تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - بحث شورا در اسلام قسمت چهارم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

مقدمه : برای اینکه بحث را زودتر خاتمه دهیم فقط اشاره می کنم دو آیه ی دیگردر قرآن در مورد شورا وجود دارد که یکی از آین آیات در سوره ی بقره به بحث از شیر گرفتن فرزند می پردازد و دیگری در خصوص تبعیت از بهترین قول است که هیچ یک نطر مفتی زاده را نمی رساند لذا در قرآن دلیلی برای ادعای مفتی زاده نمی یابیم
ورود به بحث جدید : 

در قسمت قبل بررسی کردیم که آیا در قرآن اشاره ای به نظرات مفتی زاده در خصوص شورا شده است از این قسمت به بعد می خواهیم وارد سیره ی رسول خدا و پیامبران پیشین و خلفای بعد از پیامبر در امر حکومتداری و بررسی وضعیت شورا  شویم مجددا متذکر می شوم قصد بررسی کامل موضوع شورا در اسلام نیست بلکه هدف بررسی نظرات مفتی زاده و اشتباهات ایشان در امر شورا است .


سیره ی رسول خدا در تعیین والیان :
مسلما اگر قرار بود نظر اسلام بر این باشد که شورا بالاتر از رئیس و حاکم جامعه باشد باید در سیبره ی رسول خدا موردی برای آن می یافتیم اما هیچ گاه ایشان شورائی را به حاکمیت مکانی نصب نکردند ومنطقه ای را شورائی اداره نکردند و به فرماندهی جنگی شورائی منصوب ننمودند بلکه همیشه برای این موارد شخص را منصوب می کردند . وقتی مالک بن نویره  با قبیله اش قبیله بنى یربوع برای تشرف به اسلام خدمت رسول خدا رسیدند از رسول خدا خواستند که او را به اسلام راهنمائی فرمایند اما پیامبر در سخنانشان هیچ اشاره ای به اینکه حکومت بر قبیله ی شما باید شورائی باشد نکردند بلکه خود مالک بن نویره را به نمایندگی از  طرف خود مجددا بر قبیله اش گماشتند.
ابن حجر عسقلانی در کتاب الاصابه رقم 7712 این مطلب را می نویسد او می گوید مالک شاعر ، برجسته و جنگجو بود و از نام آوران قبیله ی بنی یرموع بود که از طرف رسول خدا نماینده ی ایشان در قبیله خودش شد .
مالک بن نویره همان شخصی است که بدستور خلیفه ی اول و بدست خالد بن ولید در جریان مشهور  اصحاب رده به قتل رسید .
در ماجرای هجرت نخستین مسلمانان به حبشه ، پیامبر گرامی اسلام « عثمان بن مظعون » را به عنوان امیر قافله ده نفره گمارد ایشان نفرمودند ده نفرید با هم بسازید شورائی تشکیل بدهید و.. بلکه امیر تعیین کردند . السیرة النبویة، ج1، ص344
پیامبر اکرم هر گاه به جنگ می رفتند حتما فردی را در مدینه جانشین خود قرار می دادند که اسامی این افراد در کتب تاریخی موجود است
عتاب بن اسید از طرف رسول خدا والی مکه شد . الاصابه
ابوسفیان بر نجران حکومت می کرد الاصابه
رسول خدا به قیس می نویسد : «بار خدا‌یا! به نام تو، از محمد پیام آور خدا به قیس بن مالك، درود برتو، من تو را به نمایندگی از سوی خویش بر همه قومت، قبایل غرب و احمور و هم‌‌‌پیمانان ایشان برگماشتم»  الاصابه جلد 5
پیامبر علاء بن حضرمی را به عنوان امیر قرار می دهد ایشان در حکم انتصاب این شخص مرقوم می فرمایند :
«خدا را شاهد می­گیرم بر هر کسی که به او برای امری از امور مسلمانان مسؤولیت دادم؛ کوچک یا بزرگ، اگر عدالت را میان مردم رعایت نکرد، حق اطاعت ندارد و از مسؤولیت خلع می­گردد و من ذمه مسلمانان را از او بری می­کنم، مردم هیچ تعهد و پیمانی با او ندارند، پس آنان راه خیر را با کمک خدا پیدا کنند و از میان خویش فردا فضل و اصلحی را برای اداره امور خویش برگزینند » مجمع الکبیر طبرانی
پیامبر نمی فرماید شورا از استبداد دور است شورائی را بر خود بر گزینید بلکه می گوید اگر او استبداد کرد فردی دیگر به جای ایشان انتخاب کنید و اتفاقا این فرد استبداد کرد و توسط مردم عزل و فرد دیگری برگزیده شد

انشا الله در آینده مجددا ادامه می دهم

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :