تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - بررسی موضوع شورا در اسلام قسمت دوم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در قسمت قبل به اینجا رسیدیم که وقتی فردی یا شورائی هر چه حکم بکند همانند دستور خدا واجب الاطاعه است پارامترهای مورد نیاز برای شناخت این فرد باید توسط فردی مأذون ذکر شده باشد .
قبل از ادامه ی بحث لازم است دو مفهوم تشریح گردد الف - واجب الاطاعه عام  ب- واجب الاطاعه ی خاص
لازم الاطاعه ی عام اطاعت مسلمان از دستورات عمومی حکومت ها شوراهای حاکم یا فرد حاکم است تا امنیت و سلامت افراد جامعه تأمین گردد این اطاعت بگونه ای باید باشد که به مسلمان بودن فرد مسلمان ضربه نزند و نیز تلاش های او را به منظور شناساندن و تبیین اسلام و حاکمیت آن به خطر نیندازد یعنی لازم است مسلمان برخی تکالیف عمومی را در هر جامعه ای که در آن قرار دارد در قبال حکومت مرکزی بپذیرد و انجام دهد و از حکومت مرکزی اطاعت کند این به معنی نفی مبارزه و تلاش برای حاکمیت اسلام نیست در واقع همه ی حکومتها بدون توجه به دین رئیس حکومت در مواردی لازم الاطاعه هستند
واجب الاطاعه ی خاص به معنی تبعیت بی قید و شرط فرد مسلمان از یک حکومت یا شورا یا فرد است .
توضیح مهم :
در مواردی بنده از کلمه واجب الاطاعه عام استفاده کرده ام که این ترکیب لازم الاطاعه است نه واجب الاطاعه

همانگونه که می دانید برخی از علمای اهل تسنن در قضیه ی کربلا دچار اشتباه شدند و قیام امام حسین را محکوم کردند و آن را خلاف دستور پیامبر در خصوص صبر بر ظلم ظالمان یافتند
این اشتباه بسیار بزرگ برخی علمای اهل تسنن بخاطر قاطی کردن اطاعت خاص و عام است منظور پیامبر این است که حکومت و حاکمیت برای جامعه ضروری و اجتناب ناپذیر است اگر امکان حاکمیت فردی عادل بر جامعه نبود مسلمان چه بخواهد و چه نخواهد حاکمی ظالم بر جامعه حکومت خواهد کرد در اینجا مسلمان وظیفه دارد ضمن تلاش برای حاکمیت عدل شیرازه ی جامعه را به هم نریزد و دستورات عمومی را اطاعت نماید.
قیام امام حسین برای این بود که دین به طور کامل داشت از بین می رفت و یزید محافظه کاری را در حفظ اسلام کنار گذاشته بود به همین خاطر است که امام حسین می فرماید اگر دین اسلام الا با ریختن خون من پایدار نمی ماند پس ای شمشیرها مرا در یابید
اما وقتی اسلام واقعی با شهادت حسین بن علی معرفی شد دیگر شرایط اضطرار از بین رفته بود واسلام تضمین شده بود دیگر اقدامات بعدی  باید صرفا جهت آگاه سازی عمومی می بود نه در چهت قیام های منفرد باید قضیه ی کربلا هر سال تا پایان دنیا زنده نگه داشته می شد تا همانند مشعلی فروزان فرا روی مسلمانان باشد  اگر بعد از قضیه ی کربلا به رفتار خاندان پیامبر بنگرید می بینید که حضرت زینب و نیز امام سجاد از برخی دستورات حکومت اطاعت کردند اما هیچ گاه از افشا گری وقایع کربلا و نیز تبیین اسلام راستین و سخنرانی های روشنگرانه دست برنداشتند. 
حال اگر فردی اشتباه بکند اشتباه او در دو جنبه خواهد بود یا اینکه یزید را مطلقا صاحب اختیار می داند و افرادی که دور و بر او بودند را شورامی نامد و شورای را او که به صورت فرمایشی تشکیل داده بود را شورای اولی الامر و واجب الاطاعه و خود او را نیز اولی الامر منکم می داند و قیام امام حسین را اشتباه تلقی می کند و یا با العکس از طرف دیگر بام پائین می افتد یعنی هر گونه سکوت و هر گونه اطاعت را حرام می پندارد و تمام فوانین را قوانین کفر می پندارد .
پس حتی ممکن است وچود شورا در یک حکومت نیز موجب توجیه ظلم و ستم و به اشتباه انداختن علمای بزرگی همچون علمای اندلس گردد
ممکن است کسی بگوید آن اشتباه دیگر گذشت و کسی دیگر مرتکب قتل نوه ی رسول خدا نخواهد شد این تصور اشتباه است چون در حال حاضر نیز روحانیونی هستند که این اشتباه را مرتکب می شوند و همین الان در سوریه برخی ها
نام گردان شمر را بر خود نهاده اند و علاوه ی بر آن ممکن است اشتباه وحشتناک این دفعه بگونه ای دیگر و از جائی دیگر رخ دهد
در خصوص نگاه به قضیه ی شورا هم دو نوع نگاه اشتباه ممکن است رخ بدهد یک نوع نگاه این است که چون خلفای ستمگر اموی و عباسی شورا داشتند پس شورا کلا باطل است و نگاه اشتباه دوم این است که در صدر اسلام تنها شورا حکومت می کرد و رسول خدا و خلفا تنها مجری بی قید و شرط دستورات شورا بودند پس حکومت اسلامی حکومتی است که همه ی اختیارات در دست شورا باشد و بقیه ی افراد هیچ یک در حوزه ی مدیریتی خود هیچ استقلال رأی نداشته باشند .
این نوع نگاه به صدر اسلام تحریف واقعیات تاریخی است و ما وظیفه داریم حقایق تاریخی صدر اسلام را همانگونه که هست به اطلاع برسانیم نه اینکه برای اثبات منظور خودمان دست به تحریف تاریخ و تاریخ سازی بزنیم . که بعدا و در مطالب بعدی شواهد تاریخی ذکر خواهد شد.
توجه به این نکته نیز ضروری است که شورائی که توسط ابوبکر یا عمر بن خطاب در صدر اسلام تشکیل می شد شورائی متشکل از مهاجرین و انصار و صحابه ی رسول خدا بود این شورا از هیچ نظری با شورائی که ما می خواهیم تشکیل بدهیم برابر نیست چرا ؟
چون مسلمین یا شیعه هستند یا سنی
اگر شیعه هستند که کلا حکومت خلیفه ی اول و دوم و سوم را درست نمی دانند
اگر سنی هستند معتقدند ابوبکری که انتخاب شد به طور ضمنی لیاقتش برای حکومت توسط رسول خدا با انتصابش به پیشنمازی در زمان حیات رسول خدا اثبات شده بود و معتقدند که حدیثی داریم که اگر بعد از رسول خدا نبی می بود آن عمر بود و معتقدند عثمان ذوالنورین و صحابه ی بزرگی بود و برای حکوومت لیاقت داشت
بنا براین اهل سنت در مأذون بودن آنها از جانب خدا برای حکومت هیچ شکی ندارند اما هیچ گاه هیچ فردی را نمی توان یافت که علمای اهل سنت همانند ایشان بر او اتفاق کنند شورائی هم که تحت نظر خلفای مأذون تشکیل شده بود از آنها اذن گرفته بود
مجددا یادآوری می کنم که اگر فرد یا افراد شورا که باید از جانب آن فرد که اذن خدا را قبلا دریافت کرده  مأذون نباشند قطعا واجب الاطاعه ی خاص نیستند و این موضوع براحتی قابل اثبات است
اما متأسفانه عده ای واجب الاطاعه بودن عام با خاص را با هم قاطی کرده و از اینجا دو نتیجه ی غلط می گیرند یکی شورای عادی که در مواردی عمومی اطاعتشان لازم است را شورای اولی الامر می نامند دوم چون خیال می کنند شورایشان شورای اولی الامر است پس اطاعت از آن را اطاعت از کتاب و سنت می دانند یعنی به غلط اطاعت عام را اطاعت خاص فرض می کنند  در حالیکه بدیهی است که شوراها یا افرادی که ماها منصوب می کنیم نمایندگان ما هستند نه خدا و آنها نمایندگان خدا در تمام زمینه ها  نیستند بلکه تابع قوانین الهی عام هستند و فقط می توانند قوانین عمومی تصویب کنند .
بهترین دلیل برای اینکه ثابت شود که شورای انتصابی ما به هیچ وجه شورای اولی الامر خاص نیست امکان  وقوع اشتباه در تصمیم گیریها و قوانین  آن است در حالیکه بسیاری از اهل سنت قبول دارند که هیچ ناظر الهی در حال حاضر در میان آنها نیست تا بر تصمیمات شورا نظارت کند و حتی وجود این ناظر را گاهی بعضی ها لازم نمی دانند و اگر لازم بدانند خیال می کنند که نیست و می پرسند اگر هست چرا نشان نمی دهید ؟ بنا بر این  اشتباهات هر اندازه که بیشتر شود کسی نیست که تصحیح کند بلکه این خود مائیم که  کار خودمان را در این جهان تأیید می کنیم و ادعا می کنیم که خدا آن را تأیید کرده است  و حتی ادعا می کنیم الهی هستیم البته گاهی انکار می کنیم که گفته ایم الهی هستیم اما عملمان این را نشان می دهد 
این که ما ادعای الهی بودن داریم به این دلیل است که در ایات و احادیث اشاره ی صریح به مشخص بودن و واضح بودن راه و وجود اولی الامر شده است و علاوه ی بر آن اشاره ی به حزب الله و مذهب ناجیه شده است به همین دلیل است که همه ادعا می کنیم آن مذهب ناجیه مائیم 
از نظر عقلی هم نمی توان راه را نامشخص یافت چرا که اداره راه شهرستانی کوچک وقتی می خواهد در یک مسیر دو کیلومتری انفجاری کوچک راه بیندازد صد تا اطلاعیه می دهد از ساعت ها قبل مردم را مطلع می سازد افرادی را می گمارد در راه بایستند و مردم را از خطر مطلع کنند تنها برای اینکه خدای نخواسته چند نفر کشته یا مجروح نشوند اما مگر ممکن است مسیر طولانی زندگی و. راه سعادت بشر از این تابلوها بی بهره باشد و ناظر نداشته باشد آنهم راهی که کشتگانش نابود شدگان و مسخ شدگان و نابودشدگانش تمام بشریت خواهدبود. 
بهترین دلیل برای اینکه ثابت شود شورائی که ما منصوب می کنیم  به هیچ وجه شورای اولی الامر خاص نیست امکان  وقوع اشتباه در تصمیم گیریها و قوانین  آن است این در حالی است که هیچ گاه ناظر خاص و الهی بر کار ما و تصمیمات ما نظارت ندارد و هیچ کس نیست که اگر اشتباهات از حدی مشخص گذشت مسیر را اصلاح نماید اینکه ما تأکید داریم راه همین است و تنها راه شورای انتصابی ما است و شورای ما شورای خدا است دستور او دستور خدا است غیر منطقی و از غرور ما سرچشمه می گیرد پس چه کار کنیم با آیاتی از قرآن که از آن می توان نتیجه گرفت که راه مشخص و واضح است و راه و مذهب ناجیه وجود داشته و دارد و قابل رصد است شورای الهی قابل تشکیل است و اولی الامر در میان هست از نظر عقلی هم این موضوع قابل اثبات است مگر می شود خدا به اندازه ی اداره ی راه شهر ی کوچک تدبیر به خرج نداده است العیاذ بلله .
از آیات می توان فهمید که خداوند متعال راه را کاملا نشان داده است و کاملا مشخص است که راه خدا راه حدسی و گمانی نیست و راهی نیست که از طریق سعی و خطا بدان دست یافت چرا که تخلف از فرامین الهی مجازات دارد و خداوند مهربان بابت مطلب نامشخص کیفر وضع نمی کند و از آیات قرانی مشخص می شود که تنها وقتی فرد مجازات می شود که اسلام قابل شناخت و در دسترس باشد .
پس باید فردی باشد که راهنما باشد و دقیقا اسلام را بفهمد راه را درک کند وبه ما بنمایاند وجود داشته باشد ممکن است کسی اعتراض کند که این شخص کجاست ؟
عرضم این است که ما در مرحله ی نظریه پردازی بررسی می کنیم که ایا ممکن است که معماری برای ساختمانی درب نگذارد یا سازنده ی اتومبیلی هیچ راهی برای دیدن مسیر توسط راننده و هیچ وسیله ای برای هدایت آن نگذارد آیا ممکن است فردی هواپیمائی را برای رسیدن به مکانی مشخص به پرواز درآورد بدون آنکه مختصات محل را بدهد و امکان رسیدن به محل را مشخص نماید مگر ممکن است خداوند از ما بخواهد سعادتمند شوید اما راه سعادت را بدون اشتباه به ما ندهد و فرد هدایتگر ی که ما را دقیقا در آن راه قرار می دهد به ما نشناساند
بنا بر این از نظر عقلی ما ناچاریم به این نتیجه برسیم که این فرد وجود دارد و بر کار ما نظارت دارد در موقعی که راه خیلی کج شد به ما تذکر می دهد ممکن است کسی بگوید این فرد ناظر خود خدا است.
در اینکه خدا هادی و ناظر است تردیدی نیست اما همیشه خداوند متعال برای شناساندن راه خود و نظارت بر آن از بشر استفاده کرده است اما اکنون مسئله تشدید شده است و اهمیت موضوع چند برابر شده است چرا که تنها مسئله ی ما فقط هدایت هم نیست بلکه مسئله این است می خواهیم شورائی منصوب نمائیم که این شورا هر آنچه که می گوید سخنش همانند سخن خدا باید شنیده شده و اجرایی گردد. 
در این حالت حتما وجود آن فرد الهی لازم می آید
وجود آن شاهد عینی لازم است تا راه و بی راهه از هم تفکیک شود .

ممکن است گفته شود آن ناظر قرآن است و با مراجعه ی به قرآن می توان راه را از بیراهه درک کرد پاسخ می دهیم مگر نه اینکه این قرآن هزار و چهار صد سال است در میان ما ست ؟ مگر نه اینکه بسیاری از حکومت های فاسد با استفاده از آیات و احادیث مشروعیت جعلی برای خود ساخته اند مگر نه اینکه بارها پیروانش با هم جنگیده اند و علیه هم فتوای کفر داده اند همگی خود را مستند و عامل به این قرآن می دانند؟
علاوه ی بر آن در موضوع شورا و شورای اولی الامر ما می خواهیم شورائی بسازیم که هر چه می گوید همانند قرآن واجب الاطاعه باشد اگر قران زنده ای که ما می خواهیم بسازیم آیاتی از قرآن غیر ناطق را خواست به غلط و به نفع خود تفسیر نماید ما چه بکنیم ؟
فعلا برای اخذ نظرات مجددا در اینجا بحث را قطع می کنم و بعد از مدتی مجددا ادامه می دهم
ادامه دارد

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :