تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - بحث شورا در اسلام قسمت سوم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

چهارشنبه 27 دی 1391

بحث شورا در اسلام قسمت سوم

نویسنده: محمد رئوف علی پور   

به طور خلاصه هیچ انسان غیر مأذونی (منظور همه ی ماها )  نمی تواند شورائی انتخاب بکند و مدعی شود که سخن این شورا سخن خدا است   و یا بگوید این شورا چیزی شبیه به قرآن ناطق و یا حرف او هم ارز قرآن و سنت است بلکه این نوع شورا با این درجه اتقان تنها زمانی تحقق می یابد که فقط و فقط توسط فردی که از طرف خدا مأذون است انتخاب و یا پس از انتخاب توسط ماها توسط او  تأیید شود و یا قبل از انتخاب ماها مچموعه ای از انسانها توسط او معین و ما از میان آن افراد تعدادی را برگزینیم  علاوه بر اینکه افراد فوق باید تأییده ی او را داشته باشند پس از انتخاب نیز پیوسته تحت نظر آن فرد باشند
حال آیا این فرد وجود دارد یا نه ؟
پاسخ به این سوال بحث دیگری است که باید در جائی دیگر بدان پرداخت ولی اگر فکر کنیم در می یابیم که نمی تواند چنین فردی وجود نداشته باشد و علاوه بر مهر تأیید عقل از نظر نقلری نیز ادله ای داریم که اگر وجود این شخص را اثبات نکند وجود او را قریب به ذهن می نماید .
ولی در هر صورت اکثر افراد که پیرو دین اسلام هستند به وجود این فرد اعتقاد ندارند و قرآن هم برای همه ی مسلمین و همه ی بشر نازل شده است این افراد چگونه دستور خدا را در مورد شورا اجرا کنند ؟


پاسخ :
الف : این عدم اعتقاد خود بخود ضربه را به آن افراد که به نظارت فردی الهی اعتقاد ندارند می زند و علاوه بر آن ضربات که در جنبه های گوناگون است  این افراد به خودی خود مستعد حاکمیت افرادی هستند که الهی نیستند و راحت تر می توان این افراد را گول زد .
ب : وقتی اعتقاد به نظارت فرد الهی بر تفویض حکم انتخاب اعضای شورا و یا افراد حاکم حذف شود و نیز در طی مدت تصمیم گیری این نظارت تداوم نیابد آن شورا دیگر شورائی عادی است و شورائی الهی نیست شورائی است که لازم است از احکامش تبعیت کرد .نه اینکه هر گفته ی او همانند قرآن باشد
سؤال دیگر اینکه آیا فرقی بین شوراها نیست و ایا شوراها ی لازم الاتباع همگی همسانند و دارای یک ارزش الهی هستند ؟
خیر شوراها هر کدام نزد خدا ارزشی متفاوت دارند و  یکسان نیستند بلکه درجه ی تبعیت ایشان از اسلام ارزش آنان را مشخص می سازد پس شوراهای لازم الاتباع نزد خدا مراتب دارند
پس چرا گفتیم فرقی بین شورائی که در امریکا تصمیم می گیرد با شورائی که در کشوری اسلامی تصمیم می گیرد نیست ؟
منظور از آن تفاوت ، تفاوت در ارزش گذاری نبود بلکه از این منظر به قضیه نگاه کردیم که فرد مجاز نیست تصمیماتی از شورا را که به اسلام ضربه وارد می کند تبعیت نماید و در عین حال لازم است جامعه را به هم نریزد و با نافرمانی مدنی و آشوب و بلوا مردم را از اسلام متنفر نکند و موجبات وهن اسلام را ایجاد ننماید.
از این منظر تفاوتی بین شوراها نیست
سؤال دیگر : آیا تفاوت در ارزش گذاری الهی بر شوراها تفاوتی را در ارزش تبعیت ایجاد نمی کند ؟
چرا وقتی شورائی نزد خدا عزیز باشد ارزش تبعیت از آن نزد مردم هم باید بیشتر باشد اما جهت جلوگیری از اشتباه در شناخت شوراهائی که نزد خدا عزیزترند بهتر است که جانب احتیاط را رعایت کرد و در مورد افکار الهی در مورد باطن اشخاص نیت خوانی ننمود.
سوال بعدی آیا تفاوتی بین فلان شیطان پرست در شورای ایالتی فلان کشور با فرد مسلمانی معتقد و ملتزم در شورای فلان کشور نیست ؟
چرا هست اما حرف ما در باب تفاوت وتمایز افراد نیست بلکه ما  وقتی به حکمی از شورا می رسیم برای این حکم دو حالت مهم متصور است  یا این حکم به اسلام ضربه می زند یا نمی زند و اگر ضربه می زند باید بررسی شود که مقابله ی با این حکم مضار بیشتری دارد یا منافع بیشتری
افراد معتقد به اسلام جایگاه ویژه ی خود را دارند اما در بررسی حکم چه در مورد فردی غیر مسلمان یا فردی مسلمان باید با دقت عمل کرد.
ابهام دیگر : در هر صورت حکمی که توسط مسلمان معتقد و متبحر در فقه اسلامی گرفته می شود با حکمی که توسط غیر مسلمان گرفته می شود تفاوت دارد چون آن فرد مسلمان با استفاده از منابع اسلامی حکم صادر می نماید اما آن غیر مسلمان بدون توجه به آن پس تبعیت از آن نیز متفاوت خواهد بود
این سخن  درست است به همبن دلیل است که در کشورهای اسلامی احکامی که از شورا یا فرد مسلمان صادر می شود کمتر مورد مخالفت قرار می گیرد یعنی میزان احکامی یک مسلمان صادر می کند ممکن است در میلیون حکم یکی به اسلام ضربه نزند و یا حتی هیچ کدام از احکامش ضد اسلامی نباشد اما در شورا و افراد دیگر این رابطه عکس باشد .
سخن ما در تعیین تعداد احکامی نیست که به اسلام ضربه می زند بلکه در هنگام تصویب و بحث در خصوص وضع قانون باید بگونه ای این وضع صورت گیرد که راه را بر منحرفان و منافقان ببندد. 
سوالی دیگر : ایا دستور به تشکیل شورا توسط قرآن دال بر الهی بودن شورائی نیست که توسط مسلمین تشکیل می شود ؟
اگر شورائی که توسط مسلمین تشکیل می شود برای اجرای دستور الهی باشد قطعا مأجور است اما این به معنی الهی بودن هر چه که شورا تصمیم می گیرد نیست همانگونه که اگر مادری برای اطاعت دستور الهی به بچه ی خود شیر بدهد مأجور است اما اگر قواعدی را رعایت ننماید همین شیر تبدیل به عامل بدبختی فرزند خواهد شد آن مادر پس از ضربه خوردن فرزند نمی تواند نتیجه را به پای خدا بنویسد.
یا در قرآن در خصوص آیات متشابهات آمده است که تفسیر و معنی آن را راسخون در علم می دانند حال اگر ما به اشتباه عده ای که راسخون در علم الهی نیستند را راسخون می دانیم و تفاسیر آنها را بدون حجت شرعی می پذیریم مقصر خدا نیست و آن تفسیر هم معنی فرمایش خدا نیست هر چند قرآن را معنی کرده است اما غلط معنی کرده است .
شرایطی که در ابتدای سوره ی الم برای متقین آمده است عبارتند از ایمان به غیب، اقامه ی نماز ، انفاق، ایمان به قران و کتب پیامبران پیشین، ایمان به معاد حال اگر فردی به دروغ و برای فریب ما این شرایط را در خود ایجاد کرد و فقیه شد و در شورا رفت و ما در اثر آن شرایط دروغین ایجاد شده فریب خوردیم و کار مهمی را بدو سپردیم و ضربه خوردیم اشکال از قرآن نیست بلکه اشکال از ما است که فکر کرده ایم ایمان چیزی است که از ظاهر اشخاص پیدا است
در شورا  مأجور بودن با الهی بودن یکی نیست  اینکه برای اطاعت دستور الهی باید در امور  فردی و کشوری و لشکری باید  مشورت کنیم دلیل نمی شود که هر تصمیمی که از این مجرا بیرون بیاید دقیقا همان چیزی است که خدا می گوید.
سوالی مهم ایا مشورت رسول خدا جنبه ظاهری داشت ؟
خیر حاشا و کلا چرا که در صورتی که پیامبر با مردم مشورت می کرد و مشورت ایشان را بکار نمی بست این بی احترامی به مردم بود
و سؤالی دیگر اگر رسول خدا در موردی مشورت می کرد و نتیجه ی آن مشورت دین اسلام از بین می رفت  آیا بدان عمل می کرد ؟
پاسخ : چون پیامبر اسلام با وحی در ارتباط بود هیچ گاه چنین مشورتی انجام نمی داد . 
ج: علاوه بر همه ی آن موارد هیچ دلیلی از قرآن یا از سیره ی انبیاء الهی و حتی خلفای راشدین مبنی بر وجوب تبعیت از این نوع شورا که مد نظر مفتی زاده است نداریم و آنچه که در قرآن آمده است تنها در خصوص شنیدن حرف شورای تحت نظر رسول خدا و مشورت بین مؤمنین در کارهایشان با یکدیگر است و برگزیدن بهترین رأی نه وجوب تبعیت از حکم اکثریت اعضاء شورا، علاوه بر اینکه خود کلمه مومن تعریف دارد و به فرض ادعا و یا تشخیص ماها کسی مومن یا غیر مومن نمی شود و آن آیه (38 شورا در مورد مشورت مومنین با یکدیگر است  )1 در عمل نیز گاهی اتفاق افتاده است که خلیفه ای نظر اکثریت را درست تشخیص نداده و به آن عمل نکرده است  .
سؤال ایا عمل شوراهای فعلی که در عمل رأی اکثریت تصویب می شود عملی غلط و غیر مشروع است ؟
خیر نه تنها عمل به رأی اکثریت غلط نیست بلکه  وقتی شورائی تشکیل می شود بهترین گزینه تبعیت از رأی اکثریت است اما در این قسمت بررسی می کنیم که ایا در صدر اسلام در هر شرایطی رآی اکثریت برگزیده می شد و نیز ایا وقتی اکثریت نظری دادند تبعیت از آن همچون تبعیت از کتاب و سنت است.
مهمترین نکته ای که باید به آن دقت داشت این است که در صدر اسلام فرد مأذون خود ناظر بر عملکرد شورا بود در اکثریت مطلق موارد رأی اکثریت را بر می گزید در مواردی هم به رأی اکثریت عمل نمی کرد و در مواردی که شورا بدون درخواست رئیس حکومت اعلام نظر می کرد رئیس حکومت اصلا اصل مشورت را در آن مورد رد می کرد و می گفت مثلا عمر و بقیه ی صحابه  اشتباه می کنند و نیازی به شور نیست چون در آن مورد نص هست  . بخاری می گوید در نهایت عمر و بقیه ی معترضان نظر خلیفه ی اول را پذیرفتند و عدم لزوم مشورت در آن مورد را پذیرفتند اما در هر حال این رئیس حکومت بود که در ابتدا تشخیص داد مشورت نکند و نظر خود را به کرسی نشاند که در مباحث آتی این مورد و موارد دیگر بررسی دقیق تر خواهد شد .
سؤال : مگر نه اینکه از نظر اهل سنت خلفا معصوم نیستند پس چه تفاوتی بین شورای تحت نظر ما با شورای تحت نظر خلفا وجود دارد ؟
از نظر اهل سنت بهترین افراد امت و مجتهدترین شان خلفای راشدین هستند این خلفا هر چند معصوم نیستند اما با ماها تفاوت داشته و قابل قیاس نیستند اجماع ایشان بر موضوعی و حتی عمل یکی از آنها در خصوص موضوعی برای ما به عنوان منبعی جهت استخراج رأی محسوب می گردد

بررسی آیات قرآنی :
یکی از آیات در قسمت های قبل بررسی شد و دیدیم که در آن آیه دستور به مشاوره داده شده و پس از آن آیه در خصوص چگونگی اتخاذ تصمیم فقط خطاب به رسول خدا می فرماید : ((وقتی تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن ))  اما نمی فرماید (( تصمیم شورا را اجرا کن و برخدا توکل کن ))
اینکه شأن نزول آیه در مورد واقعه ای است که پیامبر خدا سخن حباب بن منذر را اجرا کرد درست است اما خداوند متعال که پس از آن واقعه آیه را نازل فرمود باز مهر تأیید بر تصمیم رسول خدا می زند نه تصمیم شورا و ما حق نداریم فکر خودمان را آیه بدانیم .
آیه  ی دوم :  
آیه ی 38 سوره ی شورا است که صفات مؤمنین را اینگونه بیان می کند : (( آنها کسانی هستند که دستورات خداوند را اجابت کرده نماز به پای می دارند و کارها را با مشورت انجام می دهند. ))
در اینجا اگر کلمه ی شورا چه مصدر باشد یا نباشد این معنی بدست می آید که مؤمنین کسانیند که با بهره گیری از مشورت رأی صحیح را استخراج می کنند
پایان قسمت سوم
***********************************************************************************************
1- در مورد جمله ی داخل پرانتز توضیح ضروری وجود دارد بنا بر این باید صبر کنید تا جمله ی فوق در قمت های بعد توضیح داده شود
ادامه دارد

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :