تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - بررسی موضوع شورا در اسلام قسمت اول

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

در خصوص موضوع شورا و مشورت در اسلام هزاران کتاب و مقاله نوشته شده است و همه ی این کتب و مقالات به سادگی در دسترس هستند به نظر بنده نوشتن مطلبی و مقاله ای در این خصوص با توجه به تعدد مطالب لزومی ندارد و محققین در دستیابی به منابعی جهت این امر با مشکل مواجه نیستند هر چند قصد بنده در این مقاله پرداختن به بدیهیات نیست اما به نظر می رسد برای جلوگیری از اعتراضات هواداران آقای مفتی زاده در خصوص عدم اذعان به بدیهیات لازم است بدیهیات نیز در حد لزوم نگاشته شود تا آنان کاملا متوجه شوند که بدیهیات امر شورا مورد مناقشه ی هیچ کس نیست بدیهی است در لابلای نوشتن بدیهیات مورد قبول همه و یا در پایان قسمت اصلی بحث که ناگفته ها است و کمتر کسی تا بحال در سطوح عمومی مانند اینترنت به آن پرداخته می پردازم  .

معنی شورا : وقتی می گویند شورا منظور مشورت گرفتن و رأی زدن است این عبارت در عربی به معنی مکیدن شیره ی گل و تولید عسل و ریاضت دادن به اسبان جهت تربیت برای سوار کاری  است .
راغب در کتاب المفردات می گوید شورا به معنی استخراج رأی با مراجعه به یکدیگر است
در اینکه چگونه آن معنوی لغوی به این مفهوم منتج می شود می گویند همانگونه که عسل به تدریج و با مکیدن و صبر و حوصله ایجاد می شود در مشورت هم باید به تدریج و حوصله عمل کرد و همانند مکیدن عسل رأی را گرفت و چید و از شیرینی آن لذت برد
شورا در قرآن :

قرآن کریم در چهار آیه موضوع شورا را مطرح کرده است

در ایه ی 159 سوره ی آل عمران می فرماید :
«فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لوکنت فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فی الامر فاذا عزمت فتوکل علی اللّه »

در این آیه خداوند متعال مهربانی را از رحمتهای الهی بر رسول خدا معرفی می نماید و می فرماید ((در صورت تندخو بودن مردم از گرد تو متفرق می شدند)) و بعد از دستوراتی دیگر دستور به مشاوره می دهد و سپس می فرماید : ((بعد که تصمیم گرفتی بر خدا توکل کن و آن را انجام بده ))

لازم است به این آیه دقت شود که درآیه دستور اطاعت ازنتیجه ی مشاوره داده نشده بلکه دستور به مشاوره داده شده است و تصمیم نهایی را از آن پیامبر بر شمرده است .

اما می توان با تعقل وتفکر فهمید که حتی اگر رسول خدا یا فرد مشورت گیرنده از سخنان مشاور یا مشاورین مجاب و قانع نشد و نتیجه ی مشاوره را درست تشخیص نداد باید به گونه ای عمل کند که مشورت دهنده در دفعات بعد نیز ترغیب به دادن نظر مشورتی شود .

این آیه در خصوص پیشنهاد حباب بن منذر در جنگ احد به رسول خدا برای تغییر مکان استقرار نیروی اسلام بود نتیجه ی عمل به این مشورت به ضرر مسلمین تمام شد شاید عده ای آن موقع فکر می کردند دیگر باب مشورت بسته خواهد شد اما خداوند متعال دستور به برخورد همراه با محبت می دهد با توجه به کل آیه به نظر می رسد مصلحت مهمتری موجب شد پیامبر خدا در این مورد به مشورتی که نتیجه ی مطلوب نیز نداشت عمل کرد و آن مصلحت مهمتر وحدت مردم و پراکنده نشدن آنان از گرد رسول خدا بود اما سوال مهمتر این است که آیا اگر فرضا نتیجه ی این مشورت در حدی غیر معقول بود که اصل اسلام را با خطر مواجه می ساخت آیا باز رسول خدا نتیجه ی مشاوره  را بکار می بست و اسلام را نابود می کرد؟

در مشاوره سه رکن اساسی داریم مشورت گیرنده ، مشورت شونده و مورد مشاوره بدیهی است مشورت کننده و مشورت گیرنده باید اهلیت و صلاحیت بحث در خصوص مورد مشاوره را داشته باشند یعنی باید صلاحیت آنان احراز شود مثلا شما نمی توانید از مهندس مکانیک در مورد عمل قلب مشورت بگیرید و یا نمی توانید از یک روحانی غیر مسلط بر کشتی و فوتبال در این موارد نظر بخواهید و یا نباید در مورد جنگ با محدث و فلیسوف مشورت کرد علاوه بر آن ممکن است خود جنگ به شاخه های متعددی تقسیم می شود که هر شاخه ای متخصصین خاص خود را دارد در امور دیگر نیز همانند دین اقتصاد فرهنگ و... وضع همین است .

فرض کنید حرف مفتی زاده درست است که اطاعت از نظر اکثریت در شورای اولولامر همانند اطاعت از نظر خدا و رسول واجب است .

حال فرض کنید شما می خواهید در مورد موضوعی دینی مشورت بگیرید عقل ایجاب می کند مشاور متدین باشد و مسلط ، شاید بتوان مراکزو. معیارهائی برای فهمیدن تسلط فرد بر موضوع مورد بحث تعیین کرد اما در مورد تدین چه ؟ کدام پارامتر ما را به یقین می رساند که فردی که می خواهد در امور دینی نظر بدهد متدین است ؟ اصلا معیار و واحد سنجش تدین چیست ؟ ممکن است کسی بگوید عرف اما بدیهی است اگر کار شورا صدور حکمی باشد که عدم اطاعت از آن همانند عدم اطاعت از قرآن و حدیث حرام است در اینجا تدین عرفی نمی تواند ملاک قرار بگیرد بلکه باید معیاری غیر از عرف وارد مدار شود که ما را به یقین برساند . ممکن است دیگری بگوید عقل جمعی یعنی اگر عموم مردم فردی را متدین نامیدند او نمره ی قبولی را گرفته است اما بدیهی است چنین سخنی نمی تواند درست باشد چون عقل جمعی تابع و تحت تأثیر بسیاری موارد است که ممکن است آن موارد راه تشخیص درست را بر عقل ببندند.

بنا بر این باید اذنی الهی به افرادی اجازه دهد و معیارهائی را معین کند تا مردمان با محاسبه ای ساده افراد مأذون را پیدا کنند مفتی زاده در جائی از شاهد و حجت عینی  سخن می گوید و نظر می دهد که به نظر او برای اثبات کفر یک فرد لازم است شاهد عینی هم در برابر دیدگان قرار داشته باشد او می گوید : (( بنظر من همراه چنان عرضه ای وجود «شاهد»،« نمونه ای عینی» دین هم لازم است تا عقل بواسطه كامل بودن حجت بی تردید گردد ))

باید گفت وجود شاهد عینی در هر کوچه و خانه هم غیر معقول و هم بهانه گیری است یعنی وجود شاهد عینی لازم است اما نه در همه جا، کافی است که این شاهد عینی در جائی حضور داشته باشد و پارامترها را او تعیین کند و نظارتی کلی بر امور داشته باشد

در مورد شورا یا فرد اولی لامر هم همان شاهد عینی باید پارامترها را به ما بدهد ضوابط را او باید تعیین کند و نظارت جزئی او هم نیاز نیست بلکه نظارت کلی کافی است .

به دیگر سخن علاوه بر جلوگیری از استبداد لازم است دلیل شرعی برای مجوز داشتن فرد و یا شورا وجود داشته باشد این مجوز در بیانات این فرد و در نظارت کلی او نهفته است

 با توجه به اینکه در این قسمت ممکن است مباحثاتی باشد قسمت دوم و بررسی مابقی آیات و احادیث و سیره ی رسول خدا در مشورتها و عمل خلفای راشدین در این خصوص بعدا از لابلای برگ های تاریخ مورد دقت قرار خواهد گرفت . فعلا تا همین جا کافی است  و در روزهای آتی بحث ادامه می یابد


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :