تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - آیا کشتن کمونیستی که بی رحمانه مسلمین را می کشد حرام است ؟

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

همانگونه که قبلا هم گفتیم مفتی زاده از جملات درست فراوانی بهره می برد تا جمله ی غلط را نتیجه بگیرد به این جمله ی او دقت فرمائید:

((آن دوران انقلاب به دلیل آشفتگی هاتی زیاد دوستان به من می گفتند :  چون این گروهها کافرند به ما اجازه بده تا با آنان مقابله کنیم و بجنگیم توضیح زیادی می دادم که در میان همین گروهها کسانی هستند که گمان می کنند ما خائن به ملت هستیم ، و به همین دلیل با ما محالفند و دوستان ما را شکنجه و زنده به گور می کنند بنا بر این اگر ما را خائن بدانند عبادت می کنند . پس من چگونه می توانم کسی را که علیه خائنین و آنان را از بین می برد به نامخ دین حکم قتلش را صادر کنم ؟ این بود که برایشان توضیح می دادم که اگر به آنان مهدور الدم بگوئبم و با آنان وارد جنگ شویم چه کشته شویم و چه بکشیم قاتل هستیم آیا این ادعا صحیح است که من یا هر کدام از ما بگوئیم : اسلام را به تمامی و به وضوح و با عین ماهیتی که دارد و به شکل حقیقی خود بر شخصی عرضه کرده ایم و آن شخص نیز در برابرش ایستاده است ؟))[1]

این جمله چون از پیش داوری هائی که در حافظه بسیاری از انسان ها به عنوان قضاوتی درست ریشه دوانیده است بهره می گیرد به سختی غلط بودن آن آشکار و اثبات می شود اماّ بنیان غلطی مهم را می نهد که در نهایت به زبونی جوامع اسلامی در برابر دشمنان اسلام می انجامد. لذا ناچاریم با آن مقابله کنیم.

در یک جمله مفتی زاده در قضاوت مذکور از برخی از پیش داوریهای انسانی کمک گرفته است تا حکم نادرستش را مخفی ساخته و آن را درست جلوه دهد که تعدادی به شرح زیر است:

الف- تصمیم گرفتن در آشفتگی و عصبانیت عاقلانه نیست.

ب- با هر کافری نباید جنگید.

ج- خیانت بد است و خیانت به ملت بدتر.

د- افرادی که با خائنین می جنگند کار خوبی می کنند.

ه- کشتن خائن عبادت است.

و-قتل هر انسان دلیل قاطع و غیر قابل خدشه می خواهد.

ز- افرادی که ندای اسلام به گوش آنها نرسیده است و اسم اسلام را نشنیده اند از اینکه مسلمان نشده اند معذورند.

ح- مدارای با دشمنان موجب کاهش خشونت می شود.

توجه به پیش فرض هائی که مورد قبول انسان ها است و تنظیم و گفتن جملات و مواضع بر آن اساس موجب می شود سخنان و مباحث با سهولت بیشتر مورد توجه و اقبال عمومی قرار گیرد و یا هوادار و خواهان بیشتری پیدا کند.

البته تمام انسان ها در گفتن مواضع خود راجع به موضوعات کوچک و بزرگ از این پیش فرض های مورد قبول استفاده می کنند اما افرادی هستند که با مهارت این جملات را تغییر کوچکی می دهند بگونه ای که مخاطب آن را با پیش فرضی که خود در ذهن دارد اشتباه بگیرد و سخن غلطی را به عنوان حرف درست بپذیرد.

کافی است به جملاتی که مفتی زاده از پیش فرض های فوق استخراج کرده با دقت نگریسته شود تا نا درست بودن جملات مفتی زاده آشکار گردد:

الف- تصمیم گرفتن در آشفتگی و عصبانیت عاقلانه نیست اما این جمله بدین معنی نیست که اگر دشمن در آشفتگی به ما حمله کرد ما بگذاریم تا ما را بکشد چون آشفته ایم.

ب- با هر کافری نباید جنگید اما نباید فراموش کرد که هر کافری که به ما حمله می کند باید او را سرجای خود نشاند.

ج- خیانت بد است و خیانت به ملت بدتر اما باید با دقت بررسی کرد خائن کیست و خیانت به ملت چیست ضمناً اینکه کسی تصور کند که دیگری خائن است مجوز کشتن فردی که تصور می شود خائن است را صادر نمی کند و نیز فرد متوهم را از مجازات و کیفر گناه بزرگ قتل معاف نمی کند.

د- افرادی که با خائنین می جنگند کار خوبی می کنند ولی باید خائن دقیقاً و با اطمینان و بر اساس قرآن و سنت و دستورات متقن بزرگان محرز دین مشخص شود.

ه- کشتن خائن عبادت است اما با در نظرگیری بندهای ج ود

و-قتل هر انسان دلیل قاطع و غیر قابل خدشه می خواهد اما این موضوع دو طرفه است یعنی همانگونه که ما برای کشتن کسی دلیل قاطع می خواهیم او نیز برای کشتن ما باید دلیل قاطع و صحیح داشته باشد.

ز- افرادی که ندای اسلام به گوش آنها نرسیده است و اسم اسلام را نشنیده اند از اینکه مسلمان نشده اند معذورند اما این سخن مجوز قتل و کشتار و انجام فعل زشت و ظلم و ستم را صادر نمی کند یعنی فردی که ندای اسلام را نشنیده است نمی تواند به دلیل اینکه مسلمان نیست شروع به قتل و کشتار کند.

ح- مدارای با دشمنان موجب کاهش خشونت می شود اما منظور این نیست که دشمنی را که کمر به نابودی مان بسته کمک کنیم.

حال با در ذهن داشتن توضیحات مذکور نگاهی به جملات زیر بیندازید:

گروههای كمونیستی در اوائل انقلاب صدها نفر از جوانان مؤمن و روحانیون كرد را به دلایل واهی به فجیع ترین شیوه شهید كردند ملا حیدر آویهنگ را در میان قرآن هایش سوزاندند و شهیدان بزرگواری چون نمكی و تعریف را با شیوه هائی دلخراش شهید كردند. نخ هائی را از میان رگ افراد عبور می دادند و ...

خود بنده در آن موقع حدود چهارده سالم بودم شاهد کتک خوردن بی رحمانه ی مرحوم پدرم در ساعت حدود دو بامداد در تاریکی مطلق و جلو دیدگان اعضای خانواده بودیم بنده که با صدای گریه های خواهر بزرگترم از خواب بیدار شدم  صحنه ی عجیبی را دیدم روحانی بزرگواری از دست آدمی مسلح که حتی بدرستی اداء کلمات عادی را نیز بلد نبود چه برسد به استدلال سیاسی  داشت کتک می خو.رد کسی که پدرم را کتک زد شخصی بود به نام ولی علاوه بر اینکه بی سواد مطلق بود در محاورات عادی نیز مشکل داشت وقتی او التماس ها و گریه های خواهر بزرگترم برای  کتک نزدن پدرم می شنید تنها استدلالش برای ادامه ی تعرض بی رحمانه اش به روحانی بودن پدرم بر می گشت.

در برخی روستاها گروههای كمونیستی برای شكستن قداست قرآن بارها به آن توهین كردند این توهین ها به حدی شرم آور بود كه قلم از بیان آن شرم دارد از طرفی اگر مكتوب نشود در اثر گذشت نسل ها فراموش  می گردد.

توضیح كوتاه اینكه:

 كدام آدم عاقل با وجود اینكه كتاب دینی اش را در توالت بیندازند و یا روحانیون متعدد را ترور و یا شکنجه کنند و روحانی بی گناهی را بسوزانند حكم صادر می كند که جلو اعمال زشت این گروههای ستم گر گرفته نشود؟

کدام مسلمان رضایت می دهد تعدادی زن و مرد بی دین به صورت مختلط در مساجد بخوابند؟

آیا دین اسلام دست دشمنان ما را در قتل ما و تجاوز به نوامیس مان و توهین به مقدست مان باز می گذارد اما ما را از دفاع نهی می کند؟

آیا دین آمده است تا مسلمین به موجوداتی بی عرضه بدل شوند که نتوانند برای دفاع از خود اقدام عاقلانه کنند؟

ممکن است اینگونه تصور شود که این موضع گیری ها نشان از قلب مهربان او دارد بگونه ای كه حتی راضی به کشتن دشمنش هم نیست اما دقت در مواضع مفتی زاده نشان می دهد او فقط در مقابل کفار این گونه مهربان بوده است در عوض به مقتولینی كه قرار است در آینده توسط گروههای كمونیستی كشته شوند بی رحمانه دستور می دهد همین گروههای آدم کش را تقویت نمایند اگر کمک نکردن به خشونت جزء مرام و از اعتقادات مفتی زاده بود باید بر مبنای همین اعتقاد اجازه نمی داد گروههائی که مسلمین را می کشند هم تقویت شوند در یک کلام مفتی زاده دست مسلمین را در دفاع از خود می بندد در عوض با لطایف الحیل دستور می دهد تا مسلمین گروههائی را که مسلمان را زنده به گور می کنند تقویت نمایند:

(( گروهی زیاد كه مدافع از حق اند و در برابر باطل می جنگند اینها بعضی از اعمال این حكومت را می بینند كه نادرست و ظالمانه است این عده را از این جهت كه مدافع حق اند باید تقویت كرد خواه مسلمان باشد یا نامسلمان.))[2]

می بینید كه احمد برای جلوگیری از افشای نیاتش، استدلال قبلی را فراموش می كند و بدون توجه به اینكه این گروهها همان هائی هستند كه مسلمین را زنده بگور می كردند این بار به سفسطه ای دیگر متوسل شده و دستور تقویت قاتلین مسلمین را صادر می كند.

مفتی زاده كشتن مسلمین توسط گروههای كمونیستی را به دلیل این تصور كه مسلمین را خائن می دانند عبادت می داند اما اگر حكومت ایران مدارك متقن و غیر قابل انكاری در دست داشته باشد كه این گروهها توسط كشوری كه تمامیت ارضی ایران مانند عراق و حتی اسلام مانند اسرائیل را نشانه گرفته اند مسلح و هدایت می شوند و اگر مدارك خدشه ناپذیری وجود داشته باشد كه این گروهها توسط اصلی ترین دشمنان اسلام سازماندهی و تقویت می شوند قابل قبول نیست، یعنی وجود مدرك خائن بودن در دست مسلمین از نظر او مقبولیت ندارد اما تصور خیانت كمونیست ها برای قتل مسلمین كافی است.

برگرفته از کتابی که به منظور بررسی افکار مفتی زاده توسط محمد رئوف علی پور نوشته شده است

[1] پیشین  15 و 16

[2] کتاب در باره کردستان ص 149

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :