تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - نقش حوادث اخیر در آینده ی اسلام قسمت دهم

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

یکی از دوستان، در تماسی گفت : مطالبت اثر خودشو گذاشت گفتم چطور ؟ در پاسخ ایشان این عکس را برام ارسال کرد :



گویا شهروند سوری را با آرپی جی اعدام کرده اند .
دوست عزیز ، طعنه نزن من مأمور به نتیجه نیستم بلکه مأمور به انجام تکلیفم .
 در قسمت های قبل اشاره کردم که در  اقدامات تبلیغیم و اشاعه ی تفکراتم تجدید نظر کرده ام آیا این به معنی نداشتن فعالیت است ؟ خیر بلکه رویه و روند کار و چیزی که با آن مقابله می کنم را تغییر داده ام برای اینکه آنچه در ذهنم می گذرد را اندکی باز تر کنم می گویم که داعش و دیگر گروههای تکفیری تنها معلول هستند حتی خود تفکرات تکفیری هم معلول است پرداختن به معلول اشکال ندارد به شرطی که علت را بشناسید و برای درمان علت از معلول نام ببرید .

مفتی زاده می گوید :( از جوی مذاهب به دریای اسلام برگردیم )آیا راه این است ؟ بدون شک این سخن مفتی زاده درست نیست او هر چند گوشه ای از درد را تشخیص داد اما نتوانست به همه ی آن دست یابد این کار مفتی زاده تنها موجب می شود گروه دیگری و مذهب دیگری به مجموع مذاهب اسلامی اضافه شود که خود آن مذهب هم بعدها به دهها مذهب دیگر منشعب می شود در نتیجه فلاکت مسلمین هر روز بیشتر و بیشتر می شود برای اثبات این موضوع نیاز نیست منتظر صدها سال آینده باشیم همین تقسیم شدن گروه مفتی زاده به دو گروه قریشی و امینی برای عاقل کافیست اگر در خانه کس است یک اشارت بس است .
اینکه می گویند مفتی زاده دانشمند است بزرگ است فلان است و.. با فرض صحت به تنهائی کافی نیست چون مفتی زاده در تشخیص علت و نیز پیشنهاد درمان اشتباه کرد ما در اثبات این امر به طرفداران متعصب مفتی زاده توفیق کمی حاصل نمودیم بهتر است به قول چرچیل : ( برای هیچ متعصبی دلیل نیاوریم!  با او مجادله نکنیم! او جبهه میگیرد. کسی‌که جبهه گرفت دیگر فکر آموختن نیست؛ بلکه فکر پیروزی‌ست. تغییر دست خود شخص است؛ نه دیگران. بگذار او خودش کنجکاو شود و عقایدش را نقد کند. تنها به او دو کلمه بیاموز: «شــــــــــک کـــــن» این آغاز تغییر است... )
هر چند چرچیل آدم خوبی نبود اما جمله اش جمله ی خوبی است نه اینکه اصلا دلیل نیاوری بلکه به بحث ها ادامه نده به خانه ی کاک احمد رفتن تنها موجب بیشتر شدن تعصب متعصبین خواهد شد ، فقط اشاره کن که افکار دیگری هم هست .  و این را بدان که به قول راسل  (آدمیان از هیچ چیز روی زمین به اندازه تفکر نمیترسند بیشتر از نابودی- بیشتر از مرگ... تفکر ویرانگر و طغیانگراست، مهیب و هولناک است، تفکر نسبت به تعصبات، نهادهای جا افتاده و عادتهای آسایش بخش، بیرحم است. تفکر به قعر جهنم سرک میکشد و نمیهراسد. تفکر،عظیم و چابک است، نور جهان است و شکوه بشر!!! )

حال به بحث قبلی بر گردیم و یک سؤال بپرسیم تفکر تجاوز به زنان مجوزش کجاست و چرا اینقدر راحت انجام می شود سری به قرآن می زنیم آیه ی 24 سوره ی نساء می فرماید : ( وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیمًا حَكِیمًا )
ترجمه ی خرمدل : ( و زنان شوهردار (بر شما حرام شده‌اند) مگر زنانی که (آنان را در جنگ دینی مسلمانان با کافران) اسیر کرده باشید، که (در این صورت نکاح شوهران کافرشان با اسارت لغو می‌گردد و بعد از زدوده شدن رحم ایشان،) برای شما حلال می‌باشند. این را خدا بر شما واجب گردانده است (پس آنچه را که او بر شما حرام نموده است حرام بدانید و آن را مراعات دارید). برای شما ازدواج با زنان دیگری جز اینان (یعنی جز زنان مؤمن حرام) حلال گشته است و می‌توانید با اموال خود (از راه شرعی) زنانی را جویا شوید و با ایشان ازدواج کنید (بدان شرط که منظورتان زنا و دوست‌بازی نباشد و) پاکدامن و از زنا خویشتندار باشید. ..  )
نیز ابن قیّم در كتاب احكام اهل الذمّه (ج‏10، ص‏16) می نویسد:.
احمد حنبل می گوید: پیامبر گرامی اسلام را رسم بر این بود كه از بت پرستان، زنان و كودكانی را در جنگ اسیر می كرد و به افراد مسلمانی كه این اسیران به آنان تعلق می گرفتند، اجازه می داد كه پس از گذشت ایام عدّه، با زنان اسیر همبستر شوند؛ چنان كه در حدیث ابوسعید خدری آمده: در جنگ اوطاس (كه آخرین جنگ پیامبر(ص)با بت پرستان عرب بود و بعد از فتح مكّه رخ داد) پیامبر(ص)در مورد زنان اسیر فرمود: مسلمانان با زنان حامله تا زمان وضع حمل ایشان همبستر نشوند و زنان غیر حامله نیز باید یك بار پس از اسارتْ حیض ببینند و پاك شوند وپس از استبرا، همبستری با آنان جایز خواهد بود؛ بنابراین، پیامبر(ص)برای جواز همبستری با آنان، اسلام را شرط ندانسته است، و بیشتر زنان اسیر در دوران پیامبر(ص) از بت پرستان عرب بودند و برخورد مسلمانان با آنان همین گونه بوده است، چنان كه مادر محمد حنفیه، همسر علی(ع)از همین زنان اسیر از مردم بنی حنیفه بوده است.)
آلوسی در تفسیرش می گوید :
( بالمِلْكِ المِلْكُ بالسبی خاصة فإنه المقتضی لفسخ النكاح وحلها للسابی دون غیره ، وهو قول عمر وعثمان وجمهور الصحابة والتابعین والأئمة الأربعة )جلد جهار صفحه 11 (البته نسخه ی الکترونیکی ورد )
ایشان هم اسارت را دلیل کافی برای همبستر شدن با زن می دانند و می گویند البته فقط برای اسیر کننده حلال است و نه دیگری این قول را هم قول همه ی صحابه و ائمه ی چهار گانه می دانند .
بغوی می نویسد :
، ثم استثنى فقال: { إِلا مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ } یعنی: السبایا اللواتی سُبین ولهن أزواج فی دار الحرب فیحِلُّ لمالِكِهنَّ وطؤهنَّ بعد الاستبراء، لأن بالسبی یرتفع النكاح بینها وبین زوجها
ایشان هم برای کسی که زنی را در جنگ اسیر می کند همخوابگی را بعد از پاک شدن حلال می دانند .
ابن قدامه، در كتاب مغنی (ج‏7، ص‏507) می نویسد: در مورد كنیز انی که اهل کتاب نیستند ،  اكثر اهل علم - به جز افراد نادری از ایشان - قائل به عدم جواز آمیزش هستند و از قدما تنها طاووس یمانى، همخوابی با زنان غیر كتابی را جایز دانسته است و قائلان به حلیت به آیه 24 از سوره نساء استدلال می كنند، كه در مورد زنان اسیر در جنگ اوطاس نازل شده است ..
آن گاه ابن قدامه می گوید: حدیث فوق به طریق صحیح از پیامبر نقل شده و ناظر به حلال بودن آن می باشد. سپس اضافه می كند كه همه اسرای دوران پیامبر(ص)معمولاً مشرك بودند و مسلمانانْ معتقد به تحریم آنها نبودند، و از پیامبر(ص)نیز حدیثی مبنی بر تحریم نقل نشده و به اصحاب نیز دستور اجتناب نداده اند و معمولاً اصحاب، چنین زنانی را هدیه داده اند؛... و هیچ خبری حاكی از اجتناب از همخوابی با آنان به ما نرسیده است، و همه اینها ظهور بر حلیت همخوابی با آنان دارد، جز این كه اهل علم همگی بر حرمت، اتفاق نظر دارند و بعضی از حدیث ابوسعید خدری در مورد اسیران اوطاس پاسخ داده اند كه ممكن است آنان مسلمان شده باشند، و ابن عبدالبرّ گفته است: حكم اباحه آمیزش با آنها به وسیله آیه (وَلاتَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتّی یُؤْمِنَّ) فسخ شده و قبلاً جایز بوده است.)
در رجوع به تفاسیر آیه ی 6 سوره ی مؤمنون نیز با چنین وضعی مواجه می شویم .
بنا به آنچه که مشاهده کردید اقدام دواعش در تجاوز به زنان ایزدی به نظر خودشان با مجوز قرآنی است و آنان معتقدند که چون این حلال خداست دلیلی ندارند که حلال خدا را بر خود حرام کنند خوب اشکال کجاست ؟
فرضا تعدادی از علما هم با این نوع برداشت دواعش مخالفند اگر دواعش از نظرآن دسته از علما که موافق انجام این عملند تبعیت نمایند مگر اشکالی هست ؟
ادامه دارد 

  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :