تبلیغات
بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده - پاسخ به دو سؤال مشارکین در جلسه ی دیواندره

بررسی اعتقادات وهابیت و سلفیت و مفتی زاده

سوال یکی از مشارکین - خوارج چه اهدافی داشتند ؟
سؤال یکی دیگر از مشارکین - شما چرا تغییر مذهب داده اید ؟
پاسخ به سوال اول :
عقاید خوارج به طور اختصار این موارد بود :
عقاید خوارج اولیه را می‌توان به اختصار چنین برشمرد:
1- هر كس مرتكب گناه كبیره شود، کافر است
آنان براین باورند كه هركس گناه کبیره انجام دهد, كافر مى شود وبراى اثبات این اندیشه خود از بیست وپنج آیه وچند روایت سود برده اندکه مثلا :
خوارج براین باورند كه آیه زیر صریح در كفر كسانى است كه مرتكب كبیره شوند.
(ومن لم یحكم بما أنزل اللّه فاولئك هم الكافرون) مائده / 44
وآنان كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند, كافرند.
چگونگى استدلال آنان این بود كه مرتكب كبیره ازآن جهت كه گناه انجام مى دهد به حكمى كه خداوند فرو فرستاده حكم نمى كند

(وان جهنم لمحیطة بالكافرین) توبه / 49
و جهنّم كافران را فراگرفته است.
خوارج مى گویند:
(خداوند دراین آیه شریفه فرموده است: جهنّم كافران را احاطه كرده است وازسویى مى دانیم كه گناهكار(فاسق) را جهنم فراگرفته است. بنابراین گناهكار كافر خواهد بود!)

2- هر جا كه خوارج حاكم نباشند، دارالکفر است.
3- هر كس در دارالکفر ساكن شود، كافر است و باید علیه او قیام كرد. آنان معتقد به جهاد بودند ابو حمزه یکی از سران خوارج می گوید :
(ما چون دیدیم روشنیهاى حق خاموش شده ونشانه هاى عدل از بین رفته است و كسانى كه براى زنده كردن عدل و ظلم قیام مى كنند كشته مى شوند به درخواست عبداللّه بن یحیى لبیّك گفتیم وهركس به دعوت عبداللّه لبیّك نگوید, از عذاب خداوند در امان نخواهد بود.)
4- حكومت ابوبكر و عمر و شش سال اول حكومت عثمان و خلافت علی تا پذیرش حكمیت، مشروع بود.
5- حكومت و امارت موروثی نیست لذا انتخاب امام باید با رأی و انتخاب مسلمین صورت گیرد.مسعودی در مروج الذهب می گوید :
در مسأله برگزیده شدن امام از سوى پیامبر, خوارج مانند معتزله و اشاعره معتقد به برگزیده نشدن امام وخلیفه از سوى پیامبرند وبه همین جهت ابوبكر و عثمان را خلیفه مسلمانان مى خوانند, ولى عثمان را به جهت نقاط ضعفى كه داشته, كافر مى خوانند.
6- جایز است كه اساساً‌ در عالم امامی نباشد.توضیح اینکه یکی از مباحث  علم كلام كه گاهی به جنگ نیز منتهى شده, بحث امامت وخلافت است.
امامیه و اسماعیلیه بر این باور بودند كه گماردن امام برخداوند واجب است .
ابوالحسن بصرى و معتزله بغداد و خیاط و كعبى و زیدیه, گماردن امام را بر مردم عقلاً واجب مى دانستند و نه شرعاً.
اشاعره و جبائیه تعیین امام را بر مردم شرعاً واجب مى دانستند, ولى خوارج معتقد بودند كه تعیین امام, نه برخداوند واجب است ونه بر مردم, نه شرعاً و نه عقلاً, بلكه انتخاب امام و خلیفه از سوى مردم جایز است, نه واجب زیرا اگر برمردم واجب باشد هر گروهى به فردى رأى مى دهند كه ضامن منافع آنان باشد واین مایه جنگ همیشگى است وامّا تعیین امام بر خداوند واجب نیست, به دلیل این كه(لاحكم الاّ للّه).
على درباره این استدلال خوارج مى فرماید:
(لاحكم الاّ للّه) سخن حقى است كه باطل ازآن اراده شده است. آرى حكمى غیر از حكم خداوند نیست, ولى خوارج معتقدند به امام وخلیفه نیاز نداریم. برای رؤیت بخشی از این مطالب به تقتازانی شرح المقاصد صفحات 348 به بعد  رجوع کنید
     7-  خروج علیه امامی كه خلاف سنّت عمل كند واجب است.
8- ضرورت وجود امام به دو دلیل است.
   الف) امامت نماز     
   ب)فرماندهی جهاد.چ
9 - بنا به نقل اشعری خوارج معتقد به حدوث قرآن بوده اند ( بنده شخصا این مورد را فقط در نقل اشعری دیده ام اگر خوانندگان عزیز در جای دیگر نیز این فراز از عقاید خوارج را دیده اند مطلعم نمایند ) 
10 -
(السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما) مائده/ 38
دست مرد و زن دزد را جدا كنید.
خوارج از آیه شریفه سه حكم فقهى درباره سرقت برداشت مى كنند:
الف. بریدن دست دزد از شانه, زیرا ید در لغت اسم است براى تمام عضو از شانه تا سرانگشتان.
ب. دست دزد بریده مى شود, گرچه او مال را  از مكان دربسته اى(حرز) برنداشته باشد و یا اموالی که دزدیه بسیار کم باشد
11- گروهی از خوارج مانند نافع بن ازرق معتقد به تقیه نبودند اما گروهی دیگر مانند نجدیه تقیه را مجاز می دانستند.
12- خوارج معتقد به واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر در هر حال بودند .
محققین برای تحقیق بیشتر و نیز رؤیت مطالب این صفحه به کتبی مانند تاریخ طبری مروج الذهب مسعودی و تاریخ المذاهب الاسلامیه محمد ابو زهره تفسیر الکبیر ابن تیمیه ملل و نحل شهرستانی شرح المقاصد تفتازانی و المنتظم فى تاریخ الامم والملوك مراجعه نمایند.
جواب سوال دوم :
مباحث من در همه جا فرا مذهبی است و به دفاع از مذهب خاصی مربوط نیست بلکه به دفاع از دین اسلام در برابر هجمه ی نحله های ضاله مربوط می شود  بنده فعلا قصد شرح و تبیین عقاید مذهب خاصی را ندارم به همین دلیل ورود من به بحث مذاهب خلاف این روش کلی که اتخاذ کرده ام می باشد در خصوص اعتقادم به مذهبی خاص نیز برای جلوگیری از تشتت و تفرقه توضیحی نمی دهم تا نکند پیروان یکی از مذاهب احساس کنند که من در حال ضدیت با ایشان و کم کردن از تعداد پیروان مذهبشان هستم.
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :