تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - بررسی مقایسه ای سخنان مفتی زاده با برخی اندیشمندان شیعه

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

قبلا ادعا کردیم که مفتی زاده بسیاری از افکار خود را از علمای شیعه گرفته و پس از افراط در آن و در نتیجه تبدیل به مواضع و سخنانی غلط و نادرست در جامعه منتشر کرده است اکنون نمونه هائی از نظرات علمای شیعه را می آوریم این نظرات  از کتبی انتخاب کرده ایم که در کتابخانه های عمومی در دسترس همگان قرار دارد :


همگی جمله ی مشهور مفتی زاده در نامه شماره شش را شنیده اید :
« سابقا تصور می کردم در جهان امروز یکی یکی کافر پیدا می شود اما با کمی آشنا تر شدن به قرآن و به احوال بعضی که قبلا سران عالم و عامد کفرشان می پنداشتم به این واقعیت رسیدم که  اکنون - مانند اکثر ادوار تاریخ - ممکن است یک فرد کافر وجود نداشته باشد زیرا به قول شیخ محمد عبده - درجاتش در دار رحمت والاتر باد- باید دین بصورت درست و کامل آن عرضه گردد آنگاه مقابله گر با علم و عمد کافر خواهد بود و به نظر من همراه چنان عرضه ای وجود شاهد عینی دین هم لازم است تا عقل بواسطه کامل بودن حجت بی تردید گردد» 
در خصوص بخش نخست مواضع مفتی زاده براحتی این سخنان در همه ی کتب روحانیون و اندیمشندان اهل تشیع دیده می شود
علامه مطهری می گوید :
 شما اگر به همین مسیحیت تحریف شده بنگرید و بروید در دهات و شهرها آیا هر کشیشی را می بینید آدم کثیف و فاسدی است ؟ والله میان همین ها صدی هفتاد هشتادشان مردمی هستند با یک احساس ایمانی و تقوا و خلوص که به نام مسیح و مریم چقدر راستی و تقوا و پاکی به مردم داده اند تقصیری هم ندارند آنها به بهشت می روند کشیش آنها هم به بهشت می رود »
شاید کسی بگوید این سخنان ناظر به ادیان الهی است اما اینگونه نیست در جملات دیگر او به خوبی عام بودن این موضع گیری ها آشکار می شود
علامه مطهری جائی دیگر می نویسد : « اگر کسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی اسلام بر او مکتوم مانده باشد ... او اهل نجات از دوزخ است »
باز امکان دارد کسی جمله ای صریح تر بخواهد در جستجوی برای این امر براحتی در کتب متفاوت جملات فراوانی دیده می شود اما در کتب علامه که به وفور در اختیار همه هست صریحتر از ان هم دیده می شود او می نویسد : « به نظر حکمای اسلام از قبیل بوعلی و صدر المتألهین اکثریت مردمی که به حقیقت اعتراف ندارند قاصرند نه مقصر چنین افرادی اگر خدانشناس باشند معذب نخواهند بود - هر چند به بهشت هم نخواهند رفت - و اگر خداشناس باشند و به معاد اعتقاد داشته باشند و عملی خالص قربه الی الله انجام دهند
پاداش عمل نیک خود را خواهند گرفت تنها کسانی به شقاوت کشیده ی شوند که مقصر باشند نه قاصر »

 به این جملات از امام خمینی دقت فرمائید : « خلاصه اینکه کفار مانند جهال مسلمانان برخی قاصرند و آنها اکثریت دارند و برخی مقصر و تکالیف از اصول و فروع بین همه ی مکلفان از عالم و جاهل قاصر و مقصر مشترک است و کفار به سبب اصول و فروع عقاب می شوند ولی با اقامه دلیل بر ضد آنها و نه به طور مطلق پس همانطور که عقاب مسلمانان به سبب فروع به معنای این نیست که آنان خواه قاصر باشند و خواه مقصر عقاب می شوند کفار نیز به حکم عقل و اصول مذهب عقل چنین حکمی دارند »
علامه مطهری در جای دیگر می نویسد :
« ما وقتی می گوئیم فلان کس مسلمان است یا مسلمان نیست نظر به واقعیت مطلب نداریم از نظر جغرافیایی کسانی را که در یک منطقه زندگی می کنند و به حکم تقلید و وراثت از پدران و مادران  مسلمانند مسلمان می نامیم و کسانی دیگر را که در شرایطی دیگر زیسته اند و به حکم تقلید از پدران و مادران وابسته به دینی دیگر هستند یا اصلا بی دینند غیر مسلمان می نامیم .
باید دانست از این جهت ارزش زیادی ندارد نه در جنبه ی مسلمان بودن و نه در جنبه ی نا مسلمان بودن و کافر بودن بسیاری از ماها مسلمان تقلیدی و جغرافیائی هستیم به این دلیل مسلمانیم که پدر و مادر مان مسلمان بوده اند آنچه از نظر واقع با ارزش است اسلام واقعی است و آن این است که شخص قلبا در مقابل حق تسلیم باشد در دل را بروی حق گشوده باشد تا آنچه را که حق است بپذیرد و عمل کند و اسلامی را که پذیرفته است بر اساس تحقیق و کاوش از یک طرف و تسلیم و بی تعصبی از طرف دیگر باشد .  
اگر کسی دارای صفت تسلیم باشد و به عللی اسلام بر او مکتوم مانده باشد و او در این باره بی تقصیر باشد هر گز خداوند او را معذب نمی سازد او اهل نجات از دوزخ است »
حال پس از خواندن این جملات لطفا به دقت به این سخن گوش دهید که اگر قرار است مسلمان بودن و مسلمان نبودن با هم فرقی نداشته باشد و اگر قرار است مسلمان و نا مسلمان هر دو به بهشت بروند ممکن است فردی فرضی در اثر یک پیشنهاد مصالح خود را در پیروی از دینی دیگر ببیند و  از دین اسلام دست بردارد مثلا جوان مذکر بلند پروازی را در نظر بگیرید که معتقد شده است نه شاهد عینی هست و نه اسلام به صورت حقیقی عرضه شده تا او آن را بشناسد و به آن ایمان بیاورد لذا خواه نا خواه برای او فرقی بین یهودی بودن و مسلمان بودن نیست  و نیز معتقد شده باشد مسلمان بودن و نبودن هیچ یک کفر نیست و خشم الهی در پارامترها و ضوابط دیگری است نه در انتخاب دین هائی که امروز مردم آن را می شناسند  آن وقت مسلمان بودن یا نبودن برای او ارزشی ندارد بلکه در جستجوی پارامترهای دیگر خواهد بود آن وقت شهادتینی که پیامبر خدا آن را حصن و پناهگاه معرفی نمود همه بی ارزش خواهد بود حال یک فرد فرصت طلب بی دین یا با دین اما دینی متفاوت مثلا یهودی یا مسیحی یا بودایی حقه باز فرصت طلب
متمول که دختر زیباروئی هم دارد و این نقطه ضعف جوان را می داند به این جوان پیشنهاد می کند که اگر پیرو فلان دین  شود ماهانه میلیونها تومان به او می دهد دخترش را هم به عقد او در می آورد و... حال این جوان مسلمان با معادله ی ساده ای روبرو است می تواند مسلمان بماند و هیچ سود دنیوی و اخروی نبرد می تواند پیرو دینی دیگر شود  که در این صورت حداقل سود دنیوی را خواهد برد از طرفی ارزش اخروی هم در مسلمان یا یهودی بودن یا مسیحی بودن و... نیست پس در آن دنیا هم چیزی را از دست نداده است علمای شیعه به این موضوع و خطرات مشابه این دقت داشته و برای آن فکر کرده اند و در مورد آن نوشته اند اما کاک احمد یا عمدا یا سهوا غفلت کرده است .
مطهری می نویسد :
« کافی نیست انسان دینی داشته باشد و حداکثر این باشد که آن دین منتسب به یکی از پیامبران آسمانی باشد با این استدلال همه ی ادیان الهی از لحاظ اعتبار در همه وقت یکسان هستند بلکه دین حق در هر زمان بیش از یکی نیست و بر هر کس لازم است که در هر زمان پیغمبر صاحب شریعت در آن عصر را اطاعت کند تا آنکه نوبت به حضرت خاتم الانبیا(ص) رسیده است در این زمان اگر کسی بخواهد به سوی خدا راهی بجوید باید از دستورهای دین او راهنمایی بجوید  و به حکم صریح قرآن جز اسلام دینی پذیرفته نیست و حتی اگر معنوی لغوی اسلام ( تسلیم خداشدن باشد ) باید دانست که حقیقت تسلیم در هر زمان شکلی داشته و در این زمان شکل آن همان شریعت محمدی است و قهرا کلمه ی اسلام بر آن منطبق می گردد و بس چه این که شریعت آخرین دستور الهی است و همیشه باید از آخرین دستورها اطاعت کرد البته باید توجه داشت که بین پیامبران اختلاف و نزاعی وجود ندارد لکن انسان باید همه ی پیامبران را قبول داشته باشد و بداند که پیامبران سابق مبشر پیامبران لاحق خصوصا خاتم و افضل آنها بوده اند و پیامبران لاحق مصدق پیامبران سابق بوده اند پس لازمه ایمان به همه ی پیامبران ( که مورد تأکید قرآن است ) این است که در هر زمان تسلیم شریعت همان پیامبری باشیم که دوره ی اوست . »
فعلا از بررسی نظر مفتی زاده در خصوص لزوم وجود حجت عینی و شاهد عینی و غیره می گذریم .
توجه :
احتمال دارد کسی با دیدن مثالی که در خصوص احتمال یهودی شدن یک جوان مسلمان آورده ام این مسئله را کم اهمیت بداند اما توجه کنید که اولا آن مثال قابل تعمیم است و فریب هر فرد با علایق مد نظر خودش صورت خواهد گرفت و دوم اینکه آن مثال بدان معنی است که اگر سخنان مفتی زاده درست باشد وتحت آن شرط و شرایط و با آن فرضیات اسلام بگونه ای طراحی شده است که طراح آن برای نابودی دینی که خود فرستاده است نقشه و طرح دارد یعنی اسلام نه تنها از سیستم نرم افزاری محافظ  برخوردار نیست
بلکه بر عکس سیستمی در آن تعبیه شده است که همانند یک فرد انتحاری در حال خود کشی است.

برای دیدن جملات علامه مطهری می توانید به
:

مجموعه آثار جلد سه صفحه چهارصد و سی ونه و همان جلد یک صفحه  دویست و نود وسه و همان سیصد وچهل و دو و نیز کتاب عدل الهی صفحه دویست و نود وشش

و برای دیدن جملات امام می توانید به :
المکاسب المحرقه جلد یک صفحه یکصد و سی وچهار
مراجعه نمائید
جملات آقای مفتی زاده را هم می توانید  در :

نامه شش صفحه چهار


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :