاعت دیگر شرایط تعیین کننده بر ما رجحان دارند  نه به دلیل اینکه آنها حرفشان حرف خدا است . 
همه ی خوبیهائی که از آن اشخاص که با چشم سر دیده می شود فقط ظاهر قضایا است و معلوم نیست که چقدر صحیح باشد به همین دلیل است که حرف و سخن آن افراد سخن خدا نیست بلکه سخنشان سخن و درک و تشخیص خودشان از اسلام است  .
تحریف در مسیحیت وقتی آغاز شد که ارباب کلیسا نشستند و تشخیص دادند که پولس نماینده ی خدا باشد البته ادعای پولس مبنای اصلی این اشتباه بزرگ بود اما عاقلان مسیحیت نباید ادعای او را باور می کردند انسان عادی نمی تواند رسول تعیین کند یک خواب یا یک رؤیا نمی تواند مبنای رسالت باشد  بشری مانند ماها و کشیش ها قادر به تعیین رسول نیستیم بلکه فرستاده ی خدا را تنها با استفاده از شواهد و قرائن و معجزات می شناسیم و اطاعت می کنیم متدسفانه
آنان نشستند و تشخیص دادند که در میان صدها انجیل موجود کدام انجیل سخن خدا باشد چهار نسخه از اناجیل را بر گزیدند و در یک اقدام عجیب اسناد تاریخی و صدها انجیل دیگر که هر کدام گوشه ای از زندگی صدر مسیحیت را بیان می کرد  سوزاندند .
هم اکنون  مسیحیت حرف رسول خود خوانده یعنی پولس را به عنوان منبع مذهبی خود حفظ کرده و او را به عنوان رسول قبول دارد وقتی کلیسا و کشیش ها به جای خدا نشستند و تصمیم گرفتند و رسول و انجیل تعیین کردند نتیجه همین می شود که مردم منحرف می شوند و دینش دین تحریفی الان اگر یک مسیحی به سایت ما رجوع نماید حرف های ما را خنده دار می یابد و مسیحیت کنونی را اصیل و همان دین عیسی مسیح چرا ؟ همانگونه که ممکن است فردی که ادعای مسلمانی دارد به دلیل اینکه فکر می کند مفتی زاده  صادق است و خواب دروغ تعریف نمی کند ادعای عجیبی بکند که با اسلام ناسازگار است این ادعا آنقدر عجیب است وقتی در سایتشان از آنان سوال می شود رویشان نمی شود شرح بدهند بلکه می گویند بیا خانه ی کاک احمد تا برایت شرح دهیم
شواهدی ضعیف موجب نمی شود کسی
را رسول صغیر بدانیم
 از مقدماتی غلط نباید نتیجه بگیریم که پس رسولکی است برای خودش .

همین اشتباه ممکن است در مورد فرد دیگر و شورا نیز تکرار شود .
ما نباید به آن اشتباه مسیحیت دچار شویم ما نباید فردی که از جانب ما منصوب شده است را خلیفه و سخنش را همانند سخن رسول خدا بدانیم .
من بیشتر موافقم این فرد رهبر مردم و حکومت اسلامی لقب گیرد این رهبر باید در مناسبت های مختلف تأکید کند که حرکت ما منطبق صد در صد با اسلام نیست بلکه ما در تلاش برای رسیدن به آن مهم هستیم . 
رهبر باید توسط شورائی از فقها و کارشناسان دین از میان متخصصین انتخاب شود و بر عملکرد این رهبر توسط همان فقها نظارت مستمر وجود داشته باشد اما تا زمانی که رهبر بر علیه احکام مسلم اسلام قدمی برنداشت همان شورای فقها که رهبر را برگزیده اند و همه ی مردم و دیگر ارکان حکومتی تحت نظر و هدایت آن رهبر هستند.
آیا انتخاب رهبر توسط مردم به طور مستقیم ممکن است ؟
اگر عموم مردم که اکثر فقها نیز در میان آنان باشند در تظاهرات خیابانی و یا با شیوه های دیگر فقیهی را به رهبری بر گزیدند این همان شیوه ی انتخاب امام علی است و آن فرد رهبر خواهد بود اما بعد از انتخاب نیز باید شورای فقها او را تأیید کنند.
آیا انتخاب غیر فقیه به رهبری جامعه ی اسلامی ممکن است ؟
خیر اگر غیر فقیه در رأس جامعه ی اسلامی قرار گیرد آن جامعه در مواردی به انحراف خواهد رفت .
آیا انتخاب ابوسفیان به فرماندهی نجران با این سخن منافات ندارد ؟
پیامبر اسلام ایشان را برای مؤلفه القلوب و با توجه به شرایط ظاهری برگزید ابوسفیان در آن زمان شرایط لازم را در خود ایجاد کرده بود ضمن اینکه ابوسفیان رهبر نبود تا فقاهت او لازم اید بلکه چیزی شبیه به استاندار فعلی بود و لازم بود او شرایط استاندار را داشته باشد نه رهبر .

آیا پس از تعیین رهبر با استفاده از همان روش اطاعت از او واجب است ؟
جواب مثبت است اما باید دقت داشت که وجوب اطاعت از آن شخص به معنی مساوی بودن سخنش با سخن خدا فرض نشود. این وجوب تا زمانی ادامه می یابد که شورای فقیهان تشخیص عدم صلاحیت او را نداده اند پس در یک جمله اطاعت از او واجب است .

نمونه هائی از مشورت پیامبر اسلام .

1ـ حضرت محمد (ص) سه بار در جنگ بدر مشورت کرد این سه مورد عبارت بودند از : ایا جنگ شروع شود ، با اسیران چه بکنیم و مواضع نبرد کجاها باشند.

2- پیامبر در جنگ احد با یارانش مشورت کرد و نتیجه ی مشاوره خلاف نظر پیامبر بود که پیامبر به نظر مشورتی عمل کرد.

 3ـ در جنگ احزاب نیز پیامبر در دو مورد مشورت کرد

چهارمین مورد در جریان فتح مکه پیامبر خدا مشورت کرد.

پیامبرحتی در ماجرای افک مشورت کرد آن حضرت در جریان تعیین فرمانروا برای برخی بلاد نیز مشورت کرد 

ادامه دارد

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :