تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به یکی از نظرات

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

چهارشنبه 22 شهریور 1391

پاسخ به یکی از نظرات

نویسنده: محمد رئوف علی پور   

مهری
شنبه 4 شهریور 1391 04:44 ب.ظ
سلام
من و شوهرم هر دو معتقد به جریان کاک احمد هستیم ضمنا بچه هم داریم بعد از خواندن مطالب شما به نظرم رسید که حتی اگر حرف های شما درست نباشد موضع گیری های ما نیز غیر محتاطانه است یعنی ما نباید به این راحتی در مورد خیلی مسائل نظر افراطی داشته باشیم اکنون یکی دو شب است که به این موضوع فکر می کنم اگر مواضع ما مبارزه ی با جایگاهی باشد که خداوند برای رسول خدا مقرر فرموده آن وقت حتی قرابت بنده با شوهرم و همبستریم با ایشان از نظر شرعی مشکل دار است آقای علی پور لطفا من را راهنمائی کنید بنده بعد از اینهمه مدت زندگی مشترک با این فکر و این بچه و این گرفتاری که دچارش شده ام چکار کنم ؟
آیا من می توانم با خیال راحت به زندگیم ادامه بدهم ؟
با توجه به اینکه آقای علی پور نوشته اند چند ماهی نیستند و نمی توانند به وب سر بزنند لطفا هر کس می تواند با ایشان ارتباط برقرار کند موضوع بنده را که از نظر خودم مهم و فوری است به ایشان اطلاع دهد
و اما پاسخ :

سلام

مهری خانم تعدادی از دوستان و تا اندازه ای خود بنده  معتدقیم مطلبی که شما در قسمت نظر دهید نوشته اید بیشتر شبیه شوخی است چرا که کمتر کسی با چند روز بحث و جدل، فکری را که مدت ها با آن زیسته و در آن رشد و نمو کرده کنار می نهد و یا در آن شک می کند اما موضوع از جهتی دیگر نیز قابل بررسی است اگر مطالبی که شما نوشته اید واقعا از ته دلتان باشد و حقیقتا برای شما شک و تردید در حدی که حتی به شرعی بودن ادامه زندگی مشترک تان شک کرده باشید به وجود آمده باشد چه ؟ در آن صورت اگر پاسخ داده نشود حقیقتا کار من اشتباه است و در نزد خداوند متعال پاسخی نخواهم داشت  پس علیرغم شک و تردید فراوان در خصوص و.اقعی بودن نوشته ی شما فرض را بر صحت گرفته و پاسخ می دهم :

لازم است در ابتدا و قبل از هر چیز تذکر مهمی بدهم :

(( شما یک بار از طرفی از بام پائین افتاده اید باید خیلی مواظبت کنید که بار دیگر و از طرف دیگر بام پائین نیفتید برای جلوگیری از اینکه دو بار از یک سوراخ گزیده شوید باید نقاط صحیح و غلط تفکر مفتی زاده را تفکیک کرده و فقط نقاط غلط فکرتان را اصلاح کنید ضمن اینکه حتما لازم است پس از شناسایی نقاط صحیح نقطه اتکا مطمئنی و منهجی صحیح بیابید تا درست عمل کردتان مستند به گفته های آقای مفتی راده نباشد که اشتباهات او بنیان بر افکن است بلکه مستند به دین مبین باشد یکی از نقاط بسیار مثبت در خانم های دارای تفکر مفتی زاده در کردستان حجاب آنها است که بدون شک حجاب آنان بر پیروان فعلی امام شافعی که در کردستان می زیند برتری دارد مواظبت کنید که شک در عقاید مفتی زاده شما را به شک در حجاب واندارد چرا که نوع حجاب شماها بسیار نزدیک به حجاب زنان صدر اسلام و آن چیزی که در قرآن آمده است می باشد با توجه به اینکه از امام شافعی نام بردم تذکر این نکته ضرروری است که حجاب فعلی پیروان مذهب شافعی در کردستان ایران حجاب مورد قبول امام شافعی نیست بلکه عرف و مسائل سیاسی اجتماعی کردستان چنین حجابی را پدید آورده است. ))

و اما پاسخ به بحث مورد نظر شما :

نگرانی شما بجا و صحیح است قطعا در شرایطی خاص نکاح و عقد، معتبر و بدون خدشه است وقتی آن شرایط مخدوش شود به اعتبار عقد و نکاح نیز آسیب می رسد متأسفانه خیلی از ماها برای اینکه خودمان را روشنفکر جلوه دهیم و یا به زعم و نظر و خیال خودمان اسلام را امروزی کنیم و کاری کنیم که دین اسلام به مذاق همه خوش بیاید از چسپاندن فکری که خودمان دوست داریم در اسلام وجود داشته باشد به اسلام ابا و واهمه نداریم در حالیکه این برخورد ضمن اینکه فریب دادن مردم است و نگرشی غلط و ناصحیح است مأذون هم نیست

فریب دادن مردم است چرا که اسلام را مطابق سلیقه ی عمومی تغییر می دهد  در حالیکه اسلام باید سلایق را تغییر داده و تبدیل به خواسته ها و باید و نبایدهائی صحیحی بکند این اسلام است که باید مردم را تغییر دهد نه مردم اسلام را تغییر دهند .

صحیح نیست چرا که تلاش برای همانند سازی اسلام با تفکرات روزمره و دنیای امروز به دلیل این است که ما مردم را از خدا عاقل ترمی دانیم و فکر می کنیم که علم و تجربه از دین بالاتر و صحیح تر است.

و با لاخره مأذون نیست چرا که ما تنها مجازیم اسلام را آنگونه که هست و بر اساس آیات و احادیث معرفی صحیح نمائیم و آن را همانگونه که هست توجیه عقلانی نمائیم و اگر موضوعی از اسلام به نظر ما درست نیامد به متخصص رجوع نموده و چیستی و چرائی آن را پرس و جو نمائیم. بدیهی است بسیاری از افکار در زمان و در مکانی و نیز شرایطی وحتی برای فردی خاص ممکن است عقلانی باشد اما در همان زمان در مکانی دیگر و یا برای فردی با باورهای متفاوت ممکن است عاقلانه نباشد اگر برای اکثر افراد در حال حاضر عاقلانه باشد معلوم نیست در آینده زیر سؤال نرود یعنی وجود متغییر های فراوان در عاقلانه نامیدن گفته ای دخیل است در حالیکه اسلام در احکام اولیه کاملا بسته و دارای قالب و چار چوب تغییر ناپذیر است.

و در احکام ثانویه نیز دارای محدودیت و شرایط و قوانینی برگرفته از احکام اولیه است مثلا هیچ حکم ثانویه ای نمی تواند ربا را حلال کند.

در همین جا این تذکر مهم را بدهم که نمی خواهم بگویم هیچ قبح و حسن ذاتی وجود ندارد بلکه می خواهم بگویم ممکن است ذهن ما آن چنان زنگ بزند و به گناه و غرور و تعصب آلوده گردد که عقل در اذعان به حسن و قبح های ذاتی نیز دچار مشکل و یا توجیه زشت به جای خوب شود .

ضمن اینکه گفته های اخیر من کمتر ناظر به حسن و قبح های ذاتی است بلکه ناظر به باید ها و نبایدهائی نیز هست که در این مقوله وارد نمی شود.

روزی در یکی از کلاس هایم فردی که نسیم تفکرات آقای مفتی زاده به او خورده بود می گفت مگر می شود نیوتن و ادیسون جهنمی باشند و صدام بهشتی ؟

اکثر افرادی که در کلاس بودند نظر او را پسندیدند و اعتراض او را وارد دانستند از او سوال کردم دوست عزیز :

اشکال بزرگ و اول شما در این است که با تعیین مصداق سخن می گوئید وبا این تعیین مصداق برای خدا تعیین تکلیف می کنید چرا شما با تعیین مصداق سخن می گوئید ؟

غیر از خداوند متعال چه کسی بر تمام نامه ی اعمال و مکنونات ذهنی گالیه و ادیسون و امثال ایشان احاطه و سیطره دارد؟

اگر شما بر اعمال و عقاید و مکنونات ایشان مسلط نیستید چگونه می توانید به طور قاطع تقسیم بهشت و جهنم بکنید ؟

شما چگونه با اطلاعات مختصری که در مورد بخشی از زندگی علمی گالیله و نیوتن دارید برای خدائی که جزء به جزء بر اعمال آنان مسلط است تعیین تکلیف می کنید؟

وقتی که شما مصداق تعیین می کنید من تنها جوابی که قاطعانه و بدون نگرانی از آن دنیای خودم می توانم بدهم یک جمله است : الله اعلم .

اما شما می توانید سؤالت را به طریق صحیح بپرسید بدین صورت که : آیا ممکن است افرادی از ادیان و مذاهب غیر اسلام به دلیل اعمال حسنه یشان به بهشت راه یابند و نیز آیا ممکن است افرادی به ظاهر مسلمان بدلیل ظلم و فساد سیری ناپذیرو تمام نشدنی جاودان در آتش جهنم باشند؟

و در صورتی که تحت هیچ شرایطی برای گفته یتان مثال شخص معین نیاورید و مصداق تعیین نکنید و از هیچ کس نام نبرید پاسخ می دهم بله این هر دو تحت شرایطی ممکن است اما این جواب ها منجر به این نتیجه گیری غلط نمی شود که کافر وجود ندارد چرا که کافر تعریفی دینی و فقهی و قرآنی است و جمله ی شما با قرآن و فقه و دین سازگار نیست از نظر منطقی نیز این نتیجه گیری که کافر وجود ندارد از سؤالات شما منتج نمی شود بلکه آنچه که نتیجه گرفته می شود این است که ممکن است تحت شرایطی تعدادی از کفار اهل کتاب و یا کفار غیر ملحد به بهشت راه یابند.

 حتی اگر بسیار خوشبینانه برخورد کنیم و آیات قرآنی را با معانی مد ظر مفتی زاده ایها و برای تبرئه ی کفار از کفرشان بکار بندیم  در آیه ی 105 سوره ی بقره نیز که بنا به توهم مکتبی ها فرموده است برخی از اهل کتاب کافرند نه همه ، باید دقت کرد بخشی از آیه باطل کننده ی نظر خودشان است چرا که به صراحت برخی از اهل کتاب کافر نامیده شده اند پس کافر وجود دارد ممکن است کسی بگوید تعدادی از اهل کتاب که کافرند بسیار ناچیز و انگشت شمارند می گوئیم :

اگر حتی چنین فرضی صحیح باشد بدین معنی است که کافر وجود دارد دوم اینکه وقتی بخواهیم بدانیم چه تعداد از اهل کتاب در قرَآن کافر نامیده شده اند به آیات جالبی می خوریم مثلا می توان از آیه ی 17 مائده نام ببریم پس از تلاوت و تدبر در آیه نتیجه می گیریم برخلاف ادعای مفتی زاده در قرن حاضر و در عصر فعلی و کلیه ی اعصار اکثریت قاطع مسیحیان کافر بوده و هستند

در بدترین حالت ممکن است اینگونه ظاهرا مستفاد شود عده ای مانند مفتی زاده از رجوع به راسخون در علم خود را بی نیاز می دانند و یا از تفسیر آیات با بهره گیری از دیگر آیات و احادیث نبوی اعراض می کنند و در نتیجه ی غرورعلمی ، به اشتباه از آیه 105 بقره نتیجه می گیرند که پس اهل کتاب بودن حتی در صورت التزام به عقاید کفرآمیز دینشان باز با کافر بودن یکسان نیست البته آقای مفتی زاده بعضی توجیهات منطقی را چاشنی می کند که در نوار کفر و ایمان موجود است بر مبنای آن کسی که مسلمان نیست شاید مسلم فطری یا منافق باشد و حتما مسلمان نبودن به معنی کافر بودن نیست گذشته ی از این شوخی آقائ مفتی زاده که شبیه شوخی با هوادارانش و تست هوش آن ها است در خصوص آیه ی 105 بقره در هر حال حتی در باور غلط ایشان نیز و معنی ناقص ایشان این ایه مبین این واقعیت است که پس کافر وجود دارد

البته وقتی به آیات دیگر قرآنی رجوع می کنیم می بینیم برخلاف تفسیر ناقص ایشان ایمان به عقاید مسیحیت کنونی موجب کفر است کما اینکه اکثریت مطلق و قاطع مسیحیان امروزی می گویند مسیح خدا است قبلا از آیه ی 17 سوره مائده نام بردیم که فرموده  است : ((کسانی که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است کافر شدند ...)) از معنی ظاهری این آیه نتیجه می گیریم هر چه فرد اعتقادش به مسیحیت کنونی راسخ تر باشد در واقع در عقاید کفر آمیز غوطه ور تر و از نجات دورتر است. آنانی که در ادیان تحقیق دارند می دانند که تنها گروههای اندکی از مسیحیان مانند شاهدان یهوه با پیروانی ناچیز به الوهیت حضرت عیسی (ع) کافرند بلکه تقریبا همه ی مسیحیان امروزی به خدا بودن عیسی مؤمنند.

ضمنا قابل اثبات است که از سال سیصد و اندی م به بعد تقریبا وضع همین گونه بوده است و اکثر مسیحیان چنین اعتقادی داشته اند در آن زمان نیز تنها یک نفر (آریوس اسکندرانی ) از علمای مطرح مسیحی آن زمان در شورائی که بدین منظور تشکیل شد با نظریه ی خدا بودن عیسی مخالفت کرد که نظر او در همان شورا بدعت و ضلالت تشخیص داده شد و کلیسا پذیرفت که عیسی خدا است..

با توجه به آیه ی 17 سوره ی مائده تعداد مسیحیانی که در مظان اتهام کفر هستند تقریبا عمومیت دارند تأکید می کنم این جمله ی اخیر بنده صدور حکم نیست بلکه می خواهم شما را با بی توجهی مفتی زاده به برخی آیات و نیز نا آشنایی ایشان با علم ادیان آشنا تر کنم.

عجیب آن است که تلاش می شود تا آیه ی 105 بقره معنی ظاهریش بدون توجه به ایه ی قبل از آن ملاک قرار گیرد اما در برخورد با آیه ی 17 مائده چنین تلاشی غلط نامیده شود.

به بحث و سؤال مهری خانم برگردیم متأسفانه مفتی زاده و هوادارنش در عمل عقل خود را اصل و قرآن را فرع می گیرند البته هیچ گاه این برخورد ناعادلانه با قرآن را نمی پذیرند بلکه سخن من را تهمتی بزرگ می پندارند  اما به هر حال جریان مفتی زاده آیاتی را که فکر می کنند با عقل ایشان و تحلیل ایشان سازگار است در معرض توجه قرار داده و دیگر آیات را به زور با آن آیات خورانده و کمتر به آن می پردازند جالب اینکه در کمال ناباوری ادعا می کنند که این تفسیر به رآی تعارض ظاهری قرآن را حل میکند و خیلی لطف کنند و خدا را متهم به تعارض گویی نکنند لطف می فرمایند و از معنی و تفسیر آن خودداری می کنند. در حالیکه درست این است که آیات را با آیاتی دیگر و نیز با بهره گیری از احادیث تفسیر درست بکنیم در همین ایه 105 بقره درست است که (مِن) برای تبعیض و جدا سازی است و درست است که کلمه (کفروا) آمده است اما این آیه با آیه ی قبلی در مورد یک مطلب سخن می گوید و پرداختن به آیه ی 105 بدون در نظر گیری آیه ی 104 اشتباهی بنیادین است پس از دخیل کردن آیه ی 104 و دیگر آیات مرتبط در تفسیر به این نتیجه می رسیم که منظور از ( من ) و نیز ( کفروا ) در این آیه آن تعداد از یهودیان است که در مورد پیامبر اسلام کلمه ی (راعنا) را بکار می بردند وقصدشان ناسزا گویی به حضرت مستطابش بود در اینجا منظور این است که همه ی یهودیان بدلیل این نوع ناسزاگویی کافر نیستند بلکه تعدادی از یهودیان از این جنبه نیز کافرند عده ای از یهود معنی واقعی کلمه ی راعنا را پوشانده و معنی تمسخر آمیزی را خطاب به رسول خدا مد نظر داشتند. که این نوع کفر تنها مخصوص همین افراد استهزا گو است و بقیه ی یهودیان بدلایل دیگر کافرند در واقع این یهودیان که با (مِن ) مشخص و جدا شده اند هم باید از بابت کفر عمومی یهودیان نگران و پاسخگو باشند و هم باید نگران عقاب مسخره کردن فخر کائنات باشند. یعنی کلمه (مِن ) تبعیضی است برای کافر تر بودن عده ای از یهودیان نسبت به دیگر یهودیان کافر که پیامبر را مسخره نمی کردند.

قمست دوم پاسخ تنظیم شده است تا فردا شب در سایت قرار گیرد اما خودم مجددا عذرخواهی می کنم چون غیبت بنده در وب ادامه خواهد داشت 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :